۱۰. گبی براون: اول شلیک میکند، بعداً سوال میپرسد

گبی، دخترعموی راینر براون، شاید در رتبه آخر خطرناکترین شخصیتهای اتک آن تایتان قرار گیرد، اما نباید او را دستکم گرفت. درست است که گبی هرگز آنطور که قصد داشت به یک تایتان شیفتر تبدیل نشد، اما همچنان به عنوان یک سرباز معمولی، تواناییهای خود را ثابت کرد. به عنوان مثال، او کسی بود که با ابتکار عمل، یک خوشه نارنجک را برای از کار انداختن یک قطار زرهی ضد-تایتان ساخت. گبی همچنین کسی بود که جرأت کرد سوار کشتی هوایی تیم ارن شود و به مهاجمان الدیایی در داخل آن حمله کند. او بدون تردید، ساشا براوس را با شلیک گلوله کشت؛ اقدامی جسورانه که به وضوح گبی را به عنوان یک آنتاگونیست خطرناک معرفی میکند. با این حال، زمانی که گبی زمان کافی را در جزیره پارادایس گذراند، با شناختن “شیاطین” ساکن آنجا، از تمایلات خطرناک خود کاست.
۹. کنی آکرمن برای مدتی کوتاه، لشکر پیشرو را به وحشت انداخت

بسیاری از خطرناکترین دشمنان قهرمانان در اتک آن تایتان، تایتانهای شیفتر بودند، اما تعداد کمی از آنها در واقع انسانهای عادی بودند، مانند کنی آکرمن، دایی کاپیتان لیوای. انیمه در برخی سکانسهای فلشبک، تصویر خشن کنی را کمی ملایمتر کرد، جایی که او به پسر خواهرش جنگیدن را یاد میداد، اما کنی همچنان دشمنی خطرناک برای تیم ارن بود. کنی هرگز به قدرت تایتانهای شیفتر نیاز نداشت تا خود را به یک دشمن قابل توجه تبدیل کند. کنی یکی از بهترین و تواناترین مبارزان غیر-تایتان در اتک آن تایتان است، که دیدن او را نیز بسیار هیجانانگیز میکند. در یک مبارزه، کنی سرعت، دقت و شجاعت تقریباً بینظیری دارد که به او اجازه میدهد در چندین نبرد، اعضای لشکر پیشرو را به بازی بگیرد. در مورد اهدافش نیز، او به دنبال خیانت به راد ریس برای به دست آوردن قدرت تایتان بنیانگذار بود، هدفی که کنی را چه به آن میرسید و چه نمیرسید، بسیار خطرناک میکرد.
۸. یلنا برای حمایت از آرمان زیک، دست به هر کاری میزد

یلنای قدبلند و عبوس، هرگز یک تایتان شیفتر یا عضو لشکر پیشرو نبود، اما از طریق دسیسههایش همچنان خطرناک بود. یلنا حتی همه را در مورد اصالت و نیتهای خود فریب داد و تنها بعدها تمایل خود برای حمایت از قهرمانش، زیک، به هر قیمتی را فاش کرد. در حالی که زیک به طور مستقیم بسیار خطرناکتر بود، صرفاً حامی او بودن، یلنا را نیز به طور غیرمستقیم خطرناک میکرد. یلنا از طرفداران طرح اتانازی زیک برای تمام الدیاییها بود و همچنین نفرتی شدید از سرزمین مادری خود، امپراتوری مارلی، داشت که او را برای جناحهای مختلف خطرناک میکرد. و در حالی که یلنا به ندرت این موضوع را با زور اثبات میکرد، اما همچنان حاضر بود در صورت لزوم، افرادی مانند گریز را با خونسردی به قتل برساند. یلنا به همان اندازه خونسرد است وقتی که خودش در معرض اسلحه قرار میگیرد و با آرامش به فلوک میگوید اگر قصد شلیک به او را دارد، باید عجله کند.
۷. فلوک فورستر به یک رادیکال مبارز برای احیای الدیا تبدیل شد

در ابتدا، طرفداران اتک آن تایتان به سختی به شخصیت فرعی فلوک فورستر توجه میکردند. انصافاً، شخصیتهای فرعی مانند او اغلب میمردند و بینندگان به این واقعیت عادت کرده بودند. فلوک جنبه خطرناک خود را تا پس از پرش زمانی اتک آن تایتان نشان نداد، زمانی که به یک رادیکال با انگیزه بالا تبدیل شد. وقتی ارن گروهی از حامیان را جمع کرد، هیچکس به اندازه خود فلوک به این آرمان متعهد نبود. فلوک تقریباً به چهره جنبش یگریستها تبدیل شد، یک قلدر شرور که به هر کسی که سر راهش قرار میگرفت شلیک میکرد و در عین حال سخنرانیهای پر زرق و برقی برای این آرمان ایراد میکرد. فلوک یک سرباز و افراطی بود که برای حمایت از ارن دست به هر کاری میزد و برای این منظور، حتی زمانی که ارن در ماموریت شخصی خود بود، فرماندهی یگریستها را بر عهده گرفت. تنها با نیروی زیاد بود که میکاسا آکرمن و آرمین توانستند با دوست سابق خود مانند فلوک مقابله کنند.
۶. راینر کسی بود که مدام دروازههای شهر را میشکست

چندین تایتان شیفتر که برای امپراتوری مارلی کار میکردند، به خصوص از دیدگاه خود ارن، در میان خطرناکترین شخصیتهای اتک آن تایتان قرار دارند. دو نفر از آنها به عنوان کسانی که دیوارهای شهر پارادایس را شکستند تا تایتانهای خالص را به داخل شهر بکشانند، برجسته هستند و راینر یکی از آن دو تایتان شیفتر دیوارشکن بود. او کسی بود که برای شکستن دروازههای عظیم به جلو تاخت، و این صحنهای واقعی برای دیدن بود. از طریق این اقدامات، راینر به تایتانهای خالص اجازه داد تا به داخل شهر راهپیمایی کرده و افراد بیشماری را سلاخی کنند، که این موضوع راینر را به طور غیرمستقیم بسیار خطرناک میکند. راینر همچنین با قدرت تایتان زرهپوش خود به عنوان یک شرور واقعی، بیش از یک بار با ارن دشمنی کرد و جنگید. بعدها، راینر برای ائتلاف شرقی بسیار خطرناک بود و در تصرف فورت اسلاوا و قتل عام مدافعان آن نقش داشت.
۵. برتولت هوور دیوارهای شهر را به بازی گرفت

برتولت هوور جایگاه میانی را در میان خطرناکترین شخصیتهای اتک آن تایتان به خود اختصاص میدهد زیرا او یک موتور تخریب سر به فلک کشیده است. توضیحات در فصل چهارم انیمه نشان میداد که تایتان غولآسا قویترین تایتان شیفتر شناخته شده است و برتولت این موضوع را چند بار ثابت کرد. وقتی روزی رسید که بشریت باید سرنوشت وحشتناک خود را به یاد میآورد، تایتان غولآسا آنجا بود تا این نکته را به آنها یادآوری کند. با دو لگد در دو سال مختلف، تایتان غولآسای برتولت به دیوارهای شهر پارادایس آسیب رساند و تایتان زرهپوش به دنبال آن اطمینان حاصل کرد که تایتانهای خالص میتوانند وارد شوند. درست است که برتولت با تایتان غولآسای خود مبارزه مستقیم زیادی انجام نداد، اما نقش او در محاصره شهر، او را به یک تهدید وحشتناک برای جزیره پارادایس و تمام شهروندان آن تبدیل میکند. این باعث شد که وقتی، از بین همه مردم، آرمین آرلرت قدرت تایتان غولآسا را برای خود به دست آورد، همه احساس آرامش کنند.
۴. آنی لئونهارت یک تایتان باهوش و غیرقابل پیشبینی بود که سعی در دستگیری ارن داشت

در فصل پایانی انیمه اتک آن تایتان، آنی لئونهارت در واقع آنقدرها خطرناک نبود، اما برای مدتی، او بدترین دشمن ارن بود. در حالی که راینر و برتولت شهر پارادایس را به طور کلی به وحشت انداختند، آنی بیشتر شبیه یک قاتل حیلهگر در تعقیب ارن عمل کرد و کارش را فوقالعاده انجام داد. در طی یک مأموریت، لشکر پیشرو متوجه شد که یک تایتان مونث به دنبال آنهاست و در نهایت فهمیدند که این یک تایتان شیفتر ماهر است: آنی. آنی با تمام اعضای لشکر پیشرو بازی کرد و آنها را به روشهای خونین اما خلاقانه کشت و در عین حال به ارن نزدیکتر شد. و حتی وقتی لیوای او را در نبرد به بازی گرفت، آنی با فریاد خود راهی برای فرار داشت و تایتانهای خالص را برای پوشش فرار خود فراخواند. در نهایت، آنی با حمله به ارن در داخلیترین منطقه شهر، ماهیت خطرناک خود را تقویت کرد و به یک دوئل شدید منجر شد تا اینکه سرانجام تغیان تایتان مونث متوقف شد.
۳. دسیسههای گریشا به قدرت گرفتن ارن کمک کرد

