کهنالگوی تاریکی: کنت دراکولا، اولین پادشاه
برای درک دنیای خونآشامها، باید به نقطه آغاز بازگردیم. نه به ولاد سوم، شاهزاده والاکیا، بلکه به موجودی که نام او را به ارث برد و برای همیشه آن را تعریف کرد: کنت دراکولای ترانسیلوانیا، آنطور که برام استوکر او را به جهان معرفی کرد. او کهنالگوی اصلی، گونه اولیه (Patient Zero) و پادشاه بلامنازع بسیاری از دودمانهای خونآشام است. او یک هیولای ساده نبود؛ او یک جنگجو، یک دانشمند و یک اشرافزاده باستانی بود که قوانین بازی را نوشت.
میراث کنت، سنگ بنای درک ما از این موجودات است. او برای اولین بار مجموعهای از تواناییها را به نمایش گذاشت که به استاندارد طلایی برای سنجش قدرت یک خونآشام تبدیل شد:
- فرمانروایی بر شب: او میتوانست به مه تبدیل شود، در پرتوهای ماه بلغزد و خود را به شکل یک خفاش غولپیکر یا یک گرگ سیاه درآورد.
- ارتباط با طبیعت پست: او میتوانست گرگها، موشها و دیگر موجودات شب را فرا بخواند و به اراده خود درآورد.
- قدرت فیزیکی غیرقابل تصور: او قدرت دهها مرد را داشت و میتوانست با دستان خالی، دیوارها را خرد کند.
- نیاز به خاک وطن: یکی از مهمترین قوانینی که او وضع کرد. برای حفظ قدرت خود در سرزمینهای بیگانه، او باید در خاکی که در آن متولد و نفرین شده بود، آرام میگرفت.
هر خونآشامی که امروز در سایهها پرسه میزند، چه بداند و چه نداند، قطرهای از میراث تاریک این پادشاه اولیه را در رگهای مرده خود حمل میکند.

کالبدشکافی یک شکارچی: قدرتها و ضعفها
برای زنده ماندن در دنیای شب، یا برای شکار کردن ساکنان آن، ابتدا باید قوانین بنیادین فیزیک آنها را درک کنید. هر خونآشام، مجموعهای از قدرتهای خارقالعاده و ضعفهای مرگبار است. این توازن، کلید درک آنهاست.
قدرت های یک خونآشام
قدرتهای یک خونآشام با افزایش سن و خلوص خونش، بیشتر و بیشتر میشود. یک خونآشام تازهکار شاید تنها کمی قویتر از یک انسان باشد، اما یک خونآشام باستانی، یک نیمهخداست.
- قدرتهای مافوق بشری: حتی جوانترین خونآشامها نیز دارای قدرت، سرعت، استقامت و واکنشهایی هستند که از هر قهرمان المپیکی فراتر است. آنها میتوانند مانند یک سایه حرکت کنند، از بلندترین دیوارها بالا بروند و ضرباتی را تحمل کنند که یک انسان را فوراً میکشد.
- حواس حیوانی: چشمان آنها میتواند در تاریکی مطلق، گرمای بدن یک موجود زنده را ببیند. شنواییشان میتواند ضربان قلب یک فرد وحشتزده را از آن سوی یک خیابان بشنود و حس بویاییشان میتواند رایحه خون را از کیلومترها دورتر تشخیص دهد. آنها شکارچیان کاملی هستند.
- جاودانگی مشروط: خونآشامها به پیری طبیعی نمیمیرند و از بیماریهای انسانی مصون هستند. آنها میتوانند تا ابد زندگی کنند، اما این جاودانگی شکننده است. آنها “نامیرا” (Undead) هستند، نه “شکستناپذیر” .
- افسون ذهنی و هیپنوتیزم (The Glamour): بسیاری از خونآشامهای قدرتمند، به خصوص آنهایی که در جوامع انسانی زندگی میکنند، میتوانند با نگاه مستقیم، ذهن انسانهای ضعیف را کنترل کنند. آنها میتوانند خاطرات را پاک کنند، پیشنهادات را در ذهن بکارند و قربانیان خود را با اراده خود به سمت مرگ بکشانند.
