سیستم مبارزات: بازگشت استاد نینجا
اگرچه جو موساشی بیش از سه دهه است که نقش اصلی را در یک بازی ویدیویی نداشته، اما مجموعه حرکات او در Art of Vengeance نشان میدهد که چیزی از مهارتش کم نشده است. از همان لحظه شروع، این استاد نینجا میتواند به راحتی کونای پرتاب کند، حملات سبک و سنگین را به هم زنجیر کند و حرکات ویژه محدودی را برای خنثی کردن موقعیتهای خطرناک اجرا کند. به عنوان یک نینجای تازهکار در حال یادگیری کنترلها، بلافاصله عاشق روان بودن این سیستم مبارزات سنگین مبتنی بر کمبو شدم. تنها پس از چند دقیقه تمرین، میتوانستم به راحتی رشتههایی از حملات را به هم ببافم و در میان دشمنان حرکت کنم.
با این حال، Art of Vengeance برای باز کردن کامل سیستم مبارزات خود به زمان نیاز دارد. در حالی که مجموعه حرکات اولیه جو کارآمد است، بیشتر حملات او پشت ارتقاهای فروشگاه و آنلاکهای مخفی قفل شدهاند. با این حال، این سیستم به من اجازه داد تا با هر حرکت در زرادخانهام به تدریج آشنا شوم، کاری که بازی کاملاً به آن پاداش میدهد. مطمئناً، میتوانستم با فشردن بیهدف دکمهها به پیروزی برسم، اما برای از بین بردن مؤثر حریفان، باید توجه میکردم که کدام حملات زره دشمن را از بین میبرند، بیشترین آسیب را وارد میکنند، یا به من اجازه میدهند از زاویهای حمله کنم که با ضدحمله مواجه نشوم.
هنر و ماجراجویی: زیبایی بصری و طراحی مراحل

صرف نظر از سطح مهارت شما، وقتی در حال بازی کردن با اثری به زیبایی Art of Vengeance هستید، به راحتی میتوانید حس یک مبارز قدرتمند را داشته باشید. توسعهدهنده Lizardcube روی چند بازی با ظاهر عالی کار کرده است، اما Art of Vengeance با اختلاف بهترین کار این تیم تا به امروز است. انیمیشنهای شخصیتها که با دست طراحی شدهاند، کاملاً تماشایی به نظر میرسند و پسزمینههای مراحل آنقدر غنی از جزئیات هستند که اغلب مکث میکردم تا در مناظر غرق شوم. اینکه بگوییم شینوبی هرگز بهتر از این به نظر نرسیده، یک دستکمگرفتن است: این یک اثر هنری عاشقانه تا کوچکترین جزئیات است.
پایه مکانیکی و ارائه Art of Vengeance فوقالعاده است، اما جایی که شروع به از دست دادن من میکند، در طراحی مراحل آن است. این بازی از نظر فنی مبتنی بر مرحله است، اما هر مرحله گسترده و پر از مسیرهای اختیاری است که به آیتمهای جمعکردنی و افزایش دائمی آمار منجر میشوند. به سبک مترویدوانیا، بیشتر این رازها برای رسیدن به ارتقاهای حرکتی اواخر بازی نیاز دارند. Art of Vengeance خود را در درجه اول به عنوان یک بازی اکشن معرفی میکند، اما این حس به من دست داد که Lizardcube این عناصر اکتشافی را برای ارائه چالشهای اختیاری به بازیکنان و افزایش زمان کلی بازی اضافه کرده است.
یک کیک خوشمزه که همه را راضی نمیکند

در عمل، بیشتر مناطق از این رویکرد «هم خدا را بخواه و هم خرما را» آسیب دیدهاند. من اکتشاف مراحل را به خصوص جذاب نیافتم، زیرا معمولاً به یافتن انحرافات آشکار و بازگشت در هنگام دیدن دیوارها خلاصه میشد. علاوه بر این، بسیاری از این مراحل باز و گسترده، در تأکید بر سیستم مبارزات ستارهای بازی شکست میخورند. من واقعاً از اینکه چقدر آسان بود که از کنار بسیاری از دشمنان عبور کنم به جای اینکه وقت خود را صرف مبارزه با آنها کنم، متعجب شدم. در همین حال، چندین مورد که در آن مبارزه الزامی است، شامل امواج دشمنانی میشد که به ندرت مرا مجبور به تغییر استراتژی نبردم میکردند. خوشبختانه، باسفایتها همیشه هیجانانگیز بودند و به تسلط بر تواناییهای جو پاداش میدادند.
برخی مراحل از رویکرد باز بهره میبرند. «نئو سیتی» یک نمونه درخشان است: چیدمان غیرخطی آن ارزش تکرار بالایی ایجاد میکند و موسیقی پسزمینه آن که به خوبی صدای کلاسیک Streets of Rage را شبیهسازی میکند، کل منطقه را به یک لذت از ابتدا تا انتها تبدیل کرده است. در مقابل، مراحلی مانند «پایگاه زیردریایی» که در آن جو به آرامی محفظهها را به داخل سوراخها هل میدهد تا درها را باز کند، در اولین بار قابل قبول بودند، اما در حالت آرکید پس از پایان بازی، یک کار طاقتفرسای واقعی بودند.
حتی داستان نیز هرگز روی یک لحن ثابت قرار نمیگیرد. یک شوخی تکراری در مورد اینکه جو فقط از طریق ناله ارتباط برقرار میکند وجود دارد که چهار یا پنج بار اول خندهدار بود. با این حال، Art of Vengeance مطلقاً از رها کردن این شوخی امتناع میکند، حتی در طول صحنههای دراماتیکی که در غیر این صورت جدی گرفته میشوند. این مسائل در کنار هم، بازیای را ایجاد میکنند که با وجود نقاط قوتش، ناهماهنگ به نظر میرسد.
خلاصه نقد و بررسی

در نهایت، Shinobi: Art of Vengeance تمام عناصر درست را در هسته خود دارد. اکشن روان آن در بهترین حالت خود یک انفجار است و جلوههای بصری نفسگیر آن دیدنی هستند. متأسفانه، اکتشافات ناکافی و پلتفرمینگ نهچندان جالب، مانع از رسیدن بازی به پتانسیل کامل خود میشوند. این یک تجربه لذتبخش برای یک روز بارانی است، به خصوص برای کسی که به دنبال یک دوز قوی از نوستالژی سگا است. اما مانند گذراندن وقت با کسی که میخواهد دوست همه باشد، این تجربه برای خوب بودن خودش کمی بیش از حد سطحی احساس میشود. بازگشت شینوبی که مدتها انتظارش میرفت، به راحتی قابل دوست داشتن است، فقط کاش میتوانستم آن را بیشتر دوست داشته باشم.
اطلاعات تکمیلی:
- توسعهدهنده: Sega, Lizardcube
- نوع بازی: پلتفرمر هک اند اسلش دو بعدی با عناصر مترویدوانیا
- نکات مثبت: جلوههای بصری خیرهکننده، مکانیکهای مبارزه عالی، برخوردهای عالی با باسها.
- نکات منفی: اکتشافات ناکافی که تمرکز را از مبارزه دور میکند، داستان از نظر لحن ناهماهنگ است، پلتفرمینگ گاهی خوب و گاهی بد است.
- پلتفرمها: PS5, PS4, Xbox Series X/S, Xbox One, Switch, PC
- تاریخ انتشار: ۲۶ آگوست ۲۰۲۵ (دسترسی زودهنگام)، ۲۹ آگوست ۲۰۲۵ (انتشار عمومی).