۱۰. Marvel’s Spider-Man 2 اوج داستانسرایی ابرقهرمانی است

برای بازی Marvel’s Spider-Man 2، استودیوی اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games) تصمیم گرفت تا همه چیز را دو برابر کند. این بار، گیمرها با برخی از خطرناکترین دشمنان مرد عنکبوتی، دو برابر خطر را تجربه کردند. شهر دو برابر بزرگتر شد و به لطف اضافه شدن مایلز مورالز، بازیکنان حتی دو مرد عنکبوتی در اختیار داشتند. تمام اینها منجر به خلق یکی از قدرتمندترین بازیهای انحصاری شد که پلیاستیشن تا به حال منتشر کرده است.
در حالی که Spider-Man 2 به دلیل اینکه «به اندازه کافی» نسبت به نسخه اصلی تغییر نکرده مورد انتقاد قرار میگیرد، دنیای جهانباز آن از هر نظر نسبت به بازی اول بهبود یافته است. این فقط یک نسخه زیباتر و بزرگتر از نیویورک نیست؛ به لطف تغییرات در سیستم حرکت، گشتوگذار در آن بهتر از همیشه احساس میشود. گویی تاب خوردن در شهر به اندازه کافی سرگرمکننده نبود، حالا بازیکنان میتوانند با استفاده از بالهای تاری (Web Wings) پیتر و مایلز پرواز کنند. به راحتی میتوان در حین سفر در شهر غرق شد و مانند یک مرد عنکبوتی محلهدوست واقعی، جلوی جنایات تصادفی را گرفت.
۹. Ghost of Tsushima شبیهساز نهایی سامورایی و نینجا است

بعد از اینکه استودیوی ساکر پانچ (Sucker Punch) به بازیکنان اجازه داد تا فانتزیهای ابرقهرمانی خود را در سری inFamous زندگی کنند، با فرنچایز بعدی خود یعنی Ghost of Tsushima، مسیری کاملاً متفاوت را در پیش گرفت. این بازی که در ژاپن قرن سیزدهم جریان دارد، روایتی از تهاجم واقعی مغولها را به تصویر میکشد. بازیکنان، جین ساکای را دنبال میکنند که برای پس گرفتن خانهاش میجنگد و یاد میگیرد که غرور خود به عنوان یک سامورایی را به خاطر نجات مردم و عمویش، لرد شیمورا، کنار بگذارد.
در Ghost of Tsushima، همه چیز به جزئیات بستگی دارد. چه روشی که جهان بازیکنان را به سمت مکانها هدایت میکند و چه حالت «کوروساوا» که همه چیز را شبیه یک فیلم سامورایی میکند، این بازی بازیکنان را در هر ثانیهای که کنترلر در دست دارند، غرق در خود نگه میدارد. حتی سیستم آبوهوای پویا نیز تأثیر زیادی بر بازی دارد، زیرا هیچ چیز به اندازه از بین بردن یک پایگاه کامل از دشمنان در طول یک شب طوفانی لذتبخش نیست.
۸. Assassin’s Creed Odyssey بازیکنان را به سفری حماسی میبرد

بازی Assassin’s Creed: Odyssey همچنان بهترین عنوان در میان بازیهای نقشآفرینی این سری از یوبیسافت (Ubisoft) است. این بازی که در یونان و در دوران جنگ پلوپونز جریان دارد، بازیکنان را در نقش الکسیوس یا کاساندرا، یک مزدور اسپارتان، قرار میدهد. در حین جستجو برای یافتن پاسخهایی درباره خانوادهاش، این مزدور درگیر توطئهای مرتبط با یک فرقه مرگبار با نفوذ جهانی میشود.
چه خوب و چه بد، Odyssey آن نسخهای از اساسینز کرید است که بیشترین تکیه را بر مکانیکهای نقشآفرینی دارد. این بازی تنوع بیسابقهای در ساختار شخصیت (Build) ارائه میدهد و به بازیکنان اجازه میدهد تا به یک قاتل نهایی یا یک نیمهخدای شکستناپذیر تبدیل شوند. بازیکنان حتی میتوانند با هیولاهای افسانهای یونان مانند مدوسا و مینوتور روبرو شوند. چه در حال مبارزه با هیولاها باشید و چه در حال آشنایی با شخصیتهای شگفتانگیز و طنزآمیز بازی، به راحتی میتوان صدها ساعت را بدون آنکه متوجه شوید، صرف این بازی کرد.
۷. Xenoblade Chronicles X به بازیکنان اجازه میدهد دنیایی بیگانه و شگفتانگیز را کشف کنند

شاید Xenoblade Chronicles X بهترین بازی در این سری نباشد، اما به راحتی بهترین دنیای جهانباز این فرنچایز را دارد. بازیکنان به عنوان یک شخصیت سفارشی شروع میکنند؛ بازماندهای از یکی از کشتیهایی که بر روی سیاره میرا سقوط کرده است. پس از نجات یافتن، آنها به سازمان BLADE میپیوندند، سازمانی که به حفاظت از استعمارگران جدید میرا در برابر یک تهدید بیگانه خطرناک اختصاص دارد.
از طراحی بیومها گرفته تا گیاهان و جانوران، همه چیز در Xenoblade Chronicles X برای ایجاد تجربه نهایی کاوش در یک دنیای واقعاً بیگانه ساخته شده است. در حالی که بسیاری از بازیها ارزش خود را بر روی مأموریتهای اصلی متمرکز میکنند، این بازی بازیکنان را تشویق میکند تا هرچه بیشتر مأموریتهای جانبی را دنبال کنند. نادیده گرفتن آنها میتواند به معنای از دست دادن گونههای بیگانه کاملی باشد که در میرا پنهان شدهاند، و همچنین اعضای بیشتری از BLADE که میتوانند به گروه اضافه شوند. و هیچ بازی جهانباز دیگری به بازیکنان اجازه نمیدهد که رباتهای غولپیکر و تبدیلشونده را مانند این یکی هدایت کنند.
۶. Death Stranding 2 میتواند بهترین اثر کوجیما باشد

نسخه اصلی Death Stranding پیش از این نیز مورد علاقه طرفداران بود، اما Death Stranding 2 یک کلاسیک جدید در ژانر جهانباز خلق کرده است. با توجه به اینکه داستان و دنیای بازی از قبل تثبیت شده بود، کوجیما آزاد است تا مرزها را جابجا کند و عناصر عجیب و غریبتری را معرفی کند که بازیکنان به سادگی در هیچ بازی دیگری با این اندازه و مقیاس پیدا نخواهند کرد. در عین حال، این فقط عجیب بودن کوجیما نیست؛ او سفری تکاندهنده خلق میکند که تا مدتها پس از زمین گذاشتن کنترلر، در ذهن بازیکنان باقی میماند.
در مورد دنیای جهانباز آن، این یکی دیگر از مواردی است که بازیکنان به اندازه تلاشی که میکنند، از آن نتیجه میگیرند. آنها میتوانند در دشتها و کوههای زیبای آن قدم بزنند و با هر دشمنی در مسیر مبارزه کنند، یا برای ساخت زیرساختهای جهان سرمایهگذاری کنند. اگر زمان کافی برای توسعه جادهها و وسایل نقلیه صرف کنید، بازی میتواند حس و حالی کاملاً متفاوت پیدا کند.
۵. Like A Dragon: Infinite Wealth یک کلاس استادی در مینیگیمها و مأموریتهای جانبی است

سری Like a Dragon با هر نسخه جدید به پیشرفت خود ادامه میدهد. دومین بازی از زمانی که این سری قهرمانان خود را تغییر داد و مکانیکهای نقشآفرینی کامل را پذیرفت، Infinite Wealth داستان ایچیبان را دنبال میکند که برای ارتباط مجدد با مادر گمشدهاش به هاوایی سفر میکند. همزمان، این بازی خط داستانی بازی قبلی در مورد انحلال یاکوزا را ادامه میدهد. داستان این بازی یادآوری است که تغییر چقدر دشوار است و چقدر سختتر است که جهان را وادار به پذیرش آن تغییر کنیم.
اگرچه Infinite Wealth هونولولو را به عنوان شهر جدید خود معرفی میکند، اما جایگزین ایجینچو نمیشود و به بازیکنان دو شهر عظیم برای کاوش میدهد. مأموریتهای جانبی و مینیگیمها در همه جا حضور دارند و میتوان دهها ساعت را بدون دست زدن به داستان اصلی سپری کرد. در همین حال، مبارزات نقشآفرینی آن تنها بهبود یافته و چندین شغل جدید برای تشویق بازیکنان به آزمایش با گروه شخصیتهای باورنکردنی این سری اضافه شده است.
۴. The Legend of Zelda: Breath of the Wild انقلابی در بازیهای جهانباز ایجاد کرد

بازی Breath of the Wild فقط بهترین بازی ممکن برای عرضه کنسول نینتندو سوییچ نبود؛ بلکه فرنچایز زلدا و کل بازیهای جهانباز را متحول کرد و باعث شد به یکی از پرفروشترین بازیهای ویدیویی تمام دوران تبدیل شود. در حالی که داستان فقط مبارزه لینک با گانون برای نجات جهان است، تجربه واقعی بسیار فراتر از آن است.
نینتندو استاد مدیوم بازیهای ویدیویی است و Breath of the Wild نمونه کاملی از آن است. دنیای کاملاً قابل کاوش بازی باعث میشود بازیکنان بخواهند به تلاش برای کشف تمام اسرار آن ادامه دهند. موتور فیزیک آن بازیکنان را تشویق میکند تا با آن کلنجار رفته و آزمایش کنند تا ببینند چه چیزی ممکن است. تقریباً یک دهه بعد، دیگر بازیها هنوز نتوانستهاند آنچه نینتندو با این بازی انجام داد را تکرار کنند.
۳. Red Dead Redemption 2 شبیهساز نهایی غرب وحشی آمریکاست

همه از Red Dead Redemption 2 قدردانی نخواهند کرد، زیرا ساعات اولیه بازی میتواند کند به نظر برسد. با این حال، بسیاری هستند که برای نحوه تثبیت محیط، شخصیتهای پیچیده و روابط درهمتنیدهشان ارزش قائل خواهند شد، پیش از آنکه بازیکنان را در یکی از واقعگرایانهترین دنیاهای جهانبازی که تاکنون ساخته شده، رها کند. برای آن گروه دوم، بازی به سرعت به یکی از بزرگترین تجربیات گیمینگ تمام دوران تبدیل میشود.
تکامل مکانیکهای جهانباز راکاستار (Rockstar) نامحسوس است، اما در هر گوشه از RDR2 احساس میشود؛ از نحوه شکار حیوانات توسط بازیکنان گرفته تا نحوه واکنش NPCها به آرتور. بسیاری از بازیهای این ژانر بازیکنان را وادار به تیک زدن مأموریتها میکنند، اما این بازی به بازیکنان اجازه میدهد تا در اتمسفر یک مرز زیبای آمریکایی غرق شوند. این از آن دسته بازیهایی است که فقط یک استودیو با منابع تقریباً نامحدود میتوانست بسازد، اما این موضوع از عظمت دستاورد آن کم نمیکند.
۲. Elden Ring شخصیسازی بینهایتی را به بازیکنان ارائه میدهد

استودیوی فرامسافتور (FromSoftware) بیش از یک نسل را صرف ساختن دنیای بازیهای Souls کرد و این تلاش در نهایت به خلق این شاهکار جهانباز منجر شد. از لحظهای که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، Elden Ring سطحی از توجه را به خود جلب کرد که اکثر بازیها فقط میتوانند رویای آن را داشته باشند. حضور آن در توییچ و فرهنگ عامه به ایجاد موج کاملاً جدیدی از طرفداران بازی کمک کرد، زیرا بازیکنان از هر سنی برای دیدن دلیل این همه هیاهو به سمت آن هجوم آوردند.
با ترکیب ذهنهای نابغه جرج آر. آر. مارتین و هیدتاکا میازاکی، Elden Ring دارای زیباییشناسی است که شبیه هیچ چیز دیگری نیست، حتی در مقایسه با بازیهای قبلی دارک سولز. بله، درجه سختی طاقتفرسایی دارد، اما مبارزات خوشساخت آن بازیکنان را به تسلط بر آن سوق میدهد و آنها را برای غلبه بر هر باس ترغیب میکند. مهمتر از آن، تنوع بینظیر در ساختار شخصیت تضمین میکند که مهم نیست یک مبارزه چقدر سخت باشد، همیشه راهی برای تنظیم شخصیت برای عبور از آن وجود دارد. این انتخاب طراحی نه تنها اولین دور بازی را لذتبخش میکند، بلکه طرفداران بیشماری را به تکرار چندباره آن تشویق میکند.
۱. The Witcher 3: Wild Hunt پادشاه بلامنازع این ژانر باقی مانده است

حتی یک دهه بعد، The Witcher 3: Wild Hunt هنوز هم مانند استاندارد طلایی برای بازیهای ویدیویی جهانباز احساس میشود. استودیوی سیدی پراجکت رد (CD Projekt RED) چنان کار خارقالعادهای انجام داد که اکثر بازیکنان حتی اگر دو قسمت اول را بازی نکرده باشند، احساس نمیکنند چیزی را از دست دادهاند. کافی است گرالت را دنبال کنید که با هیولاها میجنگد و دخترخواندهاش، سیری، را ردیابی میکند.
در حالی که بازیهای جهانباز دیگر این ژانر را تکامل دادهاند، هیچکدام به طور کامل تاج و تخت را از The Witcher 3 نگرفتهاند. این بازی ترکیب کاملی از نویسندگی عالی برای مأموریتها، توسعه عمیق شخصیتها و یک دنیای گسترده و خطرناک است که شما را به کاوش دعوت میکند. چه در حال مبارزه با گرگینهها در شهری آرام و جنگزده باشید و چه در حال ردیابی یک ساکوبوس، تنوع محض محتوا سرسامآور است. و اینها همه بدون اشاره به بسته الحاقی Blood and Wine است که یک پایاننامه رضایتبخش و صمیمانه برای سفر طولانی گرالت ارائه میدهد.
سوالات متداول
در اینجا به چند سوال رایج درباره بازیهای جهانباز پاسخ میدهیم.
| سوال | پاسخ کوتاه |
|---|---|
| یک بازی جهانباز خوب چه ویژگیهایی دارد؟ | یک دنیای غنی و پر از جزئیات، مأموریتهای جانبی معنادار، آزادی عمل واقعی برای بازیکن و سیستمی که دنیای بازی به تصمیمات شما واکنش نشان دهد. |
| آیا تمام بازیهای این لیست برای کامپیوتر در دسترس هستند؟ | اکثر بازیهای این لیست مانند The Witcher 3، Elden Ring و RDR2 برای PC منتشر شدهاند، اما عناوینی مانند The Legend of Zelda: Breath of the Wild به صورت انحصاری برای کنسولهای نینتندو هستند. |
| کدام بازی برای شروع سبک جهانباز مناسبتر است؟ | بازیهایی مانند Marvel’s Spider-Man 2 یا Ghost of Tsushima به دلیل داستانسرایی جذاب و مکانیکهای روان، نقاط شروع بسیار خوبی برای تازهکاران هستند. |
حرف آخر
دهه گذشته برای طرفداران بازیهای جهانباز یک دوره طلایی بوده است. از ماجراجوییهای حماسی و فانتزی گرفته تا شبیهسازهای دقیق و واقعگرایانه، توسعهدهندگان مرزهای ممکن را جابجا کردهاند و دنیاهایی را خلق کردهاند که تا سالها در خاطرهها باقی خواهند ماند. هر یک از این ۱۰ بازی به شیوهی خود تجربهای منحصر به فرد ارائه میدهند و نشان میدهند که چرا ژانر جهانباز همچنان در قلب صنعت گیمینگ میتپد.