پاسخ به سوالات کلیدی درباره تایتان بنیانگذار
پیش از ورود به تاریخچه مفصل، در اینجا پاسخ کوتاه به مهمترین سوالاتی که ممکن است در مورد Founding Titan داشته باشید را پیدا میکنید:
تایتان بنیانگذار چیست؟
تایتان بنیانگذار اولین و قدرتمندترین تایتان در میان نه تایتان اصلی است. این تایتان توانایی کنترل تمام تایتانهای دیگر و دستکاری حافظه و ساختار بدن تمام الدیاییها را دارد. این قدرت اولین بار توسط یمیر فریتز به دست آمد و برای قرنها در انحصار خاندان سلطنتی او باقی ماند. (تاریخچه کامل آن را در ادامه بخوانید)
قدرتهای اصلی تایتان بنیانگذار کدامند؟
قدرتهای اصلی آن شامل:
- کنترل کامل تایتانها (معروف به قدرت «مختصات» یا The Coordinate)،
- دستکاری حافظه تمام الدیاییها،
- تغییر ساختار بیولوژیکی الدیاییها است.
این قدرتها آن را به یک سلاح مطلق برای کنترل یا نابودی تبدیل میکند. (بررسی کامل قدرتها در ادامه)
چرا «خون سلطنتی» برای استفاده از آن لازم بود؟
پس از اینکه پادشاه کارل فریتز «عهد عدم جنگ» را ایجاد کرد، قدرت کامل تایتان بنیانگذار تنها برای کسانی قابل استفاده بود که خون سلطنتی داشتند. این عهد، اراده هر وارث سلطنتی را برای استفاده تهاجمی از این قدرت، سرکوب میکرد و آنها را به یک صلح دروغین پایبند میساخت. (تحلیل کامل این معما در ادامه)
ارن یگر چگونه این محدودیت را دور زد؟
ارن یگر که خون سلطنتی نداشت، تنها از طریق تماس فیزیکی با یک تایتان دارای خون سلطنتی میتوانست به قدرت کامل بنیانگذار دسترسی پیدا کند. این اتفاق ابتدا به صورت تصادفی با تایتان دینا فریتز و سپس به صورت برنامهریزی شده با برادر ناتنیاش، زیک یگر، رخ داد و به او اجازه داد تا «غرش» را فعال کند.
جدول مشخصات تایتان بنیانگذار (Titan Spec Sheet)
| نام تایتان | تایتان بنیانگذار (Founding Titan / 始祖の巨人) |
| ارتفاع | ۱۳ متر (متغیر) |
| قدرتهای اصلی | کنترل تایتانها (The Coordinate)، دستکاری حافظه الدیاییها، تغییر ساختار بدن الدیاییها، ارتباط تلهپاتیک با تمام الدیاییها |
| اولین وارث | یمیر فریتز (Ymir Fritz) |
| وارثان برجسته | خاندان فریتز/ریس (از جمله کارل فریتز، اوری ریس، فریدا ریس)، گریشا یگر، ارن یگر |
| محدودیت اصلی | نیاز به «خون سلطنتی» برای استفاده کامل از قدرتها (به دلیل عهد عدم جنگ) |
| وضعیت فعلی | قدرت آن پس از مرگ ارن یگر و پایان دوران تایتانها، از بین رفته است. |
تاریخچه تراژیک: از یمیر فریتز تا خاندان ریس
داستان تایتان بنیانگذار، داستان خود تایتانهاست. این یک حماسه دو هزار ساله از قدرت، بردگی، جنگ و فریب است که سرنوشت یک قوم و تمام جهان را رقم زد. برای درک کامل اهمیت این تایتان، باید به سرآغاز همه چیز، یعنی به داستان یک دختر جوان به نام یمیر بازگردیم.
سرآغاز: یمیر فریتز و منشا قدرت تایتانها
حدود دو هزار سال پیش از وقایع اصلی داستان، یمیر فریتز یک دختر جوان در قبیلهای بود که توسط الدیاییها به رهبری فریتز اول، مورد تهاجم قرار گرفت. او به عنوان برده گرفته شد و زبانش بریده شد. یک روز، پس از اینکه به جرمی ناکرده متهم شد، به عنوان مجازات در جنگل رها شد تا توسط سربازان الدیایی شکار شود. یمیر در حین فرار، به یک درخت غولپیکر و توخالی پناه برد. در اعماق آن درخت، او به گودالی پر از مایعی مرموز سقوط کرد و در آنجا، موجودی نورانی و ستون فقراتمانند به او متصل شد. این اتصال، او را به اولین تایتان تاریخ، یعنی تایتان بنیانگذار، تبدیل کرد.
پادشاه فریتز با دیدن این قدرت خداگونه، یمیر را نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک سلاح ارزشمند دید. او یمیر را به همسری گرفت و از قدرت او برای توسعه الدیا، شکست دادن دشمنان (از جمله امپراتوری مارلی) و ساختن یک امپراتوری عظیم استفاده کرد. یمیر برای او سه دختر به نامهای ماریا، رز و سینا به دنیا آورد. با وجود تمام قدرتش، یمیر همچنان یک برده باقی ماند؛ بردهی عشق بیمارگونهاش به پادشاهی که او را استثمار میکرد.
سیزده سال پس از به دست آوردن قدرتش، یمیر در حین یک ترور نافرجام، خود را جلوی نیزهای که برای پادشاه در نظر گرفته شده بود، انداخت و جان باخت. پادشاه فریتز که نمیخواست قدرت تایتانها از بین برود، در یک عمل وحشیانه، دخترانش را مجبور کرد تا جسد مادرشان را بخورند تا قدرت تایتان به آنها منتقل شود. این سنت وحشتناک ادامه یافت و پس از مرگ دختران، قدرت یمیر به نه تایتان اصلی تقسیم شد که در میان خاندانهای بزرگ الدیا توزیع گردید، در حالی که قدرتمندترین آنها، تایتان بنیانگذار، در انحصار خاندان سلطنتی فریتز باقی ماند.
جنگ بزرگ تایتانها و ظهور امپراتوری الدیا
برای قرنها، امپراتوری الدیا با استفاده از قدرت نه تایتان، بر جهان حکمرانی کرد. آنها با نابود کردن تمدنهای دیگر و پاکسازی قومی، سلطه خود را گسترش دادند. این دوره از تاریخ که توسط مارلی به عنوان یک دوران سیاه و پر از ظلم توصیف میشود، پایههای نفرت عمیق جهان از الدیاییها را بنا نهاد. در این دوران، تایتان بنیانگذار به عنوان رهبر و هماهنگکننده دیگر تایتانها، در مرکز قدرت الدیا قرار داشت.
عهد عدم جنگ: قفس ایدئولوژیک پادشاه کارل فریتز
حدود صد سال قبل از وقایع اصلی داستان، صد و چهل و پنجمین پادشاه الدیا، کارل فریتز، با احساس گناه از تاریخ خونین قومش، تصمیم به پایان دادن به این چرخه گرفت. او با همکاری خاندان تایبر (وارثان تایتان پتک جنگی)، یک جنگ داخلی دروغین را مهندسی کرد و وانمود کرد که توسط مارلی شکست خورده است. او پایتخت را به جزیره دورافتاده پارادایس منتقل کرد و بخش بزرگی از مردمش را به آنجا برد.
کارل فریتز با استفاده از قدرت تایتان بنیانگذار، سه دیوار عظیم (ماریا، رز و سینا) را از تایتانهای غولپیکر ساخت و حافظه تمام الدیاییهای درون دیوارها را پاک کرد. او به آنها این باور را القا کرد که آخرین بازماندگان بشریت در دنیایی پر از تایتانهای بیمغز هستند. مهمتر از همه، او «عهد عدم جنگ» (Vow of Renouncing War) را ایجاد کرد. این عهد، یک پیمان ایدئولوژیک بود که اراده هر وارث سلطنتی تایتان بنیانگذار را برای استفاده تهاجمی از قدرت آن، سرکوب میکرد. آنها ترجیح میدادند مردمشان نابود شوند تا اینکه دوباره از این قدرت برای جنگ استفاده کنند. این عهد، تایتان بنیانگذار را به یک «پادشاه صلحطلب» تبدیل کرد که در واقع یک زندانبان برای مردم خودش بود.