- عامل بهبودی سریع: بدن نامیرای آنها میتواند از زخمهای ناشی از سلاحهای عادی (چاقو، گلوله) در عرض چند ثانیه یا چند دقیقه بهبود یابد. این توانایی، آنها را در برابر حملات انسانهای عادی تقریباً آسیبناپذیر میکند.
ضعفهای یک خونآشام
برای هر قدرت بزرگی، یک ضعف بزرگ نیز وجود دارد. این ضعفها، نفرینهایی هستند که به ماهیت وجودی آنها گره خوردهاند و بهترین شانس شکارچیان برای مقابله با آنهاست.
- نور خورشید، آتش مقدس: این بزرگترین و جهانیترین ضعف آنهاست. نور خورشید برای یک خونآشام، نه تنها مضر، بلکه یک آتش مقدس و پاککننده است که گوشت نامرده آنها را میسوزاند و در چند لحظه به خاکستر تبدیل میکند. به همین دلیل، روز زمان استراحت آنها و شب، قلمرو شکارشان است.
- آتش: آتش عادی نیز یکی از معدود چیزهایی است که عامل بهبودی سریع آنها نمیتواند بر آن غلبه کند. زخمهای ناشی از آتش به کندی بهبود مییابند و آتش کافی میتواند یک خونآشام را برای همیشه نابود کند.
- آب مقدس و نقره: این عناصر نماینده پاکی معنوی هستند و برای وجود ناپاک یک خونآشام، مانند اسید عمل میکنند. تماس با آنها باعث سوختگیهای دردناک و عمیق میشود. آنها کشنده فوری نیستند، اما یک سلاح نقرهای یا پاشیدن آب مقدس میتواند یک خونآشام را به شدت تضعیف و زمینگیر کند.
- سیر و گیاهان مقدس: سیر، زالزالک و دیگر گیاهان مقدس، هالهای از دافعه معنوی در اطراف خود ایجاد میکنند. یک خونآشام نمیتواند به آنها نزدیک شود یا از ریسمانی از سیر عبور کند. اینها ابزارهای دفاعی هستند، نه تهاجمی.
- قانون دعوت (The Threshold Rule): یکی از عجیبترین و مهمترین قوانین متافیزیکی. یک خونآشام نمیتواند وارد یک خانه یا اقامتگاه شخصی شود، مگر اینکه توسط یکی از ساکنان آن به صراحت دعوت شود. این قانون، خانه هر فرد را به یک قلعه امن تبدیل میکند. اما مراقب باشید: یک بار دعوت، برای همیشه است.
- میخ چوبی و جدا کردن سر: اینها روشهای کلاسیک و قطعی برای نابودی نهایی هستند. فرو کردن یک میخ چوبی (ترجیحاً از درخت زبان گنجشک یا بلوط) در قلب یک خونآشام، او را نمیکشد، بلکه او را در حالت فلج و بیحرکتی قرار میدهد و ارتباط روحش با بدنش را قطع میکند. برای نابودی کامل و اطمینان از اینکه هرگز برنمیخیزد، باید سر او را از بدنش جدا کرد.
خون، فقط یک آغاز است: تنوع گونهها و دودمانها
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که یک انسان میتواند مرتکب شود، این است که تصور کند همه خونآشامها شبیه به هم هستند. این تصور، مرگی سریع و دردناک را به همراه خواهد داشت. “خونآشام” یک واژه کلی است، همانطور که “گربه” میتواند به یک شیر قدرتمند، یک ببر درنده یا یک گربه خانگی اشاره داشته باشد. در دنیای پنهان شب، دودمانهای خونی متعددی وجود دارند که هر کدام با تاریخ، فرهنگ، قدرتها و ضعفهای منحصر به فرد خود، برای بقا و سلطه میجنگند.
دودمانهای خونین (Bloodlines)
درک این دودمانها، اولین قدم برای شناختن دشمن یا متحد احتمالی شماست. در اینجا به بررسی چهار دودمان اصلی که در سراسر جهان یافت میشوند، میپردازیم.
۱. اشرافزادگان باستانی (The Ancient Aristocrats)
- الهام: نوسفراتو، استریگویهای اصیل، هیولاهای فیلم “۳۰ روز شب”.
- توصیف: اینها قدیمیترین و شاید خالصترین دودمان خونآشام هستند. آنها خود را به زیباییهای انسانی آلوده نکردهاند. ظاهرشان هیولاگونه و غیرانسانی است؛ پوستی رنگپریده و کشیده بر روی استخوان، گوشهای نوکتیز، چشمانی بیروح و دندانهایی که برای دریدن ساخته شدهاند، نه برای اغوا کردن. آنها بیشتر به حیوانات هوشمند و سرزمینی شباهت دارند تا اشرافزادگان. قدرت اصلی آنها در فیزیک بیرحمانه و بقای حیوانی نهفته است.
- قدرتهای کلیدی: قدرت فیزیکی غیرقابل تصور، ارتباط عمیق با خاک و حیوانات وحشی (گرگها، موشها)، مقاومت بسیار بالا در برابر آسیبهای فیزیکی.
- ضعفهای کلیدی: فاقد هرگونه جذابیت اجتماعی یا قدرت کنترل ذهن هستند. آنها شکارچیان مستقیم هستند، نه توطئهگران. به دلیل ماهیت باستانیشان، اغلب به نور خورشید و آتش حساسیت بیشتری دارند.
۲. اغواگران کاریزماتیک (The Charismatic Seducers)
- الهام: کنت دراکولای استوکر، خونآشامهای آن رایس (لستات)، سری “گرگ و میش”.
- توصیف: این دودمان، چهره عمومی خونآشامها در دنیای مدرن هستند. آنها استادان نفوذ و دستکاری هستند که زیبایی و جذابیت انسانی خود را نه تنها حفظ کرده، بلکه آن را به یک سلاح تبدیل کردهاند. آنها در جوامع انسانی زندگی میکنند، در سیاست، هنر و تجارت نفوذ کرده و شبکههای پیچیدهای از قدرت را اداره میکنند. آنها خونآشام را از یک هیولا به یک شکارچی اجتماعی تبدیل کردهاند.
- قدرتهای کلیدی: استادان هیپنوتیزم و کنترل ذهن (Glamour)، توانایی ایجاد پیوندهای خونی قدرتمند با انسانها (غلامان)، برنامهریزی استراتژیک و عمر طولانی برای اجرای نقشههایشان.
- ضعفهای کلیدی: غرور و نفسانیت. پیچیدگیهای احساسی و سیاسی جوامعشان، اغلب آنها را به جنگهای داخلی ویرانگر میکشاند. آنها به اندازه دودمان باستانی از نظر فیزیکی مقاوم نیستند و بیشتر به هوش خود تکیه میکنند.
۳. هیولاهای وحشی / خونآشامهای روحی (Feral Fiends / Psychic Vampires)
- الهام: استریگوی فولکلوریک رومانی، کریپیپاستاها، افسانههای انرژیخوارها.
- توصیف: اینها مرموزترین و شاید ترسناکترین گونه هستند، زیرا قوانین فیزیکی بقیه را دنبال نمیکنند. برخی از آنها حتی به خون فیزیکی نیازی ندارند، بلکه از نیروی حیات، احساسات (به خصوص ترس) یا انرژی روانی تغذیه میکنند. آنها میتوانند به شکل سایه حرکت کنند، دیوارها را نادیده بگیرند یا حتی بدن دیگران را برای مدت کوتاهی تسخیر کنند. آنها بیشتر به ارواح و جنهای گرسنه شباهت دارند تا اجساد متحرک.
- قدرتهای کلیدی: حرکت نامرئی، تغذیه از راه دور، ایجاد توهمات وحشتناک، نفوذ به رویاها.
- ضعفهای کلیدی: اغلب به مکانها یا اشیاء خاصی گره خوردهاند. روشهای نابودی آنها نیز غیرمتعارف است و ممکن است به جای میخ چوبی، به rituals خاص، نمک یا آهن خالص نیاز داشته باشد.
۴. دو رگهها (The Dhampirs)
- الهام: بلید (Blade)، آلوکارد (کسلوانیا)، دی (شکارچی خونآشام دی).
- توصیف: محصول نفرینشده و نادر از پیوند یک خونآشام (معمولاً مرد) و یک انسان (معمولاً زن). دمپیرها، موجوداتی تراژیک هستند که در هیچ یک از دو جهان پذیرفته نمیشوند. آنها دارای بسیاری از قدرتهای مافوق بشری والدین خونآشام خود هستند، اما تقریباً هیچکدام از ضعفهای آنها را ندارند. این ترکیب، آنها را به موجوداتی بینظیر تبدیل میکند.
