نقد و بررسی بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2؛ مرده‌ای از درون

نقد و بررسی بازی Vampire: The Masquerade - Bloodlines 2
0 بازدید

ده سال انتظار، تغییر چندباره تیم توسعه‌دهنده و وعده‌هایی که یکی پس از دیگری رنگ باختند. بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2 سرانجام پس از سفری پر از فراز و نشیب در جهنم توسعه منتشر شد، اما طعمی که در دهان طرفداران قدیمی باقی گذاشت، بیشتر به تلخی می‌زند تا شیرینی خون تازه. به عنوان کسی که سال‌ها با بازی رومیزی (TTRPG) این مجموعه زندگی کرده و نسخه اول را عمیقاً تحسین می‌کند، این دنباله قرار بود لحظه درخشش دوباره این جهان غنی باشد. اما متأسفانه، محصول نهایی شباهت کمی به آن رویای باشکوه دارد.

این مقاله بر اساس نقد اصلی کریس هینر در وب‌سایت TheGamer و با بهره‌گیری از نظرات سایر منتقدان در وب‌سایت Metacritic (که امتیاز میانگین 64 را برای بازی ثبت کرده) نوشته شده است تا تصویری کامل از این تجربه ناامیدکننده ارائه دهد.

فهرست مطالب

کندن قلب تپنده یک خون‌آشام قدرتمند

زیبایی هر بازی نقش‌آفرینی، به‌خصوص عنوانی که از یک TTRPG اقتباس شده، در آزادی عمل برای ساخت شخصیت منحصر به فرد و تجربه داستانی متفاوت است. این اصلی‌ترین نکته‌ای بود که نسخه اول در سال ۲۰۰۴ به خوبی درک کرده بود. با وجود تمام نقص‌هایش، آن بازی به شما اجازه می‌داد تا کلن خود را انتخاب کرده و شخصیتتان را بر اساس آن شکل دهید. اما Bloodlines 2 تقریباً تمام این عناصر را از بازی حذف کرده است.

در این نسخه، شما کنترل بسیار محدودی بر ظاهر شخصیت اصلی، «فایر» (Phyre)، دارید و انتخاب‌های ظاهری تأثیری بر تجربه شما ندارند. حتی انتخاب کلن نیز بیشتر شبیه به یک چارچوب اولیه است تا یک تصمیم سرنوشت‌ساز؛ چرا که به سرعت می‌توانید قدرت‌های سایر کلن‌ها را نیز آزاد کنید و این موضوع، حس هویت منحصر به فرد هر کلن را از بین می‌برد. این بازی تقریباً فراموش کرده است که هسته اصلی Vampire: The Masquerade، نقش‌آفرینی است، نه صرفاً اکشن.

شخصیت فایر در حال گفتگو در بازی ومپایر بلادلاینز ۲ و گزینه‌های دیالوگ قابل انتخاب.

نسخه مونث شخصیت فایر در بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2. استودیو The Chinese Room

داستانی با پتانسیل اما اجرایی خسته‌کننده

با وجود تمام انتقادها، نقطه شروع داستان جذاب است. شخصیت شما، «فایر» که یک خون‌آشام باستانی است، پس از قرن‌ها از خواب عمیق (Torpor) بیدار می‌شود و خود را در سیاتل امروزی می‌یابد، در حالی که ذهن یک کارآگاه خون‌آشام به نام «فابین» در سر او زندگی می‌کند. هیچ‌کدام نمی‌دانند چرا و چگونه این اتفاق افتاده است. این معما، در کنار تلاش برای کشف یک گروه مرموز از خون‌آشام‌های هرج‌ومرج‌طلب به نام سبات (Sabbat)، هسته اصلی داستان را تشکیل می‌دهد.