همانطور که طرفداران اتک آن تایتان در مجموعهای از صحنههای فلشبک دیدند، گریشا یگر برای امپراتوری مارلی خطرناکتر از هر کس دیگری بود. گریشا از امپراتوری مارلی به خاطر کاری که با خواهر کوچکتر محبوبش فِی و الدیاییها به طور کلی کرده بود، متنفر بود، بنابراین به یک احیاگر الدیایی تبدیل شد که برای این آرمان دست به هر کاری میزد. این او را به اندازهای خطرناک کرد که به جزیره پارادایس تبعید شود، اما کار گریشا هنوز تمام نشده بود. با دسیسه و نقشهریزی دقیق، گریشا اطمینان حاصل کرد که تایتان بنیانگذار را از خانواده ریس برباید، که منجر به مرگ بسیاری از آنها در این فرآیند شد. گریشا همچنین فرم تایتان مهاجم را داشت که از آن در نبردهای مرگبار استفاده میکرد و در نهایت هر دو فرم تایتان شیفتر را به پسر دومش، ارن، منتقل کرد. مهمتر از همه، گریشا به ارن مأموریت داد تا الدیا را احیا کرده و مارلی را در هم بکوبد، و او را به یک شخصیت خطرناک تاریخی تبدیل کرد.
۲. زیک میخواست مردم خودش را به یک انقراض آرام محکوم کند

برادران ناتنی یگر به دو تا از مهمترین و تأثیرگذارترین شخصیتها در آرکهای داستانی بعدی اتک آن تایتان تبدیل شدند. ابتدا، زیک با حملات تایتان جانور خود، خود را به عنوان یک تهدید جدی برای لشکر پیشرو تثبیت کرد و با دقتی قابل توجه به سمت دشمنانش سنگ پرتاب میکرد. هیچکس نمیتوانست او را متوقف کند تا اینکه فرمانده اروین اسمیت یک یورش قهرمانانه را رهبری کرد و لیوای نیز به معرکه پیوست. پس از آن، زیک با پرتاب گلولههای انفجاری به سمت کشتیهایشان، برای ناوگان متفقین خطرناک بود، اما راههای خطرناک او تازه شروع شده بود. تهدید واقعی در نیتهای زیک نهفته بود، زیرا او قصد داشت تمام الدیاییها را اتانازی کند تا به مردم خودش اجازه دهد به آرامی به انقراض کشیده شوند و جهان را از شر تهدیدشان خلاص کنند. زیک در نهایت نتوانست به آن هدف دست یابد، اما راه درازی را برای رسیدن به آن پیمود و صرف تهدید کاری که قصد انجامش را داشت، زیک را به طور فوقالعادهای برای الدیاییها خطرناک کرد.
۱. ارن تقریباً تمام جهان را به نام الدیا صاف کرد

تا پایان اتک آن تایتان، قهرمان داستان، ارن یگر، به مراتب خطرناکترین شخصیت انیمه بود. او از قبل با فرم تایتان مهاجم خود و آموزشی که از آنی دیده بود، یک مبارز ماهر بود، اما سپس ارن به یک رادیکال تهاجمی تبدیل شد که حتی قدرت تایتان پتک جنگی را نیز به دست آورد. این به ارن کمک کرد تا در نبرد به یک تایتان تقریباً شکستناپذیر تبدیل شود، و سپس ارن خطر واقعی را آزاد کرد. رویداد آخرالزمانی «غرش» ارن بخشی از بازی نهایی او بود و جایگاه او را به عنوان بزرگترین هیولای تاریخ تثبیت کرد، زیرا ارتش تایتان غولآسای او شروع به له کردن دنیای غیر-الدیایی زیر پای خود کرد. ارن در آن فرم تقریباً غیرقابل توقف بود و تنها زمانی متوقف شد که یک تیم نخبه با میکاسا، لیوای و بقیه تلاشی مذبوحانه برای متوقف کردن او آغاز کردند. و حتی پس از سقوط ارن، او در کتابهای تاریخ خطرناک باقی ماند و نسلهای بعدی را الهام بخشید تا با استفاده از ابزارهای غیر-تایتانی، کاری را که او شروع کرده بود، ادامه دهند.