- قدرتهای کلیدی: قدرت و سرعت مافوق بشری (گرچه کمتر از یک خونآشام اصیل)، حس تشخیص موجودات ماورایی و مهمتر از همه، **توانایی راه رفتن در نور روز**.
- ضعفهای کلیدی: تشنگی به خون در آنها وجود دارد، اما قابل کنترل است. بزرگترین ضعف آنها، تنهایی و انزوای ابدی است. به دلیل همین طبیعت دوگانه، بسیاری از بزرگترین شکارچیان خونآشام در طول تاریخ، خود دمپیر بودهاند.
جنگ ابدی: دشمنان قسمخورده و شکارچیان شب
دنیای تاریکی، یک خلاء نیست. هر شکارچی قدرتمندی، شکارچیان دیگری نیز دارد. خونآشامها، با تمام قدرتشان، دشمنانی دارند که قرنهاست در جنگی پنهان با آنها به سر میبرند.
دشمنان طبیعی: گرگینهها (Lycanthropes)
این خصومت، قدیمیترین و بنیادیترین جنگ در دنیای شب است. نفرت میان خونآشامها و گرگینهها صرفاً یک رقابت منطقهای نیست؛ این یک تضاد وجودی است. خونآشامها نماد سکون، سرما، کنترل و جاودانگی تصنعی هستند. در مقابل، گرگینهها نماد خشم، گرما، هرجومرج و چرخه طبیعی (ماه) هستند. آنها دو روی متضاد یک سکه نفرینشدهاند.
در نبرد، یک گرگینه با قدرت بیرحمانه و خشم غیرقابل کنترل خود، اغلب میتواند از پس یک خونآشام قویتر از خود برآید. چنگالها و دندانهای یک گرگینه، زخمهایی بر بدن خونآشام ایجاد میکند که به کندی بهبود مییابند. در مقابل، خونآشامها با سرعت، استراتژی و قرنها تجربه، یاد گرفتهاند که چگونه از هوش خود برای به دام انداختن و شکست دادن این هیولاهای خشمگین استفاده کنند.
دشمنان قسمخورده: شکارچیان خونآشام (Vampire Hunters)
اما بزرگترین تهدید برای خونآشامها، نه از جانب رقبای ماورایی، بلکه از سوی غذایشان میآید: انسانها. بشریت هرگز یک قربانی منفعل نبوده است. در طول قرنها، افراد، خانوادهها و سازمانهای مخفی بیشماری خود را وقف پاکسازی این تهدید از روی زمین کردهاند.
راه و روش یک شکارچی (The Way of the Hunter)
- تبارها و سازمانها: این مبارزه سازمانیافته است. برخی از شکارچیان، اعضای خانوادههای باستانی هستند (مانند بلمونتها یا ون هلسینگها) که این وظیفه مقدس را از نسلی به نسل دیگر منتقل کردهاند. برخی دیگر، بخشی از سازمانهای مخفی هستند؛ از شاخههای مخفی واتیکان که شوالیههایی مدرن را آموزش میدهند، تا آژانسهای دولتی فوقسری که وجود این موجودات را پنهان کرده و با آنها مبارزه میکنند.
- ابزار و سلاحها: یک شکارچی مدرن، ترکیبی از سنت و تکنولوژی است. بله، آنها هنوز از میخهای چوبی تراشیدهشده از درخت زبان گنجشک، آب مقدس و شمشیرهای با روکش نقره استفاده میکنند. اما زرادخانه آنها شامل گلولههای پر شده از نقره نیترات مایع، نارنجکهای نوری فرابنفش (UV Flashbangs)، و حسگرهای حرارتی برای ردیابی لانهها نیز میشود.
- قوانین شکار: یک شکارچی موفق، با تکیه بر هوش خود زنده میماند، نه قدرت. قانون اول: هرگز در قلمرو آنها و در شب با آنها روبرو نشو. وظیفه اصلی یک شکارچی، تحقیق و شناسایی است. آنها باید لانه و محل استراحت روزانه خونآشام را پیدا کنند. حمله همیشه در سپیدهدم یا در طول روز انجام میشود، زمانی که هیولا در آسیبپذیرترین حالت خود قرار دارد. شکار خونآشام، یک هنر است، نه یک کشتار بیمغز.
کابوسهای مدرن: افسانههای شهری و گزارشهای امروزی
ممکن است فکر کنید در دنیای امروز، با دوربینهای مداربسته در هر گوشه خیابان، اینترنت و علم پزشکی پیشرفته، دیگر جایی برای هیولاهای باستانی وجود ندارد. این دقیقاً همان چیزی است که آنها میخواهند شما فکر کنید. خونآشامهای مدرن، استادان انطباق هستند. آنها یاد گرفتهاند که چگونه در میان شلوغی شهرهای بزرگ پنهان شوند، از تکنولوژی به نفع خود استفاده کنند و ترسهای جدیدی را در قلب انسان امروزی بکارند. قلعههای آنها دیگر از سنگ و چوب نیست، بلکه از ناشناسی و بیتفاوتی شهری ساخته شده است.
آنها در میان ما هستند: استراتژیهای بقا در قرن بیست و یکم
خونآشامهای امروزی دیگر به ندرت به روستاهای کوچک حمله میکنند. آنها به مراکز شهری بزرگ مهاجرت کردهاند، جایی که میلیونها انسان مانند یک اقیانوس بیکران از منابع غذایی عمل میکنند و ناپدید شدن یک نفر، به ندرت توجه کسی را جلب میکند. آنها میتوانند صاحبان کلوپهای شبانه، دلالان هنری منزوی، هکرهای شبکار یا حتی کارمندان شیفت شب بیمارستانها باشند. آنها آموختهاند که “هیولا” به نظر نرسند و به جای ترساندن، از جذابیت و ثروت برای به دام انداختن قربانیان خود استفاده کنند. بانکهای خون، بازارهای سیاه اعضای بدن و جوامع آنلاین افراد آسیبپذیر، همگی زمینهای شکار جدید آنها هستند.
پروندههای مرموز اینترنتی (Modern Case Files)
در حالی که اکثر شواهد به سرعت پاک یا بیاعتبار میشوند، برخی داستانها و گزارشها در اعماق اینترنت باقی ماندهاند و به افسانههای شهری مدرن تبدیل شدهاند. اینها پروندههایی هستند که شکارچیان امروزی آنها را مطالعه میکنند.
۱. پرونده “خونآشام گورستان هایگیت” (لندن، دهه ۱۹۷۰)
این شاید مشهورترین مورد رویارویی مدرن باشد. همه چیز با گزارشهایی از یک “موجود خاکستری قدبلند با چشمانی درخشان” در گورستان هایگیت لندن آغاز شد. دو شکارچی خونآشام آماتور به نامهای شان منچستر و دیوید فارانت، به طور جداگانه تحقیقاتی را آغاز کردند. رقابت بین این دو به یک جنون رسانهای دامن زد. گزارشها از پیدا شدن حیوانات مرده بدون خون و تابوتهای شکسته شده، مردم را به وحشت انداخت. نقطه اوج ماجرا، یک “شکار بزرگ” تلویزیونی بود که در آن صدها نفر به گورستان هجوم بردند. در حالی که بسیاری این ماجرا را یک هیستری جمعی میدانند، پرونده هایگیت نشان داد که حتی در یک پایتخت مدرن، ترس از یک هیولای گوتیک میتواند به سرعت شعلهور شود.

۲. داستان “لبخندزن” (The Smiling Man) – کریپیپاستا
این داستان که در فرومهای کریپیپاستا متولد شد، نمونهای کامل از یک هیولای شهری مدرن است. راوی داستان، یک مرد جوان است که در نیمهشب در حال قدم زدن در خیابانی خلوت است. او از دور مردی را میبیند که با یک رقص عجیب و غریب به سمت او میآید. وقتی مرد نزدیکتر میشود، راوی متوجه میشود که سر او به شکلی غیرطبیعی به سمت بالا خم شده و یک لبخند بسیار پهن و غیرانسانی بر چهره دارد. مرد لبخندزن بدون هیچ حرفی از کنار او رد میشود. راوی وحشتزده فرار میکند، اما وقتی به پشت سر نگاه میکند، میبیند که مرد لبخندزن با سرعتی غیرانسانی و در همان حالت رقصگونه در حال تعقیب اوست. این داستان، به دلیل ترکیب کردن فضای شهری آشنا با یک رفتار کاملاً غیرقابل توضیح و تهدیدآمیز، به شدت محبوب شد. شکارچیان بر این باورند که این نوع موجودات، گونهای از خونآشامهای روحی هستند که از ترس خالص تغذیه میکنند.
۳. افسانه شهری “تغذیه کننده مترو” (The Subway Feeder)
این افسانه در شهرهای بزرگ با سیستمهای متروی قدیمی مانند نیویورک، پاریس و مسکو رایج است. داستان از “نقاط کور” سیستم حمل و نقل شهری صحبت میکند؛ تونلهای متروک، ایستگاههای متروکه و واگنهای خالی در آخرین سرویس شبانه. گزارشها از افرادی صحبت میکنند که در آخرین قطار شب به خواب رفته و در ایستگاه پایانی با احساس سرگیجه شدید و دو جای سوراخ کوچک روی گردن یا مچ دستشان بیدار شدهاند. “تغذیه کننده مترو” یک شکارچی فرصتطلب است که از خستگی و بیحواسی شهروندان برای یک تغذیه سریع و نامحسوس استفاده میکند. او نماد این ایده است که در شلوغترین نقاط شهر، شما در تنهاترین و آسیبپذیرترین حالت خود قرار دارید.
نتیجهگیری نهایی: افسانه هرگز نمیمیرد
ما در این سفر، دنیای تاریک و پیچیده خونآشامها را کاوش کردیم. از کهنالگوی قدرتمند کنت دراکولا گرفته تا قوانین فیزیکی که بر وجود آنها حاکم است. ما دودمانهای مختلف را شناختیم، با دشمنان قسمخورده آنها آشنا شدیم و دیدیم که چگونه این جنگ باستانی در کوچههای تاریک دنیای مدرن ما ادامه دارد. این دنیا، دنیایی پر از قوانین، تاریخ و فرهنگ است. یک اکوسیستم کامل که درست در زیر پوست دنیای ما نفس میکشد.
چه این داستانها را به عنوان هشدارهایی نمادین بپذیرید و چه به عنوان راهنمایی برای دنیایی پنهان، یک حقیقت انکارناپذیر است: افسانه خونآشام هرگز نمیمیرد. زیرا این افسانه، بازتابی از بزرگترین ترسها و عمیقترین امیال ماست. ترس از مرگ، وسوسه جاودانگی، و این سوال همیشگی که آیا در تاریکی شب، چیزی بیشتر از آنچه چشمان ما میبینند، وجود دارد؟ پاسخ این سوال را به شما واگذار میکنیم. اما دفعه بعد که در نیمهشب در خیابانی خلوت قدم میزنید، کمی سریعتر راه بروید.
سوالات متداول
آیا همه خونآشامها شرور هستند؟
در دنیای افسانهها، “شرور” یک مفهوم نسبی است. از دیدگاه انسان، بله، آنها شکارچیانی هستند که از ما تغذیه میکنند. اما از دیدگاه خودشان، آنها صرفاً در حال بقا هستند، همانطور که یک گرگ برای زنده ماندن شکار میکند. برخی دودمانها ممکن است کدهای اخلاقی برای خود داشته باشند (مثلاً تغذیه فقط از حیوانات یا از انسانهای شرور)، اما در نهایت، طبیعت آنها یک طبیعت شکارچی است.
بهترین راه برای دفاع از خود در برابر یک خونآشام چیست؟
بهترین دفاع، پیشگیری است. از مکانهای خلوت و تاریک در شب دوری کنید. همیشه یک وسیله دفاعی سنتی کوچک مانند یک صلیب نقرهای یا یک حبه سیر همراه داشته باشید (حتی اگر فقط اثر روانی داشته باشد). و مهمتر از همه، هرگز، هرگز یک غریبه جذاب و مرموز را به خانهتان دعوت نکنید. “قانون دعوت” قویترین سپر شماست.
آیا ممکن است یک فرد بدون اینکه بداند، با یک خونآشام در ارتباط باشد؟
بله. اغواگران کاریزماتیک استاد پنهانکاری هستند. آنها میتوانند سالها در یک جامعه زندگی کنند بدون اینکه هویتشان فاش شود. اگر با فردی در ارتباط هستید که به طرز عجیبی شبکار است، از آفتاب بیزار است، قدرتی فراتر از حد معمول دارد و هرگز به نظر نمیرسد که غذا بخورد، شاید بهتر باشد کمی بیشتر تحقیق کنید.