ایده فلش‌بک به خاطرات فابین در طول روز (زمانی که فایر به عنوان یک خون‌آشام در خواب است) بسیار هوشمندانه است، اما متأسفانه این سکانس‌ها نیز مانند گیم‌پلی اصلی، اغلب خسته‌کننده و بی‌روح از آب درآمده‌اند. در نهایت، عمق داستانی که می‌توانست بسیار جذاب باشد، فدای ماموریت‌های تکراری و سطحی شده است.

وب‌سایت Jeuxvideo.com در نقد خود می‌نویسد: «Bloodlines 2 ایده‌های خوب زیادی را به شکلی ضعیف اجرا می‌کند و در این معنا، نه یک نقش‌آفرینی خوب است و نه یک بازی اکشن خوب… این بازی حس یک محصول عجله‌ای را می‌دهد که نتوانسته از تمام پتانسیل دنیای پر زرق و برق خود استفاده کند.»

نمایی از خیابان‌های تاریک و نئونی مرکز شهر سیاتل در بازی ومپایر بلادلاینز ۲.

نمایی از مرکز شهر سیاتل در بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2. استودیو The Chinese Room

گیم‌پلی: تکرار مکررات در کوچه‌های سیاتل

گیم‌پلی بازی به سرعت به یک چرخه کسل‌کننده از دویدن در نقشه بزرگ و نسبتاً خالی سیاتل تبدیل می‌شود. ماموریت‌ها اغلب به «برو به نقطه A، با شخص B صحبت کن و بعد به نقطه C برو و چند نفر را بکش» خلاصه می‌شوند. سیستم مبارزات نیز بسیار سطحی و آشفته است و به فشردن بی‌هدف دکمه‌ها خلاصه می‌شود. قدرت‌های خون‌آشامی شما محدود هستند و به سرعت نیاز به تغذیه از خون دشمنان پیدا می‌کنید که در میانه مبارزات شلوغ، خود یک چالش آزاردهنده است.

تنها نقطه روشن در مبارزات، زمانی است که با استفاده از تله‌کینزی، اسلحه یک دشمن را برداشته و به سمت دیگری شلیک می‌کنید. این تنها لحظه‌ای است که مبارزات کمی قابل تحمل می‌شود. تمرکز بیش از حد بر مبارزات تن به تن، آن هم از زاویه دید اول شخص و بدون امکان تغییر به سوم شخص (برخلاف بازی اول)، تجربه را محدود و در بسیاری از مواقع کلافه‌کننده کرده است.

شخصیت‌ها و بارقه‌ای از امید

با اینکه صداپیشگی شخصیت اصلی (چه مرد و چه زن) به طرز خنده‌داری بد و کلیشه‌ای است، چند شخصیت فرعی در بازی وجود دارند که واقعاً می‌درخشند. فابین، با شخصیت پردازی کارآگاهان نوآر دهه ۱۹۴۰، لذت‌بخش است. تالی (Tolly)، یک خون‌آشام از کلن Nosferatu با ظاهری عجیب اما شخصیتی دوست‌داشتنی، و سافیا (Safia)، دانشمند نابغه اما ساده‌لوح، از معدود شخصیت‌هایی هستند که به داستان عمق می‌بخشند. کاتسومی (Katsumi)، رهبر تین‌بلادها، نیز به عنوان قلب تپنده روایت نحیف بازی عمل می‌کند. با این حال، اکثر شخصیت‌های دیگر، از جمله پرنس جدید شهر، به سرعت فراموش می‌شوند.

کاتسومی، یکی از شخصیت‌های بازی ومپایر بلادلاینز ۲، پشت یک میز در یک بار نشسته است.

کاتسومی در بار Hole in the Wall در بازی Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2. استودیو The Chinese Room

آیا چیزی برای نجات این بازی وجود دارد؟

متأسفانه، پاسخ کوتاه «خیر» است. با این حال، یک جنبه از بازی وجود دارد که به خوبی پیاده‌سازی شده و آن، خود مفهوم «نقاب» (Masquerade) است. در دنیای بازی، خون‌آشام‌ها موظفند وجود خود را از دنیای انسان‌ها مخفی نگه دارند. شکستن این قانون، بزرگترین گناه محسوب می‌شود. این مکانیک در Bloodlines 2 به یک مینی‌گیم دائمی تبدیل شده است؛ شما نمی‌توانید در معرض دید انسان‌ها از قدرت‌های خود استفاده کنید، و اگر متوجه شما شوند، پلیس به سمتتان شلیک خواهد کرد. این سیستم تنها چیزی است که دویدن‌های بی‌پایان در سیاتل را کمی جذاب نگه می‌دارد.

حرکت بین پشت‌بام‌ها مانند بتمن نیز سرگرم‌کننده است، اما اغلب بدون عواقب است و حس یک خون‌آشام قدرتمند و مخفی را به خوبی منتقل نمی‌کند.

حرف آخر: مظهر پتانسیل از دست رفته

بزرگترین حسرتی که پس از تجربه Bloodlines 2 باقی می‌ماند، این است که می‌توان به وضوح بازی بسیار بهتری را در دل آن دید. داستان پیچیده، دنیای غنی VTM و حتی شهر سیاتل، همگی پتانسیل یک تجربه فوق‌العاده را داشتند. اما همانطور که وب‌سایت PCGamesN اشاره می‌کند، بازی در بازآفرینی جادوی نسخه اصلی شکست خورده و در عوض بدترین بخش‌های آن را بزرگنمایی کرده است.

این بازی، دنباله‌ای نبود که طرفداران به آن امید داشتند، منتظرش بودند، یا حتی انتظارش را داشتند. این یک بازی Vampire: The Masquerade است، اما فقط در نام.

سوالات متداول

آیا برای بازی Bloodlines 2 باید نسخه اول را بازی کرده باشم؟

خیر. داستان بازی کاملاً مستقل است و شخصیت اصلی جدیدی را معرفی می‌کند. با این حال، آشنایی با دنیای Vampire: The Masquerade به درک بهتر داستان و اصطلاحات آن کمک می‌کند.

اصلی‌ترین انتقاد، حذف یا کم‌رنگ شدن شدید عناصر نقش‌آفرینی (RPG) است که هسته اصلی بازی اول و مجموعه رومیزی آن را تشکیل می‌داد. انتخاب‌ها تأثیر کمی دارند و آزادی عمل بازیکن بسیار محدود است.

بر اساس نقدهای موجود، اگر از طرفداران سرسخت دنیای ومپایر هستید و می‌توانید از گیم‌پلی سطحی و مشکلات آن چشم‌پوشی کنید، ممکن است از داستان و اتمسفر بازی لذت ببرید. در غیر این صورت، بهتر است منتظر تخفیف‌های بزرگ بمانید.

برچسب ها :

مقالات مرتبط

۱۰ بازی که دنیای آن‌ها در طول زمان تغییر می‌کند

در برخی بازی‌ها، محیط فقط یک پس‌زمینه ثابت نیست. با ۱۰ بازی برتر آشنا شوید که دنیای آن‌ها در طول زمان تکامل می‌یابد، تغییر می‌کند و به اقدامات شما واکنش نشان می‌دهد.

۵ بازی آرامش‌بخش (Cozy Games) برای دور شدن از استرس روزانه

معرفی ۵ بازی دنج و آرامش‌بخش (Cozy Games) که مرهمی برای استرس‌های روزمره هستند. از Stardew Valley تا Unpacking، بهترین‌ها را اینجا بشناسید.

۱۰ بازی شبیه Clair Obscur: Expedition 33 که باید تجربه کنید

اگر مجذوب اتمسفر و گیم‌پلی بازی Clair Obscur: Expedition 33 شده‌اید، این ۹ شاهکار نقش‌آفرینی و داستانی، بهترین گزینه‌ها برای بازی کردن قبل از انتشار آن هستند.

نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها