Silksong عمیق است، درست همانطور که یک دنباله باید باشد

وقتی برای اولین بار Silksong را اجرا کردم، فکر اولیهام این بود: «این خیلی شبیه Hollow Knight است، اما با یک حمله پوگوی مورب.» این احساس اکنون، با نگاهی به گذشته، بسیار سادهلوحانه به نظر میرسد، زیرا کل جهانبینی من تنها ۳۰ دقیقه پس از شروع این ماجراجویی ۱۵-۲۰ ساعته تغییر کرده بود (برای ثبت، زمان تمام کردن بازی برای من ۱۵ ساعت و ۱۶ دقیقه بود). Silksong در ابتدا شبیه به یک بسته الحاقی به نظر میرسد، اما به تدریج باز میشود و به یک بازی کاملاً متفاوت تبدیل میشود که شایسته نام یک دنباله است.
اول از همه باید گفت، Silksong گاهی اوقات میتواند بسیار دشوار باشد، به خصوص از نیمه راه به بعد. من همان حس استرسی را داشتم که در طول بسیاری از بازیهای سبک سولز (Souls) تجربه کرده بودم؛ در حالی که تلاش میکردم یک ارتقاء دیگر پیدا کنم یا آن باسفایتی که مرا به دردسر انداخته بود را شکست دهم. در یک مورد، من سه ساعت به دنبال یک آیتم داستانی حیاتی گشتم و مطمئن نبودم که آیا هرگز آن را پیدا خواهم کرد یا نه.
هرچه بیشتر بازی میکنید، بهتر میشود
با این حال، توصیه میکنم اگر میتوانید، Silksong را بدون راهنما تجربه کنید. ناوبری در این بازی به طور کلی قابل مدیریتتر از Hollow Knight اصلی است، زیرا قهرمان جدید، هورنت (Hornet)، به مجموعهای از مکانیکهای حرکتی دسترسی دارد که قهرمان اصلی را شرمنده میکند. او میتواند به آرامی به سمت پایین شناور شود، از تواناییهای مختلف پوگوی خود برای عبور از چالشهای پلتفرمینگ استفاده کند و از مجموعهای به ظاهر بیپایان از ابزارها برای تغییر رویکرد خود در هر موقعیت کمک بگیرد.
تجربهای کاملاً قابل شخصیسازی

وقتی شروع به باز کردن «کرستها» (Crests) کردم (که مانند انواع سلاحهایی هستند که به لوداوتهای مختلف ابزار/ارتقاء غیرفعال اجازه میدهند)، تازه متوجه شدم که هدف تیم چری چه بوده است. Silksong یک تجربه بسیار قابل شخصیسازی، پر از مبارزات عمیق، مناظر زیبا و وهمآور و پازلهای مکانیکی فراوان است. هر کسی که بعد از تمام کردن بازی با او صحبت کردم، لوداوت مورد علاقه متفاوتی داشت و این یک نشانه عالی است.
داستان این بار به طور قابل توجهی جذابتر است، زیرا هورنت یک شرکتکننده برجستهتر در رویدادهاست و با طراحی چشمگیرتری همراه شده که الهامبخش آثار هنری طرفداران بیشماری شده است. تیم چری همچنین مهارتهای خود را در ساخت باسها و شخصیتهای غیرقابل بازی (NPC) تقویت کرده و شخصیتهایی اهریمنی و در عین حال دوستداشتنی خلق کرده است.
با تسلط بر مکانیکهای هورنت، همه چیز ممکن به نظر میرسد
Silksong یک مترویدوانیای (Metroidvania) با جزئیات دقیق است که در میان بهترینهای این ژانر قرار میگیرد، و این را به عنوان کسی میگویم که از دهه ۸۰ میلادی این بازیها (و الهامبخشهایشان) را بازی کرده است. مبارزات، به ویژه در برابر برخی از دشمنان کوچکتر که هماندازه هورنت هستند، از بهترینهایی است که تا به حال در یک پلتفرمر دو بعدی تجربه کردهام. من عاشق این بودم که مهارتهایم را در برخی از رویاروییهای شدیدتر (که اسپویل نمیکنم) به چالش بکشم، الگوهایشان را یاد بگیرم و بفهمم چگونه هر یک از حرکاتشان را خنثی کنم.
با تسلط بر مکانیکهای هورنت… همه چیز ممکن به نظر میرسد.
نکته اینجاست که با تسلط بر مکانیکهای هورنت و صرف زمان کافی برای مطالعه باسها، هر کاری ممکن میشود. بیشتر از بسیاری از بازیهای دیگر این ژانر، احساس میکردم کنترل کاملی بر هورنت و هر کاری که انجام میدهد، دارم و این میزان از قدرت، هیجانانگیز است. تقریباً هر ۳۰ دقیقه، یک ابزار جدید (که شبیه به پاور-آپها/سلاحهای جانبی به سبک Castlevania هستند)، یک کرست دیگر، یک توانایی یا یک ارتقاء به دست میآوردم که پیشرفت را تازه نگه میداشت.
چالشهای طراحی: دیوارهای سختی و اقتصاد بیرحم
یک مسئله که ممکن است برای دیگران دردسرساز شود، میزان شدید آسیب «دو-ماسک» است، که اساساً به این معنی است که بسیاری از دشمنان با هر ضربه دو نوار از سلامتی شما را کم میکنند. در بازی اصلی، آسیب «دو-ماسک» کمتر بود و برای رویاروییهای سختتر رزرو شده بود. اما در Silksong، در مقطعی احساس میشد که بیشتر دشمنان اصلی دو ماسک آسیب وارد میکنند.

این یک انتخاب طراحی عمدی به نظر میرسد و اگرچه پیشبینی میکنم که بسیار تفرقهانگیز خواهد بود، اما چیزی است که در نهایت میتوانید به آن عادت کنید اگر مکانیکهای دشمنان را تکه به تکه یاد بگیرید. من این رویکرد را دوست دارم زیرا مبارزات عادی را جذابتر میکند، زیرا دشمنان معمولی نیز تهدیدات بالقوهای هستند. به عبارت دیگر، پیمایش در محیط دیگر صرفاً یک حرکت بیهدف نیست.
یک مکانیک بحثبرانگیز دیگر که تأثیر بیشتری دارد، اقتصاد درون بازی است. این بار، شما دانههای تسبیح (rosary beads) را تقریباً برای همه چیز در بازی خرج خواهید کرد، از آیتمهای فروشگاه گرفته تا نیمکتها (نقاط ذخیره) و باز کردن ایستگاههای سفر سریع. با توجه به اینکه هر دشمنی دانههای تسبیح نمیاندازد، شما باید برای به دست آوردن مداوم آنها استراتژی داشته باشید، حتی تا حد فارم کردن گاهبهگاه.
حکم نهایی: خالصترین شکل یک مترویدوانیا

پس از دیدن تیتراژ پایانی Silksong، فوراً به بازی برگشتم تا کل نقشه را پاکسازی کنم. چیزهای زیادی برای کشف وجود دارد و کاوش در این بازی بسیار سرگرمکنندهتر از نسخه اصلی است، تا جایی که من با لبخندی بر لب، فعالانه در حال جستجوی هر گوشه و کناری هستم.
برخی از سختترین چالشهای بازی از طریق رویاروییهای اختیاری در انتظار شما هستند که تجربه را هیجانانگیزتر میکنند. به علاوه، هر بار که با یک ابزار یا کرست جدید روبرو میشوم، میتواند یک سبک بازی کاملاً جدید را باز کند که ممکن است به روش بازی مورد علاقه من تبدیل شود. به عبارت دیگر، Silksong خالصترین شکل یک مترویدوانیا است که من در سالهای اخیر بازی کردهام.
حتی پس از به پایان رساندن پایان «استاندارد»، احساس میکنم کارهای بسیار بیشتری برای انجام دادن دارم، انگار یک بازی کامل دیگر باقی مانده که باید تمام کنم. این دقیقاً همان چیزی است که از چنین بازیای میخواهید. Hollow Knight: Silksong راه درازی در پیش دارد و من آمادهام تا آن را در تمام سفرش همراهی کنم. چه این شامل مجموعهای از آپدیتهای رایگان مانند بازی اصلی باشد یا DLCهای بالقوه، من آنجا خواهم بود. در واقع، من هنوز آنجا هستم و به آرامی در حال رسیدن به نرخ تکمیل ۱۰۰٪ هستم. من این بازی را برای هفتهها کنار نخواهم گذاشت.
سوالات متداول
آیا برای بازی Silksong باید Hollow Knight را بازی کرده باشم؟
اگرچه اجباری نیست و داستان Silksong مستقل است، اما تجربه بازی اول به شدت توصیه میشود. این کار به شما کمک میکند تا با سبک هنری، دنیای بازی و سطح چالش آن آشنا شوید و از ارجاعات و تکامل مکانیکها لذت بیشتری ببرید.
Silksong چقدر سختتر از Hollow Knight است؟
بر اساس این نقد، Silksong به خصوص از نیمه راه به بعد، میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد. مکانیکهایی مانند آسیب «دو-ماسک» از دشمنان معمولی و اقتصاد سختگیرانهتر، بازی را به تجربهای دشوارتر تبدیل کردهاند که نیاز به یادگیری دقیق الگوهای دشمنان دارد.
تفاوت اصلی گیمپلی Silksong با Hollow Knight چیست؟
تفاوت اصلی در قهرمان بازی، هورنت، و تواناییهای حرکتی اوست. هورنت بسیار چابکتر است و مکانیکهای حرکتی متنوعی دارد که پیمایش در محیط را سریعتر و سرگرمکنندهتر میکند. همچنین، سیستم «کرستها» (Crests) سطح جدیدی از شخصیسازی را به لوداوتها و سبک مبارزه اضافه کرده است.