انتقال قدرت در خاندان ریس و دزدیده شدن آن توسط گریشا یگر
خاندان فریتز در جزیره پارادایس نام خود را به ریس (Reiss) تغییر دادند و به صورت مخفیانه به عنوان خانواده سلطنتی واقعی، حکومت کردند. قدرت تایتان بنیانگذار در یک مراسم آیینی، هر سیزده سال یک بار، از یک عضو خانواده به عضو دیگر منتقل میشد. وارث جدید با خوردن وارث قبلی، نه تنها قدرت، بلکه اراده و ایدئولوژی پادشاه اول را نیز به ارث میبرد و در قفس «عهد عدم جنگ» گرفتار میشد.
این چرخه ادامه داشت تا اینکه گریشا یگر، یک الدیایی از سرزمین اصلی که به دنبال احیای امپراتوری الدیا بود، به پارادایس نفوذ کرد. او پس از سقوط دیوار ماریا، به مخفیگاه خاندان ریس رفت و از وارث آن زمان، فریدا ریس، التماس کرد که از قدرت بنیانگذار برای نجات مردمش استفاده کند. اما فریدا که در بند «عهد» بود، از این کار سر باز زد. گریشا که راه دیگری نمیدید، به تایتان مهاجم خود تبدیل شد، فریدا را شکست داد و خورد و برای اولین بار در تاریخ، قدرت تایتان بنیانگذار را از دست خاندان سلطنتی خارج کرد. این عمل، تمام معادلات قدرت در جهان را بر هم زد و زمینه را برای وقایع آینده و ظهور ارن یگر فراهم نمود.
کالبدشکافی قدرتهای خداگونه تایتان بنیانگذار
قدرت تایتان بنیانگذار فراتر از تواناییهای فیزیکی یک تایتان معمولی است. این قدرت، ریشه در ارتباط مستقیم آن با «منبع تمام مواد زنده» و جایگاهش به عنوان مرکز تمام «مسیرها» (The Paths) دارد؛ بُعدی متافیزیکی که تمام الدیاییها را در زمان و مکان به یکدیگر متصل میکند. این اتصال به وارث تایتان بنیانگذار (به شرط داشتن خون سلطنتی یا شرایط خاص) تواناییهایی میبخشد که در عمل، او را به یک خدا در میان قوم خود تبدیل میکند.
«مختصات» (The Coordinate): کنترل مطلق بر تمام تایتانها
مشهورترین و از نظر نظامی، استراتژیکترین قدرت تایتان بنیانگذار، توانایی کنترل کامل تمام تایتانهای خالص است. این قدرت که با نام «مختصات» (The Coordinate) نیز شناخته میشود، به وارث اجازه میدهد تا اراده خود را بر هر تایتان بیمغزی تحمیل کند. این قدرت اولین بار به صورت ناخواسته توسط ارن یگر در پایان فصل دوم انیمه فعال شد.
در آن لحظه، زمانی که ارن با تایتان خندان (که به طور اتفاقی دینا فریتز، یک تایتان با خون سلطنتی بود) تماس فیزیکی برقرار کرد، توانست به طور موقت به این قدرت دست یابد. او با یک فریاد، به تمام تایتانهای اطراف دستور داد تا تایتان خندان و سپس تایتان زرهپوش را مورد حمله قرار دهند. این لحظه، اهمیت استراتژیک این قدرت را برای اولین بار آشکار کرد: وارث تایتان بنیانگذار میتوانست ارتشی از تایتانها را علیه دشمنانش به کار گیرد یا حتی آنها را وادار به خودکشی کند.
این همان قدرتی بود که پادشاه کارل فریتز برای ساختن دیوارها از آن استفاده کرد و بعدها، ارن یگر با فعال کردن کامل آن، میلیونها تایتان درون دیوارها را برای آغاز «غرش» بیدار نمود.
دستکاری حافظه و ساختار بدن تمام الدیاییها
قدرت تایتان بنیانگذار تنها به کنترل تایتانها محدود نمیشود، بلکه بر تمام «فرزندان یمیر» یا الدیاییها، چه تایتان باشند و چه انسان، تأثیر میگذارد. این قدرت به وارث اجازه میدهد تا به معنای واقعی کلمه، واقعیت بیولوژیکی و روانی قوم خود را بازنویسی کند.
دستکاری حافظه (Memory Manipulation)
وارث تایتان بنیانگذار میتواند خاطرات تمام یا بخشی از جمعیت الدیایی را به طور کامل پاک کرده، تغییر دهد یا بازنویسی کند. این قدرتمندترین ابزار برای کنترل اجتماعی و سیاسی بود. پادشاه کارل فریتز با استفاده از همین قدرت، حافظه تمام مردمش را پاک کرد و به آنها این باور را القا کرد که آخرین بازماندگان بشریت هستند. فریدا ریس نیز از این قدرت برای پاک کردن خاطرات هیستوریا از دیدارهایشان استفاده میکرد. تنها خاندانی که از این قدرت مصون بودند، خاندان آکرمن بودند که به عنوان محافظان پادشاه، به گونهای طراحی شده بودند که حافظهشان قابل دستکاری نباشد. این یکی از دلایلی بود که این خاندان بعدها مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
تغییر ساختار بدن (Anatomical Manipulation)
این قدرت که حتی از دستکاری حافظه نیز هولناکتر است، به وارث اجازه میدهد تا ساختار بیولوژیکی تمام الدیاییها را تغییر دهد. همانطور که زیک یگر برنامه داشت، تایتان بنیانگذار میتوانست تمام الدیاییها را عقیم کند و نسل آنها را به آرامی به پایان برساند. در گذشته، یکی از پادشاهان فریتز با استفاده از این قدرت، مردمش را در برابر یک بیماری همهگیر مصون کرده بود. این قدرت نشان میدهد که کنترل تایتان بنیانگذار، به معنای کنترل کامل بر تکامل و بقای یک نژاد است.
ارتباط با تمام الدیاییها از طریق «مسیرها» (The Paths)
تمام قدرتهای تایتان بنیانگذار از طریق «مسیرها» (The Paths) اعمال میشود. وارث بنیانگذار میتواند از این طریق، با تمام «فرزندان یمیر» به صورت تلهپاتیک ارتباط برقرار کند. این ارتباط فراتر از مکان و زمان است. ارن یگر پس از فعال کردن کامل قدرت بنیانگذار، از طریق همین مسیرها با تمام الدیاییها در سراسر جهان صحبت کرد و نیت خود برای آغاز «غرش» را به آنها اطلاع داد. این قدرت، او را به یک حضور ذهنی همهجانبه در میان مردمش تبدیل کرد و نشان داد که هیچ الدیاییای نمیتواند از اراده تایتان بنیانگذار فرار کند.
معمای خون سلطنتی و راهحل ارن یگر
با وجود قدرتهای خداگونه، تایتان بنیانگذار توسط یک محدودیت بزرگ و تقریباً غیرقابل عبور، به زنجیر کشیده شده بود: «معمای خون سلطنتی». این معما که ترکیبی از یک محدودیت ژنتیکی و یک نفرین ایدئولوژیک بود، برای یک قرن کامل، قدرت واقعی بنیانگذار را در جزیره پارادایس قفل کرده بود.
چرا قدرت بنیانگذار برای غیرسلطنتیها قفل بود؟
قدرت کامل تایتان بنیانگذار تنها در صورتی قابل استفاده بود که وارث آن دارای خون سلطنتی، یعنی از نوادگان مستقیم یمیر فریتز باشد. این یک محدودیت بیولوژیکی بود که در خود قدرت نهادینه شده بود. اما مشکل اینجا بود که هر وارث سلطنتی که این قدرت را به ارث میبرد، بلافاصله تحت تأثیر «عهد عدم جنگ» پادشاه کارل فریتز قرار میگرفت. این عهد، مانند یک شستشوی مغزی ایدئولوژیک عمل میکرد و اراده آنها را برای استفاده تهاجمی از قدرت بنیانگذار، کاملاً از بین میبرد. آنها به این باور میرسیدند که گناهان الدیاییها نابخشودنی است و بهترین سرنوشت برای مردمشان، مرگ در آرامش درون دیوارهاست.
این یک پارادوکس بینقص بود:
- اگر وارث، خون سلطنتی داشت، توانایی استفاده از قدرت را داشت، اما ارادهی آن را نداشت.
- اگر وارث، خون سلطنتی نداشت (مانند گریشا یا ارن یگر)، ارادهی استفاده از قدرت را داشت، اما توانایی آن را نداشت.
به همین دلیل بود که گریشا پس از دزدیدن قدرت بنیانگذار، نتوانست کاری با آن انجام دهد. او امیدوار بود که پسرش، ارن، راهی برای شکستن این نفرین پیدا کند.
نقش کلیدی زیک یگر و تماس سرنوشتساز
راهحل این پارادوکس، در یک همکاری غیرممکن نهفته بود: تماس فیزیکی میان یک وارث غیرسلطنتی تایتان بنیانگذار و یک تایتان (خالص یا شیفتر) دارای خون سلطنتی. این ترکیب به وارث غیرسلطنتی اجازه میداد تا بدون اینکه تحت تأثیر «عهد عدم جنگ» قرار گیرد، به قدرت کامل بنیانگذار دسترسی پیدا کند.
این اتفاق برای اولین بار به صورت کاملاً تصادفی در پایان فصل دوم رخ داد. زمانی که ارن با مشت به دست تایتان خندان (که در واقع دینا فریتز، همسر اول گریشا و از نوادگان سلطنتی بود) کوبید، برای لحظهای این اتصال برقرار شد و او توانست از قدرت «مختصات» استفاده کند. این رویداد، کلید حل معما را به ارن و دیگران نشان داد.
سالها بعد، این راهحل به استراتژی اصلی تبدیل شد. نقشه اولیه ارتش، استفاده از برادر ناتنی ارن، زیک یگر (که از مادرش دینا، خون سلطنتی را به ارث برده بود) برای انجام یک «غرش» محدود و نمایشی بود. اما ارن نقشه دیگری در سر داشت. در نبرد نهایی شیگانشینا، زمانی که سر ارن توسط گبی از بدنش جدا شد، او با آخرین توانش سر قطعشده خود را به دست برادرش، زیک، رساند. این تماس، او را به «مسیرها» منتقل کرد و در آنجا با فریب دادن زیک و متقاعد کردن یمیر فریتز، کنترل کامل و مطلق تایتان بنیانگذار را برای همیشه به دست آورد و نفرین «عهد عدم جنگ» را برای همیشه شکست.
«غرش» (The Rumbling): آخرین و ویرانگرترین استفاده از قدرت بنیانگذار
«غرش»، رویداد آخرالزمانی و نمایش نهایی قدرت مطلق تایتان بنیانگذار بود. این نام به عملیاتی اطلاق میشد که در آن، وارث تایتان بنیانگذار با استفاده از قدرتش، میلیونها تایتان غولآسای درون سه دیوار پارادایس را بیدار کرده و آنها را برای نابودی جهان به راه میانداخت.
این ایده در ابتدا به عنوان یک ابزار بازدارنده توسط خاندان ریس استفاده میشد؛ یک تهدید هستهای برای جلوگیری از حمله جهان به پارادایس. اما ارن یگر، پس از دیدن نفرت بیپایان دنیای خارج و ناامید شدن از هر راهحل صلحآمیز دیگری، تصمیم گرفت این تهدید را به واقعیت تبدیل کند. پس از به دست آوردن کنترل کامل تایتان بنیانگذار، او «غرش» را فعال کرد. بدن او به یک تایتان استخوانی غولپیکر و هیولاوش تبدیل شد که ارتش تایتانهای دیوار را رهبری میکرد.
هدف ارن از این نسلکشی، پایان دادن به چرخه نفرت دو هزار ساله و تضمین آیندهای امن برای دوستانش و مردم پارادایس بود. «غرش» نه تنها نمایش قدرت نظامی تایتان بنیانگذار، بلکه اوج تراژدی داستانی بود که نشان میداد چگونه قدرتی که زمانی برای ساختن و محافظت به کار میرفت، میتواند به ابزاری برای نابودی مطلق تبدیل شود.
لیست تمام وارثان شناختهشده تایتان بنیانگذار
در طول دو هزار سال تاریخ پرفراز و نشیب آن، قدرت تایتان بنیانگذار توسط افراد متعددی به ارث برده شد. هر یک از این وارثان، به نوبه خود، تأثیری عمیق بر سرنوشت جهان گذاشتند. در ادامه، لیست تمام وارثان شناختهشده این تایتان به ترتیب زمانی آمده است:
- یمیر فریتز (Ymir Fritz): اولین انسان که قدرت تایتانها را به دست آورد و به اولین تایتان بنیانگذار تبدیل شد. او به مدت ۱۳ سال این قدرت را در اختیار داشت.
- ماریا، رز و سینا فریتز (Maria, Rose, and Sheena Fritz): سه دختر یمیر که با خوردن بقایای مادرشان، قدرت او را به ارث بردند. پس از مرگ آنها، قدرت به نه تایتان مجزا تقسیم شد.
- خاندان فریتز (The Fritz Family): برای قرنها، قدرت تایتان بنیانگذار در انحصار خاندان سلطنتی فریتز بود و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد.
- کارل فریتز (Karl Fritz): صد و چهل و پنجمین پادشاه الدیا که «عهد عدم جنگ» را ایجاد کرد، مردمش را به پارادایس برد و نام خانوادگیاش را به ریس تغییر داد.
- خاندان ریس (The Reiss Family): نوادگان کارل فریتز که برای صد سال در پارادایس به صورت مخفیانه قدرت بنیانگذار را به ارث میبردند. از جمله وارثان شناختهشده در این دوره میتوان به پدر اوری و راد ریس، اوری ریس (Uri Reiss) و خواهرزادهاش فریدا ریس (Frieda Reiss) اشاره کرد.
- گریشا یگر (Grisha Yeager): اولین فرد غیرسلطنتی در تاریخ مدرن که با خوردن فریدا ریس، این قدرت را به دست آورد. او به مدت کوتاهی وارث این قدرت بود.
- ارن یگر (Eren Yeager): آخرین و جنجالیترین وارث تایتان بنیانگذار. او این قدرت را از پدرش به ارث برد و با فعال کردن کامل آن، «غرش» را آغاز کرد و در نهایت باعث پایان یافتن دوران تایتانها شد.

سوالات متداول
آیا پس از مرگ ارن یگر، قدرت تایتان بنیانگذار از بین رفت؟
بله. با مرگ ارن یگر و قطع شدن ارتباطش با یمیر فریتز در «مسیرها»، قدرت تایتانها برای همیشه از جهان محو شد. این شامل تایتان بنیانگذار و هر هشت تایتان دیگر نیز میشود. این رویداد، نفرین یمیر را پس از دو هزار سال پایان داد.
چرا فرم تایتان بنیانگذار ارن با دیگران متفاوت و بسیار بزرگتر بود؟
فرم هیولاوش و استخوانی ارن، نتیجه ترکیب چند عامل بود: او خون سلطنتی نداشت و اتصالش با منبع قدرت از طریق زیک (که سرش قطع شده بود) برقرار شد. همچنین، او قدرت تایتان پتک جنگی را نیز داشت. به نظر میرسد این فرم، نمایش فیزیکی قدرت مطلق و ویرانگر «غرش» بود که تنها بر روی یک هدف (حرکت رو به جلو) متمرکز شده بود و نیازی به ساختار عضلانی کامل نداشت.
چرا فریدا ریس با وجود داشتن قدرت بنیانگذار، از گریشا یگر شکست خورد؟
فریدا ریس دو نقطه ضعف بزرگ داشت: اولاً، او در استفاده از قدرت تایتانش بسیار بیتجربه بود. دوماً و مهمتر از آن، او تحت تأثیر «عهد عدم جنگ» بود. این عهد، اراده او را برای جنگیدن و استفاده کامل از قدرت بنیانگذار، فلج کرده بود. در مقابل، گریشا یگر به عنوان وارث تایتان مهاجم، ارادهای پولادین برای مبارزه داشت و باتجربهتر بود.
آیا «مختصات» (The Coordinate) همان تایتان بنیانگذار است؟
«مختصات» نامی است که به یکی از قدرتهای کلیدی تایتان بنیانگذار، یعنی توانایی کنترل تمام تایتانها، داده شده است. این نام به جایگاه تایتان بنیانگذار به عنوان نقطه مرکزی که تمام «مسیرها» به آن ختم میشوند، اشاره دارد. پس «مختصات» خود تایتان نیست، بلکه یکی از قدرتمندترین تواناییهای آن است.
آیا یمیر فریتز میتوانست خود را از بردگی در «مسیرها» آزاد کند؟
این یک سوال فلسفی است. به نظر میرسد یمیر از نظر روانی در بند عشق و وفاداری به پادشاه فریتز باقی مانده بود و برای دو هزار سال، تنها به اراده خاندان سلطنتی خدمت میکرد. او منتظر کسی بود که بتواند او را از این بردگی عاطفی رها کند. ارن یگر، به عنوان یک شخصیت واقعگرایانه، به جای دستور دادن به او، به او حق انتخاب داد و همین موضوع باعث شد یمیر سرانجام قدرت خود را به ارن بسپارد و آزاد شود.