تقلید، نوآوری یا یک کپی ضعیف؟
اصالت در دنیای بازیها مفهومی زودگذر است؛ رسانهای که در آن ایدهها و نوآوریها مرز بین هنر، فناوری، تجارت و خلاقیت را محو میکنند. این موضوع به ویژه در ژانر رو به رشد بازیهای اکشن فانتزی پرهزینه با کمبوهای پر زرق و برق و عناصر نقشآفرینی سبک، بیشتر به چشم میآید. معمولاً این مسئله بزرگی نیست؛ حتی یک برداشت قابل قبول از یک بازی اکشن با الهام از عناوینی مانند Bayonetta یا Devil May Cry احتمالاً سرگرمی بیضرری را ارائه میدهد و انصافاً، Lost Soul Aside به عنوان یک بازی اکشن، فراتر از یک عنوان قابل قبول است.
اما مشکل اینجاست که بازی به وضوح ایدههایی را از چندین بازی اخیر سری Final Fantasy قرض گرفته و آنها را ضعیفتر اجرا کرده است. این دیگر تلاش برای پیادهسازی یک ایده جدید و شکست خوردن نیست؛ این انجام کاری به شکل ضعیف است که ناخودآگاه شما را به مقایسه با بازیهایی وامیدارد که همان ایدهها را به درستی اجرا کردهاند، آن هم برخی از آنها نزدیک به یک دهه پیش.
این دقیقاً همان چیزی بود که در طول تجربه بازی کلافهام کرده بود. حس میکردم در حال بازی کردن محصول جلسات هیئت مدیرهای هستم که یک هفته پس از عرضه Final Fantasy XV یا Final Fantasy VII Remake برگزار شده و بحث بر سر این بوده که چگونه از موفقیت آنها سود ببرند، نه اینکه یک پروژه پرشور توسط تیمی ساخته شود که به آن بازیها ادای احترام میکند.

داستانی که بارها شنیدهایم
از شخصیت اصلی بازی (به نام Kaser) که نسخهای خانگی از شخصیت Noctis است گرفته، تا ایده کلی داستان که به طرز وحشتناکی آشنا به نظر میرسد، و ساختار و مقیاس هر مرحله که شبیه به نسخه کوچکشدهای از Final Fantasy VII Remake است، در هر گوشهای از بازی دلیل جدیدی برای آه کشیدن پیدا میکردم.
صداش آشناست؟ اگر نیست، بهتر است به جای این بازی، Final Fantasy VII Remake را بازی کنید.
داستان در دنیایی علمی-تخیلی/فانتزی جریان دارد که در آن یک انرژی مرموز بیگانه برای تأمین سوخت یک امپراتوری قدرتمند مهار شده است. Lost Soul Aside با این پیشبینی آغاز میشود که بشریت به زودی با تاریکترین روزهای خود روبرو خواهد شد و یک ناجی ظهور خواهد کرد. سپس، شما به بخشی ابتدایی پرتاب میشوید که در آن با یک سازمان مقاومت زیرزمینی آشنا میشوید که از یک محله فقیرنشین در پایتخت اداره میشود و در حال انجام یک اقدام آشکارا سرکشانه علیه امپراتوری است. باز هم میپرسم، آشنا نیست؟
داستان بازی که از طریق کاتسینهای اکشن و خیرهکننده اما بیشتر از طریق سکانسهای گفتگوی ناشیانه و بسیار کماثر روایت میشود، به شدت تکراری است. هر فرصتی برای یک پیچش داستانی یا تغییر لحن، فدای یک روایت سرراست و سیاهوسفید میشود که حس نمیکنید چیزی جز تلاش برای شبیه شدن به دیگر بازیهای نقشآفرینی در سر دارد. Lost Soul Aside از زمان اجرای تقریباً ۱۶ ساعته خود به اندازه کافی برای رشد هیچ یک از شخصیتها استفاده نمیکند و در عوض، اسمهای خاص را پشت سر هم به سمت شما پرتاب میکند، به این امید که یکی از شخصیتهای فرعی پرتعدادش تأثیری بگذارد. اما ریتم داستان آنقدر سریع است که هیچکس نمیتواند فراتر از یک کاریکاتور سطحی وجود داشته باشد.
ستاره نمایش: سیستم مبارزات
سیستم مبارزات Lost Soul Aside مانند یک نوشیدنی خنک برای پاک کردن طعم داستان بیمزه آن عمل میکند. Kaser با استایلی چشمنواز، با استفاده از دکمههای استاندارد حمله سبک و سنگین، دشمنان را قلع و قمع میکند. ترکیب این دو با زمانبندی و ترتیبهای مختلف، کمبوهای جدیدی را باز میکند و میتوانید با استفاده از امتیازات مهارت، شاخههای بیشتری را در درخت مهارتها باز کنید.
با امکان انتخاب بین چهار سلاح مختلف – شمشیر، شمشیر بزرگ، نیزه و داس – هر کدام مسیر مهارتی و سبک بازی خود را دارند. تعویض آنها در میان کمبو، درختی گسترده و متنوع از حملات را برای طیف وسیعی از سبکهای بازی فراهم میکند. برای مثال، نیزه در برد بلند خوب عمل میکند، در حالی که شمشیر بزرگ برای وارد کردن ضربات سنگین و رضایتبخش بهترین است. با این حال، سلاح مورد علاقه من شمشیر استاندارد بود؛ یک سلاح همهکاره، سریع و چابک با حملات قوی از راه دور و نزدیک که در طول بازی انتخاب اصلی من برای از بین بردن لشکرهای مهاجم Voidrax باقی ماند.
این سیستم با مکانیکهای اضافی مانند Burst Pursuit که به شما اجازه میدهد پس از یک کمبو، ضربات تمامکننده قدرتمندی بزنید، یا جاخالی کامل (شبیه به Witch Time) که برای هر سلاح یک حمله قدرتمند متفاوت به شما میدهد، تکمیل میشود. سیستم مبارزات Lost Soul Aside ستاره بیچون و چرای نمایش است. حتی در برابر دشمنان فراموششدنی، من از آزمایش ترکیبها و قدرتهای جدید واقعاً لذت میبردم.

باسفایتهای هیجانانگیز و یک مشکل عجیب
باسفایتهایی که بخشهای مختلف هر مرحله را به پایان میرسانند، برخوردهای حتی شیکتری را رقم میزنند. در حالی که حریفان بزرگتر با مقیاس بازی میکنند و حملات گستردهای را در کل میدان نبرد اجرا میکنند، برخی دیگر دوئلهای چابکتری تا سر حد مرگ در برابر حریفانی به اندازه انسان هستند. تقریباً هر مبارزهای به یک فینال هیجانانگیز ختم میشود. هر نبرد با میزان مناسبی از چالش، نوعی درگیری فکری و هیجانانگیز را فراهم میکرد.
با این حال، یک نقطه ضعف عجیب در برخی از این مبارزات پیدا کردم: وقتی Kaser از برخی ضربات کوچکتر آسیب میبیند، بازخورد کافی وجود ندارد. بنابراین در حالی که به نظر میرسد دارم به یک دشمن ضربه میزنم و خوب عمل میکنم، یک نگاه به نوار سلامتیام میاندازم و میبینم که به طور قابل توجهی پایینتر از چیزی است که فکر میکردم، چون اصلاً نمیدانستم آسیبی دیدهام.
پلتفرمینگ، طراحی مرحله و حکم نهایی
متأسفانه، Lost Soul Aside یک بازی مبارزهای خالص با باسفایتهای پشت سر هم نیست و بقیه گیمپلی بین هر مبارزه تقریباً به همان اندازه جذاب نیست. بیشتر مراحل از مجموعهای خطی و خستهکننده از راهروها با مناطق «باز» گاهبهگاه تشکیل شدهاند که یک یا دو «چالش» پلتفرمینگ اضافی را به ترکیب اضافه میکنند. فضاهای باکیفیت و پرجزئیات بصری آن، چالشهای غیرجنگی ساده و همگن و اتاقهای خالی را پنهان میکنند که چند آیتم بیارزش را به سمت شما پرتاب میکنند.
این موضوع منطقی است، با توجه به اینکه بیشتر پیشرفت در مراحل و اکتشاف با مسیرهای خستهکننده و ساده مشخص میشود که در آن شما بیشتر فقط به جلو راه میروید تا به مبارزه بعدی برسید… تا اینکه پلتفرمینگ چهره زشت خود را نشان داد. در چندین نقطه از بازی، خودم را در حال پریدن در بخشهای پلتفرمینگی یافتم که حتی بدترین مراحل Super Mario Sunshine را در مقایسه، جذاب نشان میداد. با دویدن و راه رفتن غیردقیق، پرشهای شناور با انیمیشنهای کند، بازخورد ضعیف و میدان دید خفهکننده، من واقعاً از پلتفرمینگ بیکیفیتی که برای رسیدن از یک مبارزه به مبارزه دیگر تحمل کردم، شوکه شدهام.

حکم نهایی
Lost Soul Aside میتوانست یک بازی اکشن-شخصیت عالی باشد اگر برای انجام هر کاری خارج از آن تلاش نمیکرد. با ظاهر یک بازی Final Fantasy، داستان بیهدف آن به جایی نمیرسد و گروه فراموششدنی شخصیتهایش (که اغلب مشتق شدهاند) توسط بازیگرانی ایفا میشوند که چیز زیادی برای کار کردن ندارند. طراحی مراحل در بهترین حالت کلیشهای و در بدترین حالت به طرز آزاردهندهای غیرقابل رد شدن است و با سکانسهای پلتفرمینگ سهبعدی دردناک و پازلهای بسیار ابتدایی پر شده است. دفعه بعد، بهتر است فقط به مبارزات بچسبد.