بازگشت هاچ منسل: این بار شخصیتر
پس از آنکه در فیلم اول مشخص شد او یک قاتل دولتی سابق است که خود را به عنوان یک همسر و پدر حومهنشین بازآفرینی کرده، Nobody 2 به ما هاچی را نشان میدهد که کاملاً به زندگی قدیمی خود در جستجوی اهداف بازگشته است، البته این بار برای پرداخت یک بدهی. اما وقتی او خانوادهاش را به یک تعطیلات میبرد تا از کشتار روزمره یک استراحت واقعی داشته باشد، غافل از اینکه شهر کوچکی که به آن سفر میکنند با یک سندیکای جنایتکار خطرناک در هم تنیده شده است.
با فیلمنامهای از نویسنده John Wick، درک کولستاد، و با حضور تهیهکنندهای همچون دیوید لیچ (کارگردان مشترک جان ویک)، فیلم Nobody قطعاً حس و حال «چه میشد اگر جان ویک را با کمدین بامزهای مثل اودنکرک بسازیم؟» را به عنوان دلیل وجودی خود داشت. حضور این بازیگر – که مهارتهای دراماتیک خود را در Better Call Saul ثابت کرده بود اما دههها تجربه کمدی، از جمله تصویرسازی اولیه از شخصیت ساول در Breaking Bad را در کارنامه داشت – نشانهای بود که Nobody قرار است بسیار کمدیتر از جان ویک باشد. با این حال، این کار را بیشتر با حفظ چهرهای جدی انجام داد و اجازه داد ایده این آدمکش در حومه شهر و تشدید خشونت و هرج و مرج اطرافش، طنز فیلم را پیش ببرد. وقتی هاچ با یک آدم بد درگیر میشد، یک جنگجوی تمام عیار بود، با صحنههای مبارزه هیجانانگیز و بیرحمانه. اما فیلم همچنین لحن کنایهآمیز خود را حفظ کرد تا به شما بفهماند که آنها هم از این شوخی آگاه هستند.
خشونت شدید به سمت فضایی کاملاً کارتونی و اغراقآمیز سوق داده میشود.

اکشن اغراقآمیزتر، خشونت کارتونیتر
اما اگر Nobody از نظر اکشن و لحن از John Wick الهام گرفته بود، اکشن در Nobody 2 (که توسط کولستاد به همراه آرون رابین نوشته شده) بسیار بیشتر شبیه به فرنچایزی است که لیچ یکی از قسمتهای آن یعنی Deadpool را کارگردانی کرده است. این بار، خشونت شدید به سمت فضاهای مضحکتر و کاملاً کارتونی و اغراقآمیز سوق داده میشود. هنوز هم بیرحمانه و پرتنش است و گاهی حتی گرافیکیتر و خونینتر از فیلم اول است. اما اکنون این کار را به شیوهای بزرگتر از زندگی انجام میدهد که حس واقعگرایانه و خاکی فیلم قبلی را که طنز در آن جای گرفته بود، کنار میگذارد. اعضای بدن منفجر و قطع میشوند در حالی که نوچههای بیاهمیت اغلب به روشهای جالب و خندهدار تاریک میمیرند. همه اینها کاملاً سرگرمکننده است، اما این حس را میدهد که کمی از آن حال و هوای خاصی که فیلم اول را اینقدر خوب کرده بود، از دست داده است.
حتی با وجود اینکه اکشن عجیبتر میشود، اودنکرک هنوز هاچ را همان آدم قبلی بازی میکند و یک بار دیگر ثابت میکند که مرکز ثقل فوقالعادهای برای این سری است. فیلم از صحنههای متعددی که در آن هاچ سعی میکند خشن نباشد، بهره زیادی میبرد، اما همیشه کسی پیدا میشود که از خط قرمزی که او نمیتواند تحمل کند، عبور میکند. چیزی که هر بار آن را مؤثر میکند این است که شما میتوانید تمام ناامیدی هاچ را احساس کنید. یک واکنش تسلیمشده «خب، فکر کنم این کاریه که باید انجام بدم…» از بازی گرم و شیرین اودنکرک سرچشمه میگیرد. اودنکرک به خوبی نشان میدهد که هاچ فقط یک تعطیلات خانوادگی خوب میخواهد اما لعنت بهش، حالا باید چند دقیقه وقت بگذارد تا چند تا لات و لوت را کاملاً نابود کند. و همانند فیلم اول، تمرینات مبارزه قابل توجه اودنکرک با کمپانی 87North Productions نتیجه داده و باعث شده او در صحنههای اکشن خود به طرز چشمگیری معتبر و قدرتمند به نظر برسد.

کارگردانی جدید و مبارزات خلاقانه
تیمو تجاهجانتو، کارگردان Nobody 2 که جایگزین ایلیا نایشولر از فیلم اول شده است، حسی کمی استایلیزهتر به فیلم میآورد که با رویکرد تشدید شده آن به خوبی هماهنگ است. اگرچه هرگز به پای بهترین سکانسهای اکشن فیلم اول، مانند مبارزه طولانی در اتوبوس، نمیرسد، اما هنوز لحظات هیجانانگیز زیادی در اینجا وجود دارد. تجاهجانتو با همکاری فیلمبردار کالان گرین، جزئیات بسیار خوبی اضافه میکند، مانند لحظهای که هاچ با یک شاتگان به یک آدم بد شلیک میکند، که ما آن را از داخل یک ون پارک شده تماشا میکنیم، در حالی که بدن مرد به شیشه جلویی که دوربین از پشت آن نگاه میکند، پرتاب میشود.
مبارزه نهایی پرده سوم فیلم به خصوص سرگرمکننده و هوشمندانه طراحی شده و در یک شهربازی اتفاق میافتد که مکانهای به خوبی ترکیب شدهای مانند خانه سرگرمی، استخر توپ و سرسره آبی را برای درگیریهای متعدد خود ارائه میدهد، که همگی با گنجاندن تلههای انفجاری مرگبار که حسادت کوین مککالیستر را برمیانگیزد، به شدت تشدید میشوند.
شخصیتهای مکمل: بازگشت آشنایان و چهرههای جدید
در میان بازیگران مکمل، دیدن گروه دوستداشتنی همسر و فرزندان هاچ، با بازی کانی نیلسن، گیج مونرو و پیزلی کادورات، که این بار قویتر به خط داستانی اصلی گره خوردهاند، خوب است. در همین حال، کریستوفر لوید و RZA یک بار دیگر به نظر میرسد که به عنوان پدر و برادر به همان اندازه آماده رزم هاچ، بسیار سرگرم هستند، هرچند نقش RZA این بار کمی زورکی و بیربط به نظر میرسد.
ای کاش شارون استون را به عنوان شخصیت شرور اصلی فیلم، رئیس جنایتکار خطرناک و شیطانی به نام لندینا، بیشتر دوست داشتم. استون به وضوح قصد دارد این شخصیت را بزرگتر از زندگی، قهقههزن و بیثبات به تصویر بکشد، اما او کمی خشک و تصنعی به نظر میرسد و هرگز به خوبی جا نمیافتد. جان اورتیز و کالین هنکس به عنوان دو محلی برجسته که او برای پیشبرد فعالیتهای جنایتکارانهاش از آنها استفاده میکند، بهتر ظاهر شدهاند و دیدگاههای بسیار متفاوتی در مورد آنچه در حال رخ دادن است دارند. هنکس به خصوص سرگرمکننده است و طبیعت حقهباز درستی را به کلانتر بسیار فاسد خود میآورد، در حالی که یک مدل موی افتضاح هم دارد.

حرف آخر: آیا Nobody 2 ارزش تماشا دارد؟
همانطور که از یک دنباله برای یک فیلم اکشن-کمدی غافلگیرکننده انتظار میرود، دور دوم کتککاری باب اودنکرک کمی احمقانهتر از فیلم اول از آب درآمده و در این فرآیند، بخشی از جذابیت نگاه واقعگرایانهتر نسخه اصلی به یک قاتل که اکنون در حومه شهر زندگی میکند را از دست میدهد. اما تعهد اودنکرک به نقش و خلاقیتهای کارگردان تیمو تجاهجانتو، این فیلم را به یک دنباله سرگرمکننده تبدیل میکند که ثابت میکند هنوز لذت زیادی در تماشای تبدیل شدن یک کمدین افسانهای به یک ارتش یک نفره وقتی که به سیم آخر میزند، وجود دارد.