بازی Metal Slug Tactics تماماً درباره حرکت است
جنبه تعیینکننده بازی Metal Slug Tactics، اتکای آن به حرکت برای زنده ماندن حتی در چالشبرانگیزترین رویاروییها است. این ایده ممکن است در یک بازی RPG تاکتیکال غیرمنطقی به نظر برسد؛ سبکی که معمولاً کاربران را تشویق میکند تا با احتیاط به ماموریتها نزدیک شوند و به جای حرکت مداوم در نقشه، مناطق را پاکسازی و تثبیت کنند. با این حال، استودیوی Leikir تصمیم گرفته مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد و بازیکنان را تشویق کند تا از تمام پتانسیل حرکت خود استفاده کنند و هر چه بیشتر در نقشه جابجا شوند، منابع ضروری بیشتری برای شخصیتها فراهم میکند. شاید یادگیری آن در ابتدا کمی دلهرهآور باشد، اما همه چیز سریعتر از آنچه انتظار داشتم در کنار هم قرار گرفت و منطقی شد.

میتوان گفت که حرکت، همه چیز در Metal Slug Tactics است؛ زیرا سوخت لازم برای استفاده از مهارتهای شخصیتها را تولید میکند، قابلیت جاخالی دادن (Dodges) برای جلوگیری از حملات دشمن را فراهم میآورد و به راهاندازی حملات همزمانسازی (Synchronization attacks) کمک میکند که عملاً به عنوان یک حرکت رایگان عمل میکنند. باید استودیوی Leikir را برای چنین برداشت خلاقانهای از فرمول run-and-gun تحسین کرد. گرچه ممکن است به نظر نرسد که این سیستم با یک RPG تاکتیکال همخوانی داشته باشد، اما این واقعیت که مکانیکهای بسیار زیادی به حرکت گره خوردهاند، بازیکنان را وادار میکند تا از این سیستم نهایت استفاده را ببرند.
مبارزات، همان اکشن انفجاری که مترادف با نام متال اسلاگ شده را حفظ کردهاند، اما سرعت بازی با این تغییر سبک آسیب ندیده است. ماموریتها همچنان کوتاه هستند و بازیکنان وظایف سادهای مانند محافظت از یک NPC تا رسیدن به خروجی نقشه یا صرفاً از بین بردن تمام دشمنان را بر عهده دارند. گره زدن جاخالی دادن و آدرنالین به حرکت، یک جریان جنبشی ایجاد میکند، زیرا واحدها هرگز در یک نقطه گیر نمیکنند و منتظر رسیدن دشمنان نمیمانند. این یک برداشت قدرتمند از سبک تاکتیکال است که بر استراتژی دقیق ترکیب شده با کمی سرگرمی بیپروا تأکید دارد.
شخصیتهای Metal Slug Tactics میدرخشند
بازی Metal Slug Tactics کار فوقالعادهای در ارائه شخصیتهایی به بازیکنان انجام میدهد که هر کدام ویژگی منحصربهفردی را به میدان نبرد میآورند. به عنوان مثال، مارکو (Marco) شاید یک نیروی تهاجمی قدرتمند نباشد، اما مجموعهای غنی از مهارتهای تقویتی (buff) را به همراه دارد که جایگاه او را به عنوان یک رهبر که همیشه تیم را تشویق میکند، تثبیت میکند. برای بازیکنان آسان است که یک قهرمان کلیدی یا یک فالکون محبوب را پیدا کنند که تیم را در کنار هم نگه میدارد؛ من دریافتم که توانایی اری (Eri) در ایجاد حرکات اضافی و استفاده او از مواد منفجره، اغلب تفاوت بین پیروزی و شکست بود.

اینکه انیمیشنهای به کار رفته برای جان بخشیدن به شخصیتهای Metal Slug Tactics بسیار پرجنبوجوش و متمایز هستند، به جذابیت بازی کمک زیادی کرده است. فقط میتوانم تصور کنم که متحرکسازی هنر پیکسلی نمادین این سری در یک چشمانداز ایزومتریک چقدر باید زمانبر بوده باشد. شور و اشتیاق زیادی در کارگردانی هنری بازی صرف شده و نتیجه آن به طور مداوم چشمنواز است.
من همچنین از جزئیات کوچکی مانند ارائه لحظات کوتاه شخصیتپردازی بین اعضای تیم قدردانی کردم. تکمیل موفقیتآمیز ماموریتها یا شکست دادن باسها گاهی با یک کاتسین کوتاه پاداش داده میشود که در آن چند نفر از اعضای تیم لحظهای را برای گزارش کار و صحبت در مورد خودشان صرف میکنند. با توجه به اینکه داستان متال اسلاگ به ندرت در بازیها به آن پرداخته میشود، داشتن این نگاههای گذرا به شخصیتها، حتی اگر خیلی عمیق نباشند، سرگرمکننده است.
بازی Metal Slug Tactics یک روگلایک شایسته است
در حالی که میتوانم ببینم نبردهای واقعی Metal Slug Tactics با طرفداران ارتباط برقرار میکند، اما عناصر روگلایک میتوانستند متنوعتر باشند. هر ران شامل تکمیل سه ماموریت و یک مبارزه با باس در یک منطقه قبل از باز کردن مکان بعدی روی نقشه جهان است که همگی به رویارویی نهایی ختم میشوند. بازی دارای چهار منطقه است، اما تنها یکی از آنها باید به پایان برسد تا جوخه پرگرین فالکون بتواند به سراغ باس نهایی برود. طی کردن همه چیز میتواند مدتی طول بکشد: طولانیترین ران من یک ساعت و نیم طول کشید، اما هر ماموریت جداگانه فقط چند دقیقه زمان میبرد.

تکمیل اهداف اصلی و فرعی، انواع ارتقاها را برای جوخه باز میکند، اما اینها فقط برای ران فعلی قابل استفاده هستند، بنابراین بازیکنان تشویق میشوند تا با ساختارها و همافزاییهای منحصربهفرد آزمایش کنند. این بهبودها به شکل تواناییهای شخصیت، مادهای سلاح، بستههای تدارکاتی و سکههایی برای خرید مهمات و تجهیزات اضافی پس از شکست دادن یک باس ارائه میشوند. Metal Slug Tactics از ارائه همزمان چیزهای زیادی به بازیکن ابایی ندارد، اما بازی دارای یک آموزش گسترده و راهنماهای مفیدی است که به روشن شدن هر چیزی در لحظه کمک میکند.
من فکر میکنم این بخش از فرمول روگلایک به خوبی کار میکند، اما باز کردن ارتقاها و مادهای جدید هرگز آنقدر که میخواستم هیجانانگیز نبود. پس از یک ران، جوخه پرگرین فالکون به مقر اصلی بازمیگردد و در آنجا میتوانند سکهها را برای خرید مادها، تواناییها و لوداوتهای جدید خرج کنند. بخش آخر هیجانانگیزترین است، زیرا سلاحهای کاملاً جدیدی را فراهم میکند که میتوانند اساساً نقش یک شخصیت را تغییر دهند. با این حال، مادها و تواناییها فاقد حس ملموس پیشرفت هستند، زیرا هرگز تضمین نمیشود که در استخر پاداشها ظاهر شوند، که باعث میشود حس یک سرمایهگذاری شانسی را داشته باشند.
این دقیقاً مشکلی نیست که منحصراً به Metal Slug Tactics مربوط باشد، اما حس رشد هنگام بازی کردن یک روگلایک به حفظ علاقه کمک زیادی میکند. اگر احساس نکنم شخصیتهایم با هر ارتقا قویتر میشوند، کمی ناامیدکننده است. تنوع بسیار زیاد بهبودها نیز میتواند به خاطر سپردنشان را دشوار کند، به خصوص در اواسط یک ماموریت. داشتن تنوع زیاد برای ارائه فرصتهای ساخت متفاوت عالی است، اما من ترجیح میدادم بهبودهای کمتر اما متمایزتری وجود داشت.
جمعبندی نهایی: یک متال اسلاگ برای طرفداران جدید و قدیمی
من درک میکنم که برخی از طرفداران سرسخت ممکن است تجربهای که Metal Slug Tactics ارائه میدهد را نخواهند، اما امیدوارم که آن را امتحان کنند. این یک بازی RPG تاکتیکال عالی است که یک تجربه مبارزاتی عمیق را فراهم میکند و با تفکر، مکانیکها و سبکی که این مجموعه را بسیار نمادین کرده، بازآفرینی میکند.
در حالی که عناصر روگلایک آن میتوانستند کمی هیجانانگیزتر باشند، گیمپلی لحظه به لحظه یک ران آنقدر سرگرمکننده است که من به راحتی این نقص را نادیده گرفتم و دوباره به دل اکشن پریدم تا با یک حمله همزمانسازی دقیق، بمبهای بیشتری پرتاب کنم. در مجموع، Metal Slug Tactics ارزش تجربه کردن را دارد.