شخصیت وکنا در اتفاقات عجیب: هرآنچه باید بدانید

شخصیت وکنا در Stranger Things: هرآنچه باید بدانید
50 بازدید

در دنیای وسیع و پر از هیولای سریال Stranger Things، هیچ شخصیتی به اندازه وکنا (Vecna) نتوانسته است ترس را به معنای واقعی کلمه در رگ‌های تماشاگران جاری کند. او فقط یک هیولای دیگر از دنیای وارونه (Upside Down) نیست؛ او یک کابوس روانشناختی، یک استراتژیست بی‌رحم و مغز متفکر پشت تمام اتفاقات شومی است که شهر هاوکینز را به مرز نابودی کشانده. وکنا با معرفی در فصل چهارم، نه‌تنها سطح وحشت سریال را چندین پله ارتقا داد، بلکه تمام داستان‌های گذشته را به یکدیگر متصل کرد و خود را به عنوان تاریک‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت شرور کل مجموعه معرفی کرد.

اما این موجود هولناک واقعاً کیست؟ او از کجا آمده و چه گذشته تراژیکی او را به این هیولای تشنه به انتقام تبدیل کرده است؟ بازیگر پشت این گریم سنگین و خیره‌کننده کیست و چگونه توانسته چنین نقش دشواری را زنده کند؟ اگر این سوالات ذهن شما را نیز درگیر کرده، جای درستی آمده‌اید. این مقاله، جامع‌ترین راهنمای فارسی برای شناخت کامل وکنا است؛ از داستان کودکی‌اش به عنوان هنری کریل (Henry Creel) تا تبدیل شدنش به شماره ۰۰۱ در آزمایشگاه هاوکینز و در نهایت، تولد دوباره‌اش به عنوان فرمانروای دنیای وارونه.

فهرست مطالب

پاسخ‌های سریع به سوالات کلیدی درباره وکنا

قبل از اینکه به اعماق داستان تاریک وکنا شیرجه بزنیم، در اینجا پاسخ‌های سریع و مستقیمی برای مهم‌ترین سوالات شما آماده کرده‌ایم:

وکنا کیست؟

وکنا شخصیت شرور اصلی فصل چهارم و پنجم سریال Stranger Things است. هویت واقعی او هنری کریل، پسر خانواده کریل است که با قدرت‌های فراطبیعی به دنیا آمد. او بعدها در آزمایشگاه هاوکینز به عنوان اولین سوژه آزمایشی دکتر برنر، با نام شماره ۰۰۱ (Number 001) شناخته شد. پس از نبردی با اِلِون (Eleven) در سال ۱۹۷۹، او به دنیای وارونه تبعید شد و در آنجا به هیولایی قدرتمند به نام وکنا تبدیل گشت.

بازیگر نقش وکنا چه کسی است؟

بازیگر هنرمند بریتانیایی، جیمی کمپل باور (Jamie Campbell Bower)، نقش وکنا و هویت انسانی او (هنری کریل / شماره ۰۰۱) را ایفا می‌کند. او برای این نقش، گریم prosthetics بسیار سنگین و پیچیده‌ای را تحمل می‌کند که ساعت‌ها طول می‌کشد تا روی صورت و بدنش اجرا شود.

داستان اصلی وکنا به طور خلاصه چیست؟

داستان وکنا یک تراژدی است. او به عنوان هنری کریل، کودکی که از جامعه انسانی متنفر بود، خانواده‌اش را با قدرت‌های ذهنی خود به قتل رساند. سپس توسط دکتر برنر به آزمایشگاه هاوکینز برده شد تا قدرت‌هایش کنترل شود. او در آنجا اِلِون جوان را فریب داد تا تراشه‌ای که قدرت‌هایش را مهار می‌کرد، از بدنش خارج کند. پس از کشتار در آزمایشگاه، اِلِون در یک نبرد حماسی او را شکست داد و ناخواسته دروازه‌ای به دنیای وارونه باز کرد و او را به آنجا فرستاد. در آن بعد تاریک، بدن او سوخت و تغییر شکل داد تا به وکنا تبدیل شود.

هدف نهایی وکنا چیست؟

هدف نهایی وکنا نابودی کامل مرز بین دنیای انسان‌ها و دنیای وارونه است. او معتقد است بشریت یک ویروس و دروغ بزرگ است و قصد دارد با باز کردن دروازه‌های متعدد در هاوکینز، دنیای وارونه را به زمین بیاورد و جهان را طبق دیدگاه تاریک و نیهیلیستی خود بازسازی کند. او به دنبال انتقام از اِلِون و تمام کسانی است که او را طرد کرده‌اند.

بازیگر پشت نقاب هیولا: آشنایی با جیمی کمپل باور

یکی از دلایل اصلی که شخصیت وکنا تا این حد تأثیرگذار و ترسناک از آب درآمده، عملکرد خیره‌کننده بازیگری است که در زیر لایه‌های سنگین گریم پنهان شده است. جیمی کمپل باور، با استعداد بی‌نظیر خود توانست سه شخصیت کاملاً متفاوت را زنده کند: کارمند مهربان و فریبنده آزمایشگاه، هیولای روانی شماره ۰۰۱، و در نهایت، موجودیت کابوس‌وار وکنا. این موفقیت تنها به جلوه‌های ویژه کامپیوتری (CGI) متکی نیست، بلکه حاصل تعهد یک بازیگر به هنر خود است.

جیمی کمپل باور در حال گریم سنگین برای تبدیل شدن به شخصیت وکنا در سریال Stranger Things

پروسه گریم جیمی کمپل باور برای نقش وکنا بیش از ۷ ساعت زمان می‌برد.

پروسه طاقت‌فرسای گریم و طراحی لباس

شاید باورش سخت باشد، اما بیش از ۹۰ درصد ظاهر وکنا که روی صفحه می‌بینید، گریم و جلوه‌های ویژه میدانی (Practical Effects) است و نه CGI. تیم طراحی گریم برای ساخت این هیولا، یک لباس کامل از جنس لاتکس طراحی کردند که تمام بدن جیمی کمپل باور را می‌پوشاند. این پروسه هر روز فیلم‌برداری بین ۷ تا ۸ ساعت طول می‌کشید. باور در مصاحبه‌های خود گفته است که این گریم سنگین به او کمک می‌کرد تا از نظر ذهنی نیز به شخصیت تاریک وکنا نزدیک‌تر شود و حرکات و صدای او را بهتر پیدا کند.

چالش‌های ایفای این نقش از زبان خود بازیگر

جیمی کمپل باور برای آماده‌سازی خود، تحقیقات گسترده‌ای در مورد شخصیت‌های شرور نمادین سینمای وحشت مانند پین‌هد (Pinhead)، فردی کروگر (Freddy Krueger) و پنی‌وایز (Pennywise) انجام داد. او برای رسیدن به صدای عمیق و ترسناک وکنا، ماه‌ها تمرین کرد. به گفته خودش، او یک “دیگ جوشان از خشم و نفرت” را در ذهن خود ایجاد کرده بود تا بتواند انگیزه‌های شخصیت را درک کند. این تعهد عمیق به نقش، باعث شد که عملکرد او به یکی از به‌یادماندنی‌ترین اجراهای سریال تبدیل شود. برای آشنایی بیشتر با سایر بازیگران سریال Stranger Things و نقش‌های پیچیده‌ای که ایفا کرده‌اند، می‌توانید راهنمای کامل ما را در این زمینه مطالعه کنید.

تاریخچه کامل وکنا: یک تراژدی سه‌پرده‌ای

برای درک کامل شخصیت وکنا، باید به گذشته‌ای بسیار دورتر از اتفاقات فصل اول بازگردیم؛ به زمانی که او فقط یک پسر بچه به نام هنری کریل بود. داستان او یک روایت غم‌انگیز از انزوا، نفرت و قدرتی است که از کنترل خارج شد. این داستان را می‌توان به سه پرده اصلی تقسیم کرد که هر کدام بخشی از پازل هویتی او را تکمیل می‌کنند.

پرده اول: هنری کریل، پسری با قدرت‌های تاریک

داستان از سال ۱۹۴۷ با نقل مکان خانواده کریل به خانه‌ای جدید در هاوکینز آغاز می‌شود. این خانواده متشکل از پدر، ویکتور کریل (Victor Creel)، مادر، ویرجینیا و دو فرزند به نام‌های آلیس و هنری بود. از همان ابتدا، هنری پسری گوشه‌گیر و متفاوت بود. او عمیقاً از ریاکاری و بی‌رحمی دنیای انسان‌ها متنفر بود و زمان را مفهومی ساختگی و بی‌رحمانه می‌دانست که انسان‌ها را در یک چرخه تکراری و بی‌معنی حبس کرده است.

در تنهایی خود، هنری متوجه شد که دارای قدرت‌های فراطبیعی است. او می‌توانست چیزها را با ذهنش حرکت دهد، به ذهن دیگران نفوذ کند و واقعیت را برایشان دستکاری نماید. اولین موجوداتی که او قدرت‌هایش را روی آن‌ها آزمایش کرد، عنکبوت‌های بیوه سیاه بودند که در خانه پیدا می‌کرد؛ موجوداتی که به دلیل انزوایشان، با آن‌ها احساس نزدیکی می‌کرد. او به تدریج قدرت‌های خود را به عنوان راهی برای مجازات کسانی که آن‌ها را “انسان‌های ریاکار” می‌دید، به کار گرفت.

هنری کریل جوان در اتاق زیر شیروانی خانه کریل، در حال کشف قدرت‌های فراطبیعی خود.

هنری کریل جوان، قبل از اینکه به تاریکی کامل فرو برود، قدرت‌هایش را کشف کرد.

نقطه اوج این دوره از زندگی او در سال ۱۹۵۹ فرا رسید. هنری که از زندگی ساختگی و دروغین خانواده‌اش به ستوه آمده بود، تصمیم گرفت آن‌ها را مجازات کند. او با استفاده از قدرت‌هایش، کابوس‌های وحشتناکی را برای پدر و مادرش ایجاد کرد و در نهایت، مادر و خواهرش را به شکلی بی‌رحمانه به قتل رساند. پدرش، ویکتور، تنها بازمانده این حادثه بود، اما هنری او را نیز با ایجاد توهم، مقصر این جنایت جلوه داد و باعث شد که ویکتور برای تمام عمر به اتهام قتل خانواده‌اش در یک بیمارستان روانی زندانی شود. با این حال، استفاده بیش از حد از این قدرت عظیم، بدن جوان هنری را تحلیل برد و او به کما فرو رفت.

پرده دوم: شماره ۰۰۱، ستاره سقوط کرده آزمایشگاه هاوکینز

پس از جنایت خانواده کریل، دکتر مارتین برنر (Martin Brenner) که از وجود پسری با قدرت‌های خارق‌العاده مطلع شده بود، هنری را پیدا کرد. برنر او را به آزمایشگاه ملی هاوکینز برد و نام او را به شماره (001) تغییر داد. او اولین و قدرتمندترین سوژه آزمایشی برنر بود. دکتر برنر با درک خطرناک بودن قدرت‌های هنری، یک تراشه کوچک به نام “Soteria” را در گردن او کار گذاشت که قدرت‌های فراطبیعی‌اش را سرکوب و او را قابل کنترل می‌کرد.

سال‌ها گذشت و هنری به عنوان یک کارمند و دستیار در آزمایشگاه به کار گرفته شد. او ظاهراً فردی مهربان و دلسوز بود که به سایر کودکان آزمایشگاه کمک می‌کرد. در سال ۱۹۷۹، او با یک دختر جوان و بسیار قدرتمند به نام اِلِون (Eleven) آشنا شد. هنری با دیدن استعداد و قدرت‌های اِلِون، او را به عنوان ابزاری برای رسیدن به آزادی خود دید. او با فریب و جلب اعتماد اِلِون، به او یاد داد که چگونه از قدرت‌هایش استفاده کند و در نهایت، اِلِون را متقاعد کرد تا تراشه مهارکننده را از گردن او خارج کند.

شماره ۰۰۱ (هنری کریل) در لباس سفید آزمایشگاه هاوکینز قبل از کشتار بزرگ.

شماره ۰۰۱، قبل از اینکه هویت واقعی خود را فاش کند، به عنوان یک دستیار در آزمایشگاه هاوکینز کار می‌کرد.

به محض اینکه قدرت‌های هنری بازگشت، او ذات واقعی و نیهیلیستی خود را آشکار کرد. او در یک اقدام وحشیانه، تقریباً تمام افراد حاضر در آزمایشگاه، از جمله نگهبانان، کارمندان و سایر کودکان آزمایشگاه را به قتل رساند. او سپس تلاش کرد تا اِلِون را نیز با خود همراه کند و با هم بشریت را پاکسازی کنند. اما اِلِون که از این حجم از خشونت وحشت‌زده شده بود، پیشنهاد او را رد کرد. این موضوع منجر به یک دوئل حماسی و ویرانگر بین دو تن از قدرتمندترین موجودات سریال شد.

پرده سوم: تولد وکنا، ژنرال آپساید داون

در اوج نبرد، اِلِون با استفاده از یک خاطره قدرتمند از عشق مادرش، توانست بر هنری غلبه کند. او با تمام قدرت خود، نه تنها هنری را شکست داد، بلکه ناخواسته اولین دروازه (Gate) بین دنیای انسان‌ها و یک بعد دیگر را باز کرد. بدن هنری با عبور از این دروازه، توسط صاعقه‌های قرمز و انرژی خام آن بعد تاریک، به شدت سوخت و متلاشی شد و او به دنیای وارونه (Upside Down) تبعید گشت.

در این بعد سرد و فراموش‌شده، هنری برای سال‌ها سرگردان بود. بدن او به آرامی تغییر شکل داد و پوستش سوخت، تا به موجودی هیولایی و پیچ‌خورده تبدیل شود که دیگر شباهتی به انسان نداشت. او در این دنیا، با یک انرژی جمعی و ذهنی به نام Hive Mind ارتباط برقرار کرد و موجوداتی از جنس سایه و گرد و غبار را کشف کرد. با استفاده از قدرت‌هایش، او توانست این ذرات را شکل دهد و هیولای غول‌پیکری را خلق کند که شباهت زیادی به عنکبوت داشت؛ موجودی که بعدها به مایند فلیر (Mind Flayer) معروف شد.

هنری کریل، یا همان شماره ۰۰۱، اکنون مرده بود. به جای او، وکنا متولد شده بود؛ ژنرال و فرمانروای دنیای وارونه که از مایند فلیر به عنوان ابزاری برای حمله به هاوکینز در فصل‌های دوم و سوم استفاده کرد. او سال‌ها در سایه‌ها منتظر ماند، قدرت خود را بازیافت و نقشه‌ای دقیق برای بازگشت و انتقام نهایی خود طراحی کرد؛ نقشه‌ای که اجرای آن را در فصل چهارم شاهد بودیم.

تحلیل قدرت‌ها و نقاط ضعف وکنا

وکنا بدون شک یکی از قدرتمندترین موجودات فراطبیعی در دنیای Stranger Things است. قدرت‌های او نه تنها فیزیکی، بلکه عمیقاً روانشناختی هستند و همین موضوع او را به یک تهدید چندوجهی تبدیل می‌کند. اما مانند هر شخصیت شرور بزرگی، او نیز نقاط ضعفی دارد که کلید شکست دادنش در آن‌ها نهفته است.

زرادخانه قدرت‌های ذهنی وکنا

قدرت‌های وکنا ترکیبی از توانایی‌های ذاتی او به عنوان هنری کریل و انرژی خامی است که از دنیای وارونه جذب کرده است. مهم‌ترین توانایی‌های او عبارت‌اند از:

  • تله‌پاتی و نفوذ به ذهن (Telepathy & Mind Invasion): این اصلی‌ترین سلاح اوست. وکنا می‌تواند از راه دور به ذهن قربانیان خود نفوذ کند، عمیق‌ترین تروماها، ترس‌ها و گناهان آن‌ها را پیدا کرده و از این اطلاعات برای شکنجه روانی آن‌ها استفاده کند. او نیازی به حضور فیزیکی ندارد تا قربانیانش را شکار کند.
  • ایجاد توهمات روانی (Curse / Psychic Illusions): وکنا استاد خلق کابوس‌های زنده است. او توهماتی بسیار واقعی و شخصی‌سازی‌شده برای قربانیانش ایجاد می‌کند که آن‌ها را در یک چرخه از ترس و عذاب روانی گرفتار می‌کند. این توهمات معمولاً شامل ساعت پدربزرگ خانواده کریل و نسخه‌های ترسناکی از عزیزانشان است.
  • تله‌کینزی پیشرفته (Advanced Telekinesis): مانند اِلِون، وکنا نیز توانایی حرکت اجسام با ذهن را دارد. اما قدرت او در این زمینه بسیار وحشیانه و مرگبارتر است. او از این قدرت برای شکستن استخوان‌های قربانیانش از راه دور و معلق کردن آن‌ها در هوا استفاده می‌کند، که به امضای بی‌رحمانه او تبدیل شده است.
  • ارتباط با Hive Mind: پس از تبعید به دنیای وارونه، وکنا به کنترل‌کننده اصلی ذهن جمعی (Hive Mind) تبدیل شد. این به او اجازه می‌دهد تا تمام موجودات دنیای وارونه، از جمله دموگورگن‌ها، دموبات‌ها و حتی مایند فلیر را کنترل کند. در واقع، او ژنرالی است که یک ارتش کامل از هیولاها را فرماندهی می‌کند.
  • ایجاد دروازه بین ابعاد (Gate Creation): وکنا با هر قتلی که انجام می‌دهد، یک ارتباط روانی قوی بین دنیای وارونه و دنیای انسان‌ها ایجاد می‌کند. این ارتباط به قدری قدرتمند است که یک دروازه (Gate) جدید در محل مرگ قربانی باز می‌شود. هدف نهایی او باز کردن تعداد کافی از این دروازه‌ها برای ادغام کامل دو دنیاست.

وکنا در حال استفاده از قدرت‌های تله‌کینزی خود برای معلق کردن مکس در هوا در فصل چهارم Stranger Things

یکی از ترسناک‌ترین قدرت‌های وکنا، توانایی او در کنترل و شکستن بدن قربانیانش از راه دور است.

پاشنه آشیل هیولا: چگونه می‌توان وکنا را شکست داد؟

با وجود تمام این قدرت‌های هولناک، وکنا شکست‌ناپذیر نیست. فصل چهارم چندین نقطه ضعف کلیدی را برای او آشکار کرد که بدون شک در فصل پایانی نقش مهمی ایفا خواهند کرد:

  • ارتباط با خاطرات خوب و موسیقی: نفرین وکنا با نفوذ به بخش‌های تاریک ذهن قربانی کار می‌کند. همانطور که در مورد مکس (Max) دیدیم، تمرکز بر یک خاطره شاد و قدرتمند یا گوش دادن به یک موسیقی مورد علاقه می‌تواند یک “لنگر” در دنیای واقعی ایجاد کند و ارتباط روانی وکنا را مختل نماید. موسیقی به عنوان یک نیروی احساسی قوی، می‌تواند سد دفاعی در برابر نفوذ او ایجاد کند.
  • آسیب‌پذیری بدن فیزیکی: زمانی که وکنا به صورت ذهنی به قربانیانش حمله می‌کند، بدن فیزیکی او در دنیای وارونه در حالتی شبیه به خلسه و بی‌دفاع قرار می‌گیرد. این فرصتی طلایی برای حمله مستقیم به اوست. در فصل چهارم، نانسی، استیو و رابین از همین فرصت استفاده کردند و توانستند آسیب جدی به بدن فیزیکی او وارد کنند.
  • تکبر و نفرت از بشریت: بزرگترین ضعف روانی وکنا، تکبر بیش از حد و نفرت عمیق او از انسان‌هاست. او به قدری به برتری خود ایمان دارد که اغلب قدرت اراده، عشق و اتحاد انسان‌ها را دست‌کم می‌گیرد. همین غرور بود که باعث شد او قدرت اِلِون را دست‌کم بگیرد و در اولین نبردشان شکست بخورد.
  • ارتباط با اِلِون: اِلِون تنها کسی است که توانسته یک بار او را شکست دهد. قدرت‌های آن‌ها از یک منبع مشابه سرچشمه می‌گیرد و این دو یک ارتباط ذهنی عمیق و خطرناک با یکدیگر دارند. اِلِون نه تنها نقطه مقابل وکنا، بلکه بزرگترین تهدید برای اوست.

ریشه‌های وکنا: از بازی Dungeons & Dragons تا فردی کروگر

مانند بسیاری از هیولاهای دیگر سریال، نام “وکنا” نیز مستقیماً از بازی رومیزی معروف Dungeons & Dragons (D&D) گرفته شده است. در دنیای D&D، وکنا یک جادوگر قدرتمند و باستانی (Lich) است که به جاودانگی دست یافته اما بدن فیزیکی خود را از دست داده است. این انتخاب نام توسط داستین و ادی در سریال، به دلیل شباهت‌های این هیولا با شخصیت بازی انجام شد: هر دو موجوداتی جاودانه، قدرتمند و با ریشه‌های انسانی هستند که از دنیایی دیگر عمل می‌کنند.

اما الهامات شخصیتی وکنا فراتر از D&D است. برادران دافر (خالقان سریال) تایید کرده‌اند که برای خلق این شخصیت از سه هیولای نمادین سینمای وحشت الهام گرفته‌اند: پنی‌وایز از فیلم “It” (به دلیل توانایی‌اش در استفاده از تروماهای گذشته قربانیان)، پین‌هد از سری “Hellraiser” (به دلیل ظاهر ترسناک و سادیسمی‌اش) و مهم‌تر از همه، فردی کروگر از سری “A Nightmare on Elm Street” (به دلیل حمله به قربانیان در ذهن و کابوس‌هایشان). این ترکیب هوشمندانه باعث شده تا وکنا هم شخصیتی آشنا برای طرفداران ژانر وحشت باشد و هم هویتی کاملاً منحصربه‌فرد برای خود داشته باشد.

نتیجه‌گیری: آینده‌ای که وکنا رقم خواهد زد

وکنا صرفاً یک هیولا نیست؛ او آینه‌ی تاریک قدرت‌هایی است که در اِلِون نیز وجود دارد و نمادی از این است که چگونه انزوا، نفرت و درد می‌توانند قدرتمندترین استعدادها را به فساد بکشانند. او با داشتن یک داستان پس‌زمینه تراژیک و انگیزه‌هایی قابل درک (هرچند وحشتناک)، به یکی از بهترین و پیچیده‌ترین شخصیت‌های شرور تلویزیون در سال‌های اخیر تبدیل شده است. با توجه به پایان‌بندی فصل چهارم و موفقیت او در اجرای بخشی از نقشه بزرگش، شکی نیست که وکنا محور اصلی فصل پایانی Stranger Things خواهد بود. نبرد نهایی بین او و اِلِون، نه تنها سرنوشت هاوکینز، بلکه سرنوشت تمام دنیا را مشخص خواهد کرد و باید دید که آیا قهرمانان ما می‌توانند این کابوس زنده را برای همیشه متوقف کنند یا خیر.

برچسب ها :

مقالات مرتبط

۱۱ سریال کره‌ای که نیمه تاریک مدارس را نشان می‌دهند

لیست بهترین سریال های مدرسه‌ای با تم تاریک (Dark High School K-Dramas). از بازی‌های بقا مثل «هرم» تا انتقام‌های خونین در «قهرمان ضعیف».

۱۳ سریال عاشقانه کره‌ای برتر ۲۰۲۵؛ سال بازگشت ستارگان بزرگ

لیست مورد انتظارترین و بهترین سریال های عاشقانه کره ای در سال ۲۰۲۵. از عاشقانه زامبی‌محور جیسو تا دیدار دوباره سوزی و کیم وو-بین.

۲۰ سریال ترسناک کره‌ای برتر تاریخ؛ از زامبی‌ها تا ارواح

لیست 20 تا از بهترین سریال های ترسناک کره ای که خواب را از چشمانتان می‌گیرد. در این مقاله، خاص‌ترین کی‌دراماهای وحشتناک را بررسی می‌کنیم.

نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها