رتبه‌بندی ۱۰ تا از سخت ترین بازی های جهان باز تمام دوران

رتبه‌بندی ۱۰ تا از سخت ترین بازی های جهان باز تمام دوران
1 بازدید

بازی‌های جهان‌باز یا Open-world به بخش عظیمی از صنعت گیم تبدیل شده‌اند و بسیاری از فرنچایزهای بزرگ AAA این مسیر را برای گسترش دنیای خود انتخاب کرده‌اند. اما گشت‌وگذار در برخی از این دنیاها بسیار دشوارتر از بقیه است و با ارائه مکانیک‌های پیچیده، لحظات داستانی نفس‌گیر یا آیتم‌های بی‌شمار برای جمع‌آوری، بازیکنان را به چالش می‌کشند. به گزارش وب‌سایت معتبر CBR، قدرت اصلی بازی‌های جهان‌باز در غوطه‌وری نهفته است؛ این دنیاهای گسترده داستان‌ها را عمیق‌تر کرده و بازیکنان را وادار می‌کنند تا جهانی را که در آن کاوش می‌کنند، به خوبی درک کنند. عناوینی مانند Horizon Zero Dawn و The Legend of Zelda: Breath of the Wild به این دلیل موفق هستند که سازندگانشان درک کرده‌اند که سختی همیشه باید جذاب باشد، نه دلسردکننده.

فهرست مطالب

۱۰. Middle-earth: Shadow of War با سیستم نمسیس فوق‌العاده چالش‌برانگیز

شخصیت اصلی بازی Shadow of War به همراه اورک‌های سیستم نمسیس در پس‌زمینه.

سری بازی‌های Middle-earth در زمان عرضه‌اش مانند یک نفس تازه بود. بازیکنان نه تنها مجذوب بازآفرینی دنیای جی. آر. آر. تالکین شدند، بلکه سیستم نوآورانه نمسیس (Nemesis System) استودیوی Monolith آن‌ها را شگفت‌زده کرد. این ویژگی به سرزمین موردور جان بخشید، جایی که نیروهای سائورون برای کسب قدرت می‌جنگیدند و اورک‌ها در سلسله مراتب قدرت بالا می‌رفتند. داستان تالیون شدید و پرکشش بود و نقشه بازی فرصت‌های فراوانی برای اکتشاف واقعی فراهم می‌کرد.

بازی Middle-earth: Shadow of War پتانسیل واقعی این سری را به نمایش گذاشت. مکانیک‌های جاه‌طلبانه محاصره قلعه‌ها، مقیاس نبردها را به خوبی نشان داد و سیستم نمسیس اصلاح‌شده، تجربه را حتی فراتر برد. شاید این بازی بهترین بازی ارباب حلقه‌ها نباشد، اما قطعاً برای افراد ترسو ساخته نشده است. با ماموریت‌هایی که بازیکنان را در برابر اژدهایان، غول‌ها و لژیون‌های موردور قرار می‌دهد، چالش‌های زیادی برای غلبه در این اثر کلاسیک مدرن وجود دارد.

۹. Horizon Zero Dawn یک میدان نبرد جدید را معرفی می‌کند

ایلوی، قهرمان بازی Horizon Zero Dawn، با تیر و کمان خود در طبیعت وحشی ایستاده است.

تعداد کمی از فرنچایزهای بازی مدرن و اورجینال توانسته‌اند به موفقیت فوری دست پیدا کنند، اما سری Horizon یکی از آن‌ها بود. از لحظه‌ای که معرفی شد، کانسپت آن هیجان زیادی در جامعه گیمرها ایجاد کرد. این بازی نه تنها یک دنیای جهان‌باز با جزئیات غنی داشت، بلکه معرفی ایلوی (Aloy)، یک قهرمان جدید و کاریزماتیک، بازیکنان را مجذوب خود کرد، در حالی که سکانس‌های اکشن شدید آن، مهارت‌هایشان را به نهایت رساند.

برخی معتقدند که Horizon Forbidden West عنوان قوی‌تری است، اما هر دو جزو بهترین بازی‌های جهان‌باز تمام دوران هستند و Horizon Zero Dawn به خاطر چالشی که ارائه داد، شایسته تقدیر است. دشمنان رباتیک آن نیازمند استراتژی و دقت بودند و به سرعت مهارت لازم برای زنده ماندن در بیابان‌های پسا-آخرالزمانی‌اش را به بازیکن نشان می‌دادند. درجه سختی Ultra Hard همه چیز را یک پله بالاتر می‌برد و تجربه‌ای را به بازیکنان ارائه می‌دهد که شبیه هیچ چیز دیگری نیست.

۸. Marvel’s Spider-Man 2 دشمنان سرسخت‌تری را به میدان می‌آورد

ونوم در حال نبرد با پیتر پارکر در لباس سیمبیوتی در خیابان‌های نیویورک در بازی Marvel's Spider-Man 2.

در حالی که استودیوهای AAA منابع لازم برای ساخت بازی‌های بزرگ‌تر و جسورانه‌تر را دارند، به نظر می‌رسد استودیوی Insomniac مصمم است تا با هر نسخه از سری Marvel’s Spider-Man، درجه سختی را افزایش دهد. در حالی که بازی اول بازیکنان را با نبردهای شدید علیه Sinister Six و Mr. Negative به چالش کشید، Marvel’s Spider-Man 2 همه چیز را به سطح جدیدی برد. تهدید سیمبیوت‌ها به دلیلی موجه در کمیک‌ها به یک نماد تبدیل شد و در این بازی با شکوهی تمام بازمی‌گردد تا مهارت‌های بازیکنان را как هرگز آزمایش کند.

قبل از تکمیل کامل بازی، چیزهای زیادی برای کشف وجود دارد، با پایگاه‌های دشمنان بی‌شمار که باید برای حفظ امنیت نیویورک پاکسازی شوند. اما این سیمبیوت‌ها هستند که چالش واقعی را در Marvel’s Spider-Man 2 به ارمغان می‌آورند. در بالاترین درجه‌های سختی، انبوهی از دشمنان منشعب شده از ونوم، تقریباً شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسند. ونوم به حق تهدید اصلی است، اما نیروهایش نیز به همان اندازه طاقت‌فرسا هستند.

۷. Cyberpunk 2077 راه درازی را از زمان عرضه طی کرده است

شخصیت V در بازی Cyberpunk 2077 در حال رانندگی در خیابان‌های نئونی نایت سیتی.

وقتی Cyberpunk 2077 برای اولین بار عرضه شد، بازیکنان به یک دلیل عمده بازی کردن آن را دشوار یافتند: باگ‌ها. بازی به سادگی آماده نبود و باعث شد بسیاری آن را غیرقابل بازی بنامند و برای مدتی کنار بگذارند. با این حال، یک پایگاه هواداران وفادار ایمان خود را حفظ کردند و از طریق یک سری به‌روزرسانی‌های اساسی از سوی CD Projekt RED، این بازی به یکی از بزرگترین RPG‌های جهان‌باز ساخته شده تبدیل شد. البته، این بدان معنا نیست که اکنون آسان‌تر شده است.

باگ‌ها از بین رفته‌اند و جای خود را به دشمنان پیچیده و شهری آینده‌نگر داده‌اند که انگار برای به چالش کشیدن شخصیت اصلی طراحی شده است. به عنوان یک اکشن علمی-تخیلی، Cyberpunk 2077 برخی از شدیدترین مبارزات را ارائه می‌دهد. داستان جذاب و گیم‌پلی سریع آن باعث می‌شود هر پیروزی عمیقاً رضایت‌بخش باشد. با وجود جناح‌های متخاصم و خطر دائمی، هرگز لحظه‌ای آرامش در نایت سیتی وجود ندارد. کافی است آن را روی درجه سختی Very Hard بازی کنید و شاهد آشوب باشید.

۶. Ghost of Tsushima عمق شگفت‌انگیزی ارائه می‌دهد

جین ساکای، شخصیت اصلی Ghost of Tsushima، در مقابل چندین دشمن مغول در یک محیط زیبا ایستاده است.

Ghost of Tsushima یکی از برترین بازی‌های جهان‌باز دهه گذشته باقی مانده است و این تا حد زیادی به لطف جهان‌سازی استثنایی آن است. چالش آن فراتر از مبارزات است، اگرچه از آن هم به وفور یافت می‌شود. بازی لیستی به ظاهر بی‌پایان از قلعه‌ها برای فتح و معابد برای کاوش، همراه با بسیاری از وظایف دیگر برای تکمیل ارائه می‌دهد. برای کمال‌گرایانی که به دنبال ۱۰۰٪ کردن بازی هستند، این کار آسانی نیست، اما دنیای بازی همچنان بازیکنان را به سوی خود می‌کشاند.

مبارزات چالش‌های خاص خود را دارند، به خصوص وقتی نوبت به تسلط بر حالت‌های مختلف مبارزه (Stances) می‌رسد. با پیشرفت داستان، دشمنان جدید نیازمند تکنیک‌های تازه هستند و یک منحنی یادگیری تند ایجاد می‌کنند. تسلط واقعی بر روش‌های سامورایی و تبدیل شدن به “شبح” زمان می‌برد، اما پس از دستیابی به آن، بازیکنان تقریباً شکست‌ناپذیر احساس می‌کنند تا زمانی که بازی دوباره تغییر مسیر داده و تهدید دیگری ظهور کند.

۵. Monster Hunter Wilds این سری را متحول می‌کند

یک شکارچی در بازی Monster Hunter در حال مبارزه با یک هیولای غول‌پیکر در یک دره سنگی.

سری Monster Hunter قبلاً نیز عناصر جهان‌باز را تجربه کرده است، اما بسیاری معتقدند که نسخه اخیر، Monster Hunter Wilds، بهترینِ آن است. ترکیب نبردهای شدید با هیولاها و مکانیک‌های بقا، یک تعادل چالش‌برانگیز منحصربه‌فرد ایجاد می‌کند. حتی طرفداران قدیمی این فرنچایز نیز ممکن است احساس کنند که از صفر شروع کرده‌اند، زیرا هیولاهای بازی با هر رویارویی سرسخت‌تر می‌شوند.

دنیای جهان‌باز برای کاوش خیره‌کننده است، اما با توجه به موجوداتی که در آن زندگی می‌کنند، همچنان تجربه‌ای پرتنش ارائه می‌دهد. آخرین نسخه کپکام از این فرمول، از گزینه‌های متنوع سلاح‌های خود نهایت استفاده را می‌برد و تضمین می‌کند که هر رویارویی، علی‌رغم پیش‌فرض آشنا، متمایز باشد. کوئست‌ها نیروی محرکه بازی هستند، اما خواندن برخی از آن‌ها کافی است تا دل هر کسی را بلرزاند. بسیاری از چالش‌ها تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسند، که احتمالاً به همین دلیل است که این عنوان به یکی از پرفروش‌ترین بازی‌های کپکام در تمام دوران تبدیل شده است.

۴. Subnautica ترس‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کند

یک بازیکن در بازی Subnautica در حال شنا در اقیانوس آبی عمیق در کنار زیردریایی خود.

مانند بسیاری از عناوین دیگر ذکر شده، Subnautica به یک فرنچایز محبوب تبدیل شده که بازیکنان کاملاً در آن غرق شده‌اند. با این حال، نسخه اصلی Subnautica به خاطر شدت تجربه‌اش شایسته تقدیر ویژه‌ای است. به ندرت کسی را پیدا می‌کنید که از وسعت اقیانوس نترسد، به خصوص وقتی اعماق آن ناشناخته‌های بسیاری را پنهان کرده باشد، و مکانیک‌های بقای بازی به طرز ماهرانه‌ای از این ترس‌ها بهره می‌برد.

این عنوان که توسط Unknown Worlds Entertainment و استودیوهای دیگر توسعه یافته، به عنوان یکی از بهترین بازی‌های بقا شناخته می‌شود و دائماً بازیکنان را به چالش می‌کشد. کاوش ضروری است، اما روبرو شدن با خطرات اعماق به همان اندازه دلهره‌آور است. برای بازیکنانی که به دنبال چالش نهایی هستند، حالت Hardcore با ویژگی مرگ دائمی (Permadeath) وجود دارد که ثابت می‌کند Subnautica چقدر می‌تواند بی‌رحم باشد.

۳. The Legend of Zelda: Breath of the Wild خارج از این دنیاست

لینک، شخصیت اصلی Zelda، در حال تماشای منظره وسیع و زیبای هایرول از بالای یک صخره.

سری The Legend of Zelda مدت‌هاست که یک مجموعه ماجراجویی سرگرم‌کننده و خانوادگی برای بازیکنان کژوال بوده است. در حالی که همیشه مکانیک‌های پیچیده‌ای داشته، بیشتر بر روی داستان و محیط فانتزی تمرکز داشت تا آزمایش مهارت بازیکن. این موضوع با عرضه Breath of the Wild تغییر کرد، که به وضوح نشان داد نینتندو این بار کوتاه نخواهد آمد.

دنباله آن نیز همین الگو را دنبال کرد، اما دنیای جهان‌باز خیره‌کننده و نبردهای باس جاه‌طلبانه آن نشان داد که این سری چقدر تکامل یافته است. این اولین بازی واقعاً دشوار Legend of Zelda بود، به خصوص برای کسانی که فکر می‌کردند بر این فرنچایز مسلط هستند. اگرچه ممکن است Breath of the Wild توسط Tears of the Kingdom پیشی گرفته باشد، اما نوآوری‌های بی‌شماری را معرفی کرد که سختی را به سطح کاملاً جدیدی رساند.

۲. Red Dead Redemption 2 از بازیکنان می‌خواهد در غرب وحشی زنده بمانندآرتور مورگان در بازی Red Dead Redemption 2 در حال شلیک با هفت‌تیر خود در یک محیط وسترن.

هر بازی با عناصر بقا طبیعتاً چالش‌برانگیز است، اما تعهد Red Dead Redemption 2 به واقع‌گرایی، دنیای وسترن آن را به خصوص طاقت‌فرسا می‌کند. بازیکنان ساعت‌های بی‌شماری را صرف کاوش در مناظر وسیع آن می‌کنند و به همان اندازه با سقوط و شکست خود روبرو می‌شوند. نسخه راکستار از غرب وحشی به همان اندازه که به نظر می‌رسد خطرناک است و فقط درگیری‌های مسلحانه نیستند که تهدید محسوب می‌شوند. خود محیط خصمانه به نظر می‌رسد، انگار که چیزی وحشتناک در هر گوشه‌ای در کمین است.

Red Dead Redemption 2 دائماً بازیکنان را در حال فرار نگه می‌دارد، اغلب از عواقب انتخاب‌های خودشان. یک اشتباه می‌تواند تمام دنیا را علیه آن‌ها بشوراند، به خصوص خارج از ماموریت‌ها. کمپین داستانی لحظات تنش واقعی را ارائه می‌دهد که بسیاری از آن‌ها بازیکنان را مجبور می‌کند به سلاح‌های خود تکیه کنند. دلیلی وجود دارد که قهرمانان کمی در داستان‌های کلاسیک وسترن زنده می‌مانند و سختی بی‌رحمانه بازی باعث می‌شود این حقیقت یک بار دیگر به شدت احساس شود.

۱. مقیاس Elden Ring شکست دادن آن را تقریباً غیرممکن می‌کند

یک بازیکن در بازی Elden Ring در حال مبارزه با یک باس غول‌پیکر که تبری بزرگ در دست دارد.

سوال برای طرفداران Elden Ring فقط این نیست که آیا بازی را تمام کرده‌اند یا نه؛ بلکه این است که چند ساعت برای پیشرفت در آن تلاش کرده‌اند. این عنوان که توسط جرج آر. آر. مارتین نوشته شده و توسط استودیوی FromSoftware توسعه یافته، عظیم است و از پیروی از ساختار روایی آشنای اکثر بازی‌های AAA امتناع می‌کند. در عوض، یک دنیای فانتزی واقع‌گرایانه و بدون محدودیت ارائه می‌دهد که کاوش بدون مرز را تشویق می‌کند؛ چشم‌اندازی که با توجه به دشمنانی که در انتظارند، بسیار دلهره‌آور است.

Elden Ring بازیکنان متعهدی را که به سیستم‌های پیشرفت عمیق و طراحی پیچیده‌اش جذب شده‌اند، به سوی خود می‌کشاند. بسته الحاقی اخیر نیز تنها چالش را افزایش داد و بدون هیچ تنظیمات سختی سنتی، همه با همان دنیای بی‌رحم روبرو هستند. برخی حتی تلاش تقریباً غیرممکن برای تکمیل بازی بدون ارتقاء سطح را امتحان می‌کنند و همزمان خطرات و پاداش‌های آن را می‌پذیرند. این سطح از اراده به سادگی شایسته تحسین است.

سوالات متداول

چه چیزی یک بازی جهان‌باز را «سخت» می‌کند؟

سختی در بازی‌های جهان‌باز می‌تواند از منابع مختلفی ناشی شود: دشمنان بی‌رحم با هوش مصنوعی بالا (مانند Elden Ring)، نیاز به مدیریت منابع و بقا در یک محیط خشن (مانند Red Dead Redemption 2)، یا مکانیک‌های پیچیده‌ای که نیاز به تسلط کامل دارند (مانند سیستم Stance در Ghost of Tsushima).

نه لزوماً. یک بازی خوب چالشی را ارائه می‌دهد که منصفانه و جذاب باشد، نه خسته‌کننده. هدف از سختی، ایجاد حس رضایت پس از غلبه بر یک مانع است. بهترین بازی‌های سخت، بازیکن را تشویق به یادگیری و پیشرفت می‌کنند.

برچسب ها :

مقالات مرتبط

۱۰ بازی که دنیای آن‌ها در طول زمان تغییر می‌کند

در برخی بازی‌ها، محیط فقط یک پس‌زمینه ثابت نیست. با ۱۰ بازی برتر آشنا شوید که دنیای آن‌ها در طول زمان تکامل می‌یابد، تغییر می‌کند و به اقدامات شما واکنش نشان می‌دهد.

۵ بازی آرامش‌بخش (Cozy Games) برای دور شدن از استرس روزانه

معرفی ۵ بازی دنج و آرامش‌بخش (Cozy Games) که مرهمی برای استرس‌های روزمره هستند. از Stardew Valley تا Unpacking، بهترین‌ها را اینجا بشناسید.

۱۰ بازی شبیه Clair Obscur: Expedition 33 که باید تجربه کنید

اگر مجذوب اتمسفر و گیم‌پلی بازی Clair Obscur: Expedition 33 شده‌اید، این ۹ شاهکار نقش‌آفرینی و داستانی، بهترین گزینه‌ها برای بازی کردن قبل از انتشار آن هستند.

نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها