کارنامه بازیگری لئوناردو دی‌کاپریو بر پایه آسیب‌پذیری ساخته شده است؛ آسیب‌پذیری بسیار زیاد

تحلیل کارنامه لئوناردو دی‌کاپریو: بازیگری بر پایه آسیب‌پذیری
1 بازدید

امروزه، لئوناردو دی‌کاپریو به عنوان «یکی از آخرین ستاره‌های سینما» شناخته می‌شود. در کنار دنزل واشنگتن، ساندرا بولاک و جک بلک، او یکی از معدود چهره‌های مشهوری است که می‌تواند به طور قابل اعتمادی مخاطبان را به سینماهای محلی‌شان بکشاند. وگرنه چرا برادران وارنر باید بیش از ۱۲۵ میلیون دلار در فیلم جدید او، One Battle After Another، یک اقتباس از توماس پینچون به کارگردانی پل توماس اندرسون، سرمایه‌گذاری کند؟

با این حال، زمانی بود که به نظر می‌رسید تصویر ستاره‌ای او در حال افول است. در نوامبر ۲۰۰۲، دی‌کاپریو در حال آماده شدن برای راه‌اندازی فاز «ستاره سینمای مؤلف» خود با فیلم‌های فصل تعطیلات ۲۰۰۲، دارودسته‌های نیویورکی (Gangs of New York) و اگه میتونی منو بگیر (Catch Me If You Can) بود. برای جشن گرفتن این چرخش شغلی، نیویورک تایمز مقاله‌ای با عنوان «بچه در تصویر می‌ماند» منتشر کرد که به بررسی این موضوع می‌پرداخت که چگونه پس از اینکه تایتانیک او را به شهرت رساند، دی‌کاپریو در حفظ شتاب خود با مشکل مواجه شده بود. «حتی مردم علیه او شدند… دی‌کاپریو به زودی بیشتر به خاطر ولگردی در کلوپ‌های شبانه شهرت یافت تا بازیگری… [دی‌کاپریو] می‌خواهد خاطرات تبلویدی گذشته‌اش را پاک کند تا ردای خود را به عنوان یک نابغه جوان بازپس گیرد.»

فهرست مطالب

آسیب‌پذیری دی‌کاپریو حتی در اولین اجراهایش نیز مشهود بود

با توجه به شهرت امروزی‌اش، مشخص است که دی‌کاپریو دقیقاً همین کار را کرد. با این حال، از قضا، او این کار را با تکیه بر همان افت شغلی انجام داد. یکی از آخرین ستاره‌های سینما، صلابت جان وین را به نمایش نگذاشته است. در عوض، لئوناردو دی‌کاپریو کارنامه‌ای را بر پایه آسیب‌پذیری و بی‌دست‌وپایی محض بنا کرده است.

پوستر معروف درام رمانتیک بادیگارد (The Bodyguard) در سال ۱۹۹۲، کوین کاستنر را در حال بلند کردن ویتنی هیوستون و حمل او در زیر باران به تصویر می‌کشد. پوستر القا می‌کرد: «این مردی است که به اندازه کافی قوی است تا زنی را در هر مشکلی بلند کند.» بیل پولمن به طور مشابه ساندرا بولاک را در پوستر وقتی تو خواب بودی (While You Were Sleeping) بلند می‌کند، در حالی که ریچارد گی‌یر در پوستر زن زیبا (Pretty Woman) شانه به شانه جولیا رابرتس ایستاده است. آن‌ها نمونه‌های بارز نقش‌های اصلی رمانتیک مرد در آن دوران بودند: قوی. برابر با، و گاهی حتی قوی‌تر از، زنانی که با آن‌ها تعامل داشتند.

در همین حال، لئوناردو دی‌کاپریوی جوان در نقش جک در تایتانیک (Titanic)، به طور به یاد ماندنی استعداد این بازیگر را برای شخصیت‌های عمیقاً آسیب‌پذیر از همان ابتدا تثبیت کرد. جک هنوز هم می‌توانست رز (کیت وینسلت) را در مواقع ضروری نجات دهد و در برخی سکانس‌های تایتانیک سلطه خود را اعمال می‌کرد. با این حال، به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم شامل به زنجیر کشیده شدن او به یک لوله در اتاقی در حال سیل یا یخ زدن تا حد مرگ برای نجات رز بود. جوانی این شخصیت دائماً مورد تأکید قرار می‌گرفت تا میزان خطری که با غرق شدن کشتی در آن قرار داشت، برجسته‌تر شود.

مخاطبان در سراسر جهان برای جکِ دی‌کاپریو غش کردند. با این حال، او یک هی-من آسیب‌ناپذیر نبود. کار برجسته این بازیگر در تایتانیک ثابت کرد که نقطه قوت دی‌کاپریو بازی در نقش روح‌های آسیب‌پذیری است که همیشه در موقعیت‌های فراتر از توانشان قرار می‌گرفتند.

فراتر از یک چهره زیبا: ایفای نقش انسان‌های فانی

ظاهر تراشیده‌اش روی فرش قرمز، یا استفاده مردم از او به عنوان مترادف «ستاره خوش‌تیپ سینما»، ممکن است اینطور القا کند که دی‌کاپریو فقط شخصیت‌های ایده‌آل و رؤیایی را روی پرده بازی کرده است. با این حال، او معمولاً در حال جان بخشیدن به روح‌هایی بود که در پیراهن‌هایشان عرق می‌ریختند و نگران موقعیت‌هایی بودند که در آن گرفتار شده بودند. به عبارت دیگر، او بیشتر شبیه گریفین دان در پس از ساعات اداری (After Hours) بود تا یک تیلور لاتنر یا دواین جانسون معمولی.

این موضوع به کار او در نقش سرباز ویلیام «بیلی» کاستیگان جونیور در فیلم برنده اسکار بهترین فیلم، رفتگان (The Departed)، نیز کشیده شد. کاستیگان که نقش یک پلیس مخفی را بازی می‌کند، به خود می‌بالد که چگونه «دستش هرگز نمی‌لرزد… هرگز» وقتی در کنار گانگسترهایی مانند فرانسیس «فرانک» کاستلو (جک نیکلسون) است. با این حال، مشهورترین دیالوگ‌های دی‌کاپریو در فیلم شامل فریادهای بلند کاستیگان به کاستلو است که «من اون موش لعنتی نیستم!». راه رفتن بر روی این طناب باریک از هویت‌های چندگانه، کاستیگان جونیور را به سمت موقعیت‌های خطرناک دائمی سوق می‌دهد که دی‌کاپریوی آشکارا آسیب‌پذیر، از آن‌ها حداکثر تعلیق را بیرون می‌کشد. همه این‌ها به مرگ ناگهانی کاستیگان جونیور قبل از تیتراژ پایانی منجر می‌شود.

دی‌کاپریو نقش شخصیت‌های استوار و خدشه‌ناپذیر را بازی نمی‌کند. او در عوض در نقش افرادی ظاهر می‌شود که اگر در گوشه اشتباهی قدم بزنند، زندگی‌شان ممکن است به پایان برسد. جاده انقلابی (Revolutionary Road) در سال ۲۰۰۸ دی‌کاپریو را (که دوباره با وینسلت همبازی شده بود) در جهنم حومه شهر گرفتار نشان داد، جایی که پایبندی به هنجارهای مردانه «استاندارد» فقط آشفتگی خانگی را تشدید می‌کرد. در همین حال، جزیره شاتر (Shutter Island) در سال ۲۰۱۰ او را در نقش ادوارد «تدی» دنیلز به تصویر کشید، مردی که ذهنش در حین گشت‌وگذار در یک تیمارستان جزیره‌ای، غیرقابل اعتماد است. هر دو فیلم با دی‌کاپریویی شروع می‌شوند که در حال ایفای نقش کهن‌الگوهای مردانه سفت و سخت و «قابل اعتماد» است (پدر «همه‌چیزدان» و یک کارآگاه باتجربه) قبل از اینکه تأکید کنند که آن‌ها واقعاً چقدر کم از دنیای وسیع‌تر می‌دانند.

آسیب‌پذیری دی‌کاپریو با افزایش سن جالب‌تر شده است

زمانی که دی‌کاپریو ۳۰ ساله بود، уже در حال به تصویر کشیدن هاوارد هیوز گوشه‌گیر و وسواسی به ادرار در شیشه تا سن ۴۲ سالگی در فیلم هوانورد (The Aviator) بود. این نشانه‌ای بود که این مرد از افزایش آسیب‌پذیری خود با افزایش سن ابایی نخواهد داشت. در حالی که او در تلقین (Inception) نقش یک جاسوس خوش‌تیپ را ایفا کرد، گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street) در سال ۲۰۱۳ از بازی دی‌کاپریو در نقش مردان فانی بهره زیادی برد. چه کسی می‌تواند آن سکانس وال استریت را فراموش کند که در آن جردن بلفورت پس از مصرف کوالودهای تاریخ مصرف گذشته روی زمین می‌خزد؟

این سکانس یک کلاس درس کمدی فیزیکی است، در حالی که بلفورتِ دی‌کاپریو نقشه می‌کشد چگونه از پله‌ها پایین برود یا سوار ماشینش شود. ضرباهنگ عمدی و عذاب‌آور آهسته صحنه به خصوص به دی‌کاپریو اجازه می‌دهد تا از هر حرکت مهار شده بلفورت نهایت استفاده را ببرد. این صحنه خاص همچنین نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تعهد دی‌کاپریو به اجراهای بی‌پروا، آشفته و آسیب‌پذیر چقدر برای کارگردانانی که با آن‌ها کار می‌کند، خوب عمل می‌کند.

مارتین اسکورسیزی کارنامه‌ای را بر پایه ساخت فیلم‌هایی درباره انسان‌های زمینی پشت اسطوره‌ها بنا کرده است. وقتی نوبت به فیلم‌های او درباره گانگسترها/ثروتمندان فاسد می‌رسد، او بر پوچی ذاتی زندگی‌ای سرشار از زیاده‌روی سرمایه‌داری و خشونت تأکید می‌کند. نماهای باز از بلفورت معتاد که در بالای چند پله ایوان گیر کرده، رقت‌انگیزی مردی را که عادت به بشکن زدن و به دست آوردن هر چیزی که می‌خواهد دارد، برجسته می‌کند. تمایل دی‌کاپریو به این حد از درماندگی، نه تنها خنده‌های تلخی را به همراه دارد، بلکه دیدگاه متعارف آمریکایی از میلیاردرها به عنوان «افراد برتر» را به چالش می‌کشد.

همین پدیده زیربنای اجرای او در نقش ارنست بورکهارت در قاتلان ماه گل (Killers of the Flower Moon) اسکورسیزی است. دی‌کاپریو این مرد را به عنوان فردی تکانشی و بی‌کفایت و بدون قطب‌نمای اخلاقی به تصویر می‌کشد. او فقط هر کاری که عموی شرورش، ویلیام کینگ هیل (رابرت دنیرو)، می‌گوید را انجام می‌دهد. با این اجرای به شدت غیرجذاب، قرن‌ها اسطوره‌شناسی نژادپرستانه درباره «شکوه» مهاجران و استعمارگران آمریکایی نابود می‌شود. این‌ها مردان و زنان «شجاعی» نبودند. آن‌ها قاتلان، شرکای بدرفتار و هیولاها بودند. با موهای ژولیده، حالت چهره دائماً گیج و رفتار عبوس، بورکهارتِ دی‌کاپریو این واقعیت را آشکار می‌کند. در این اجرای آسیب‌پذیر، شاهد حقیقت هولناک گذشته آمریکا هستیم.

تعهد دی‌کاپریو به چنین شخصیت‌های عمیقاً ناقصی، بازیگری او را در دهه گذشته تعریف کرده است. این شامل اجرای برنده اسکار او در بازگشته (The Revenant) نیز می‌شود. کل آن تمرین بر پایه به تصویر کشیدن مردی بود که برای مرگ رها شده و برای بقا به صورت لحظه به لحظه در طبیعت وحشی تلاش می‌کند. در همین حال، روزی روزگاری در هالیوود (Once Upon a Time in… Hollywood) دی‌کاپریو را در حال به تصویر کشیدن طنزآمیز ستاره سینمای عمیقاً ناامن، ریک دالتون، داشت.

هیچ‌کس با تماشای تایتانیک در سال ۱۹۹۷ نمی‌توانست تصور کند که دی‌کاپریو، ۲۸ سال بعد، در فیلم‌های پرهزینه نقش یک مرد ژولیده با روپوش حمام را بازی کند که برای یک شارژر تلفن دست و پا می‌زند. این یک تعریف بزرگ است. دیگر ستاره‌های سینمای دهه ۹۰ مانند کوین کاستنر، ویل اسمیت و تام کروز هنوز در تلاشند تا فقط موفقیت فیلم‌های پرفروش ۱۹۹۶ را بازسازی کنند. در همین حال، دی‌کاپریو بیش از ۲۰ سال را صرف دوری از مردانگی استاندارد و تزلزل‌ناپذیر ستاره‌های کلاسیک سینمای آمریکا کرده است. بنابراین، او از نظر هنری به شدت تکامل یافته و در عین حال به طور مداوم مخاطبان را شگفت‌زده کرده است.

معلوم شد که پاسخ دی‌کاپریو «برای [بازپس‌گیری] ردایش به عنوان یک نابغه جوان» نترسیدن از شخصیت‌های عمیقاً فانی بود. اوه، و در مورد اجرای برجسته‌اش در One Battle After Another، اجرای هیستریک پارانویای آغشته به علف.

برچسب ها :

مقالات مرتبط

۲۰ فیلم کریسمسی برتر تاریخ که باید در کریسمس بینید

لیست بهترین فیلم های کریسمسی لایو اکشن برای تعطیلات ۲۰۲۵. از کمدی‌های خنده‌دار تا عاشقانه‌های گرم و کلاسیک‌های ابدی؛ اینجا خبری از کارتون نیست!

15 بهترین فیلم اقتباسی از بازی های ویدیویی (رتبه بندی شده)

آیا نفرین فیلم‌های اقتباسی از بازی‌های ویدیویی شکسته شده است؟ در این لیست جامع، ۱۵ تا از بهترین اقتباس‌های سینمایی از دنیای گیم را رتبه‌بندی کرده‌ایم تا ببینیم کدام فیلم‌ها توانسته‌اند روح بازی اصلی را به پرده سینما بیاورند.

اطلاعات فیلم Death Stranding: کارگردان، نقش هیدئو کوجیما

همه چیزهایی که باید درباره فیلم لایو-اکشن Death Stranding بدانید. از کارگردان جدید، مایکل سارنوسکی، تا نقش کلیدی هیدئو کوجیما و همکاری با استودیو A24.

نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها