دفاع سرسختانه ساپکوفسکی از کلام نوشتاری
بر اساس گزارشها، در طی یک جلسه پرسش و پاسخ که توسط ناشران Orbit Books برگزار شد، ساپکوفسکی به سوالی درباره نظراتش در مورد اقتباسهای تلویزیونی و بازیهای ویدیویی و مسیری که آنها در پیش گرفتهاند، پاسخ داد. ساپکوفسکی با قاطعیت از کلام نوشتاری و منبع اصلی دفاع کرد و ادعا نمود که هر اقتباسی در فرآیند تبدیل، چیزی را از دست میدهد.
اینطور بگویم: یک اثر اصلی وجود دارد و سپس اقتباسها وجود دارند. صرف نظر از کیفیت این اقتباسها، هیچ وابستگی یا نقطه تلاقی بین اصل ادبی و اقتباس آن وجود ندارد. اثر اصلی به تنهایی ایستاده است و هر اقتباسی نیز به تنهایی میایستد؛ شما نمیتوانید کلمات را به تصویر ترجمه کنید بدون اینکه چیزی را از دست بدهید، و هیچ ارتباطی نمیتواند در اینجا وجود داشته باشد. علاوه بر این، اقتباسها عمدتاً تجسمسازی هستند، به این معنی که کلمات نوشتاری را به تصویر تبدیل میکنند، و نیازی به اثبات برتری کلام نوشتاری بر تصاویر نیست، این امری بدیهی است. کلام نوشتاری همیشه و به طور قاطع بر تصاویر پیروز میشود و هیچ تصویری – چه انیمیشن و چه غیر آن – نمیتواند با قدرت کلام نوشتاری برابری کند.
این اظهارات برای سریال ویچر نتفلیکس چه معنایی دارد؟

سریال ویچر ثابت کرده است که یکی از تفرقهانگیزترین اقتباسهای نتفلیکس است و دلیل آن نیز روشن است. اگرچه در اوایل پخش، این سریال کار قابل تحسینی در اقتباس از رمانهای حماسی و گسترده ساپکوفسکی انجام داد، اما هنوز بخشهای زیادی وجود داشت که سریال نتوانست به طور مؤثری آنها را اقتباس کند، و این نقطه ضعفی است که اقتباسهای بصری هنگام بازآفرینی منبع اصلی با آن روبرو هستند.
در حالی که درست است که ویچر یک اقتباس دقیق و فریم به فریم از کتابها نیست، یک بازسازی مو به مو نیز به دلیل محدودیتهای ساخت سریال هرگز نمیتوانست موفق باشد. با این وجود، انحراف شدیدی از آنچه کتابهای ساپکوفسکی را به آثاری موفق تبدیل کرده بود، وجود داشته است و این موضوع ادعای نویسنده را مبنی بر اینکه هیچ چیز نمیتواند با کلام نوشتاری برابری کند، تأیید میکند.
تحلیل دیدگاه ساپکوفسکی

البته، ساپکوفسکی به عنوان یک نویسنده، ناگزیر به داشتن درجهای از تعصب در این زمینه است، اما حقیقتی در گفتههای او وجود دارد. آثار نوشتاری حاوی جادوی تخیل هستند و هر کسی که یک رمان میخواند، عناصر آن را به شکلی متفاوت در ذهن خود تصور میکند. تماشای یک اقتباس، تجربه کردن یک تفسیر خاص از آن تجربه خیالی است.
سریال نتفلیکس با چالش عظیمی روبرو بود: تبدیل صدها صفحه از داستانهای پیچیده، شخصیتهای عمیق و دنیایی غنی به یک فرمت بصری و اپیزودیک. این فرآیند به ناچار نیازمند حذف، تغییر و سادهسازی است. در حالی که فصل اول به دلیل وفاداری به داستانهای کوتاه اصلی مورد تحسین قرار گرفت، فصلهای بعدی با فاصله گرفتن از منبع اصلی، با انتقادات بیشتری از سوی طرفداران کتابها مواجه شدند. اظهارات ساپکوفسکی به نوعی بازتابدهنده همین نارضایتیهاست و بر این باور تأکید میکند که تجربه شخصی و منحصر به فرد خواندن یک کتاب، هرگز به طور کامل در یک رسانه بصری قابل بازآفرینی نیست.