یک بازی استراتژی بیهمتا
قبل از اینکه عمیقتر شویم و به عنوان مقدمهای برای کسانی که هرگز با این سری آشنا نبودهاند، حرفی را که در نقد اولیه خودم گفته بودم تکرار میکنم: این یک بازی استراتژی است که شبیه هیچ بازی دیگری نیست. HoI4 که در دنیایی جریان دارد که جنگ تنها کار واقعی شماست، از بازیکنان میخواهد که تمام تلاش جنگی یک ملت را مدیریت کنند. این یعنی شما نه تنها مسئول نبردهای مستقیم، بلکه مسئول همه چیزهای پیرامون آن و تمام مقدمات منتهی به آن نیز هستید. این یعنی شما مسئول استخدام نیروها، ساخت کارخانهها، تجارت برای منابع کمیاب، بهبود زیرساختها، دیپلماسی و تولید سلاحها و وسایل نقلیه خاص هستید.
نوشتن همین موارد خستهکننده بود، چه برسد به بازی کردنشان! و من کاملاً درک میکنم که چرا HoI4، درست مانند بسیاری از بازیهای دیگر پارادوکس، در نگاه اول بینهایت طاقتفرسا به نظر میرسد. تفاوت اینجاست که در حالی که من اغلب به دیگران میگویم میتوانند با پشتکار و کمک گرفتن، بازیهایی مانند Crusader Kings را یاد بگیرند، در مورد این بازی چنین چیزی نمیگویم. این یک بازی عمیق و پیچیده است و قطعاً برای همه مناسب نیست، بهخصوص اگر در بازیهای استراتژی خود به دنبال چیزهایی مانند دیپلماسی ظریف یا کنترل جزئیتر بر ارتشهایتان هستید.

اما اگر چشمانداز کنترل کل یک ماشین جنگی برای شما شگفتانگیز به نظر میرسد، فارغ از هزینه انسانی و ذهنی یادگیری چنین وظیفهای، پس بله، به این بازی بچسبید. با یک ملت کوچکتر شروع کنید، راهنماها را بخوانید یا تماشا کنید و یاد بگیرید، زیرا اگر ایده و موضوع بازی برای شما جذاب باشد، این تلاش بیش از حد ارزشش را خواهد داشت. چون با وجود تمام ستایشی که من در طول سالها از Crusader Kings کردهام، در واقعیت من خیلی بیشتر HoI4 بازی کردهام.
جزئیات در این بازی بیشمار است. آنقدر زیاد که میتوان در آن غرق شد و بارها و بارها به آن بازگشت. Hearts of Iron IV شما را در دکمهها و سیستمها غرق میکند که بازیکنان جدید را میترساند، اما در نهایت به افراد باتجربه این امکان را میدهد که تقریباً تمام جنبههای تلاش جنگی خود را با دقت تنظیم کنند. برای مثال، یک لشکر چگونه تشکیل میشود: چقدر توپخانه پشتیبانی نیاز دارید؟ آیا همه به کامیون نیاز دارند یا برخی میتوانند پیاده حرکت کنند؟ و هر کشتی به چه سلاحهای منحصربهفردی نیاز دارد؟
یک جنگ تمامعیار و تاریخ جایگزین
شما میتوانید بازی خود را از سال ۱۹۳۹ (زمانی که همه چیز برای جنگ آماده است یا ۱۹۳۶ که چند سال به شما فرصت میدهد تا همه چیز را خودتان بچینید) شروع کنید. این یعنی یک بازی که از قبل طولانی است، میتواند حتی طولانیتر شود و به شما اجازه دهد تا اثری بسیار بزرگتر از خود به جای بگذارید.

تمام این عمق و طولانی بودن بیدلیل نیست؛ زیرا هر چیزی که شما تنظیم میکنید، هر چیزی که میلغزانید و هر چیزی که روی آن کلیک میکنید، هدفی دارد و در میدان نبرد منعکس خواهد شد. گاهی به شکلهای جزئی و گاهی به روشهایی که میتواند کل جنگ را شکل دهد.
و چه جنگی میتواند باشد! با زدن یک کلید بسیار بزرگ در ابتدای هر بازی، میتوانید «هوش مصنوعی تاریخی» HoI4 را خاموش کنید و یکی از بزرگترین سندباکسهای تاریخ جایگزین در دنیای بازیهای ویدیویی را خلق کنید. این به بازیکنان راههای به ظاهر بیپایانی برای شروع یک جنگ و سپس راههای بیشتری برای جنگیدن در آن میدهد. خاموش کردن آن یک ضرورت است، چون چه کسی میخواهد جنگ واقعی را بازی کند در حالی که ما از قبل پایان آن را میدانیم؟ ما اینجا هستیم تا داستان بسازیم. این کار هر بار یک دنیای کاملاً متفاوت و در نتیجه یک جنگ جهانی متفاوت به شما میدهد.
در آخرین بازیام به عنوان آلمان، هیتلر را سرنگون کردم، در یک جنگ داخلی کوتاه اما خونین برای استقرار یک دولت دموکراتیک پیروز شدم، ایتالیا را (پس از اینکه جرئت کرد اول به من حمله کند) فتح کردم و سپس به نوعی متحد بریتانیا شدم در حالی که با یک فرانسهی دیوانه میجنگیدیم.
هر بازی همینطور است! یک چرخش دیوانهوار پس از دیگری؛ ایتالیا با چین متحد میشود، یا لهستان قبل از اینکه یک اتحاد جماهیر شوروی غافلگیر را از بین ببرد، حوزه بالتیک را تسخیر میکند. چه کسی میداند بازی بعدی من به عنوان آلمان چه خواهد شد؛ شاید قیصر را برگردانم، در تهاجم به مکزیک شکست بخورم و سپس در یک جنگ جنگلی در جنوب شرقی آسیا زمینگیر شوم.
تکامل بازی: از آپدیتها تا بستههای الحاقی
اگر به داستانهای تخیلی تاریخی علاقه دارید، یا به طور کلی داستانسرایی در سطح استراتژیک، پس Hearts of Iron IV در کنار بهترینهای این سبک قرار دارد. تقریباً هر چیزی که تا الان بحث کردیم، بخشی از دلایلی بود که بازی را در زمان عرضه در سال ۲۰۱۶ بسیار خوب کرده بود. پس از آن زمان چه چیزی تغییر کرده است؟ چه چیزی یک نقد دوباره و بررسی تفاوتهای بازی در سال ۲۰۲۱ را توجیه میکند؟ مثل همیشه با عناوین استراتژی بزرگ پارادوکس، خیلی چیزها. Hearts of Iron IV از طریق آپدیتها و بستههای الحاقی مداوم بسیار بزرگتر شده است، گاهی به نفعش و گاهی به ضررش.
محتواهای اضافه شده به بازی معمولاً در سه نوع بودهاند. نوع اول سادهترین و روانترین نوع برای ورود به تجربه بازی است و صرفاً چیزهای بیشتری برای جنگیدن با آنهاست. تنوع بیشتری از مدلهای تانک سهبعدی برای نمایش در میدان نبرد، تصاویر دقیقتر از جنگندههای آمریکایی و چیزهایی از این قبیل. اگر در مورد یک بازی مبارزهای صحبت میکردیم، این بخش معادل اسکینها بود.
نوع دوم، گسترش و بهبود روشهایی است که بازیکنان میتوانند داستان خود را شکل دهند. در HoI4 به شما این امکان داده میشود که مسیر توسعه کشور خود را با اجرای سیاستهای ملی سفارشی کنید که کمی شبیه به یک ماجراجویی «انتخاب کن و ادامه بده» و کمی هم شبیه به یک درخت فناوری عمل میکند (اگرچه بازی درختان فناوری واقعی هم دارد که جداگانه مدیریت میشوند). شما میتوانید ایالات متحده دموکراتیک و انزواطلب سال ۱۹۳۶ را بردارید و آن را به یک دولت فاشیستی تبدیل کنید که مصمم به اتحاد با جنگسالاران محلی و فتح چین است. اگر این چیزی است که به آن علاقه دارید.
اینها به راحتی بهبودهای مورد علاقه من در بازی هستند، زیرا هر چه تعداد آنها بیشتر و عمیقتر باشد، شما بیشتر قدرت میگیرید تا بازی را به جاهای عجیب و غریب بکشانید.
سومین و آخرین راهی که Hearts of Iron IV تغییر کرده است، افزودن سیستمهای بزرگ و جدید بوده که بیشتر در کنار بستههای الحاقی پولی بزرگ عرضه شدهاند. اینها، با وجود تلاش و مقیاس تغییراتی که در تجربه پایه ایجاد کردهاند، به نظر من کمترین موفقیت را داشتهاند. این بازی از قبل بسیار بزرگ بود و بزرگتر کردن آن، از نظر دادن کارهای بیشتر برای انجام و نظارت، اغلب به تجربهای طاقتفرسا منجر شده است.
بسته الحاقی Man the Guns که قرار بود سیستم دریایی ضعیف بازی را اصلاح کند، فقط آن را بدتر کرد. La Resistance، یک بسته الحاقی جدیدتر که لایه کاملاً جدیدی از گیمپلی اطلاعاتی و جاسوسی را با دادن جاسوس برای استخدام به بازیکن معرفی کرد، مقیاس شخصیای دارد که به طرز عجیبی با دیدگاه خداگونه بقیه بازی در تضاد است. در واقع، موفقترین بستههای الحاقی آنهایی بودهاند که مانند Together for Victory بر روی نیروهای مشترکالمنافع و امپراتوری تمرکز داشتند، و Waking the Tiger که جنگ در چین را گسترش داد، جایی که بیشتر تأکید صرفاً بر بهبود وسعت و عمق گزینههای داستانسرایی آن جناحها بود.
قدرت مادها: یک دنیای کاملاً جدید
همانطور که قبلاً چند بار گفتم، قدرت واقعی این بازی و بیشتر عناوین استراتژی بزرگ، در داستانسرایی آن است و چیزی که بازی در نسخه اصلی خود ارائه میدهد عالی است. اما چیزی که میتوانید از طریق پنج سال توسعه ماد به آن اضافه کنید، سرسامآور است.
ما معمولاً در نقدهای بازی در مورد مادها صحبت نمیکنیم زیرا آنها بخشی از بازی اصلی نیستند، اما پس از پنج سال، صحبت نکردن در مورد آنها و روشی که توانستهاند عمق و انعطافپذیری بیشتری به تجربهای که از قبل وجود داشت اضافه کنند، غیرممکن است. اما هیچ چیز به اندازه مادهای بزرگ بازی چشمگیر یا تحولآفرین نبوده است. آنهایی که Hearts of Iron IV را گرفته و آن را به چیزی کاملاً دیگر تبدیل میکنند، با داستانهای جدید، جناحهای جدید و گاهی حتی نقشههای جدید که بازیکنان را به محیطهای خارقالعاده و تخیلی میبرند، از Fallout گرفته تا Star Wars.

هیچکجا این موضوع سرگرمکنندهتر از Kaiserreich نبوده است؛ یک سری ماد قدیمی که آنقدر بزرگ (و بسیار محبوب) شده که سه بازی را در بر میگیرد و دنیای داستانی خود را با کالاهای تجاری همراهش ساخته است. بازی کردن Kaiserreich، که در یک قرن بیستم جایگزین جریان دارد که در آن قدرتهای مرکزی در جنگ جهانی اول پیروز شدند و انقلابهای کارگری در غرب رخ داد، مانند بازی کردن یک بازی کاملاً جدید است.
حرف آخر: چرا Hearts of Iron IV خاص است؟
همه اینها ما را به اینجا میرساند: پس از پنج سال تغییرات، آپدیتها و مادها، چه چیزی Hearts of Iron IV را اینقدر خاص و چنین پیشرفتی نسبت به ظاهرش در سال ۲۰۱۶ میکند؟
چیزی که Hearts of Iron IV را متمایز میکند، روشی است که این سیستمها و تنظیمات همگی (در بیشتر موارد، با موفقیت) به هم گره میخورند تا حس عظیمی از مسئولیتپذیری ایجاد کنند. وقتی مسئول کل تلاش جنگی هستید، چه کس دیگری را میتوانید سرزنش کنید وقتی همه چیز بد پیش میرود؟ یا تحسین کنید وقتی همه چیز طبق برنامه پیش میرود؟ این فقط شما هستید.
هر لشکری که آنجاست، هر ژنرالی که مسئول یک ارتش است، هر تفنگی که در دستان یک سرباز است و چقدر سوخت و مهمات در اختیار دارند، به شما بستگی داشته است. اینکه آنها را کجا قرار میدهید، چه نوع تانکهایی به آنها کمک میکنند، چقدر پوشش هوایی در آنجا وجود دارد و هر یک از آن فناوریها چقدر پیشرفته است. همه چیز به شما بستگی دارد.
وقتی همه چیز به هم میریزد جایی برای پنهان شدن وجود ندارد، اما وقتی همه چیز با هم هماهنگ میشود و شما در یک جنگ پیروز میشوید، خب، حس غرور بینهایت است. من این کشور را از میان دهه ۱۹۳۰ پرآشوب گذراندم، صنعت آن را برای جنگ آماده کردم، بهترین و باهوشترینهایش را به خدمت گرفتم و سپس همه و همه چیز را از میان بزرگترین جنگی که این سیاره تا به حال دیده است، عبور دادم.
به همان اندازه که بازی عمیق است و یادگیری و سپس کشاندن خود از طریق یک جنگ چالشبرانگیز است، همه چیز ارزشش را دارد وقتی داستانش به پایان میرسد، تبهکارانش شکست میخورند و پیروزمندانش سربلند میشوند. سپس به محض اینکه گرد و غبار فرو نشست، میتوانید مستقیماً به بازی برگردید، داستانی جدید با کشوری جدید تعریف کنید و با گروه کاملاً جدیدی از متحدان و دشمنان روبرو شوید.

این موضوع در سال ۲۰۱۶ کاملاً درست بود، اما در طول پنج سال گذشته فقط تثبیت شدهتر شده است. هر چه کنترل بیشتری بر داستانهای Hearts of Iron IV به ما داده شده و راههای بیشتری برای روایت آنها با سیستمهای جدید و امکانات ملی گسترشیافته به ما داده شده است، این بازی بهتر شده است، زیرا اینها از قبل بزرگترین نقاط قوت آن بودند و از آن زمان به طور بیپایان توسط پارادوکس و طرفداران بر روی آنها ساخته شده است.
Hearts of Iron IV یک بازی نیست که به شما یک تفنگ بدهد و از شما بخواهد بجنگید. این بازی به شما یک جنگ میدهد و از شما میخواهد که در آن پیروز شوید.