رشد شخصیتی ارن یک آرزوی برآورده شده نیست، بلکه یک فروپاشی روانی است

طرفداران انیمههای شونن احتمالاً با قالبهای شخصیتی رایج این ژانر به خوبی آشنا هستند. قهرمانان اصلی با گذشت زمان قویتر میشوند و به ندرت هویت یا اخلاقیات خود را فدا میکنند. آنها با هر نبرد، بهتر و قویتر میشوند و در پایان، به یک نتیجه رضایتبخش (اما غیرواقعی) میرسند.
ارن یگر در طول اتک آن تایتان، سفری کاملاً معکوس را تجربه میکند. هرچه او قدرتمندتر میشود، وضعیت روانیاش به شکلی تکاندهنده و خام از هم میپاشد. در روزهای اولیه، اخلاقیات ارن کاملاً سیاهوسفید بود و او مانند بسیاری از قهرمانان همعصر خود، به عدالت و آزادی ایمان داشت. اما این دیدگاه ایدهآلگرایانه، با هر فقدان جدیدی که تجربه میکرد، به آرامی در هم میشکست، آن هم در دنیایی که پر از ظلم سیستماتیک بود.
با وجود این همه درد و رنج در اطرافش، ارن به یک قهرمان نجیب که برای نجات جهان مقدر شده، تبدیل نشد. او به فردی تبدیل شد که قادر به ارتکاب خشونت جمعی است. این آن داستان بینقصی نیست که طرفداران انیمه انتظارش را دارند، اما یک تصویر فوقالعاده واقعی از این است که چگونه ترومای شخصی، همیشه یک فرد بافضیلت نمیسازد.
ارن محصول دنیای خودش است (و نکته همین است)

با نگاهی عمیقتر به دنیای اتک آن تایتان، سقوط ارن در واقع آنقدرها هم تکاندهنده نیست. ارن در طول انیمه یک مارپیچ روانی عمیقاً انسانی را تجربه میکند؛ او بسیاری از دردهایی را که از کودکی تحمل کرده، درونی میکند (و بعداً آن خشم و دلشکستگی را از طریق اعمال خشونتآمیز آزاد میکند). اگرچه این کاری نیست که یک قهرمان انیمه معمولاً انجام دهد، اما با توجه به جامعهای که ارن در آن بزرگ شده، چندان هم غافلگیرکننده به نظر نمیرسد.
دنیای اتک آن تایتان به شدت نظامیسازی شده و جامعهای پر از ترس و رضایت به وضع موجود را پرورش داده است. کودکان به سرباز تبدیل میشوند و پروپاگاندا به وضوح اعلام میکند که بشریت باید بجنگد یا نابود شود. از سنین بسیار پایین، ارن همیشه شرطی شده بود که خشونت را تنها راه برای رسیدن به خواستههایش ببیند. اعمال او کاملاً وحشتناک هستند، اما به هیچ وجه تصادفی نیستند.
تروماهای متعددی که ارن در طول داستان تحمل میکند، مانند تماشای مرگ مادرش یا فهمیدن حقیقت تایتانها، به گونهای روایت میشوند که بینندگان با او همدردی کنند. اما اینها چیزی فراتر از یک پیشینه داستانی هستند؛ آنها برای درک اینکه او چگونه توانست چنین تغییر رادیکالی در جهانبینی خود ایجاد کند، حیاتی هستند. تمام دنیای او توسط خشونت و نفرت احاطه شده و هر نبرد جدید، تنها خشونت بیشتری به همراه میآورد. با نبود هیچ امیدی برای صلح، واکنشهای ارن در واقع واقعگرایانهتر به نظر میرسند. او در دنیایی زندگی میکند که کسانی که امیدوارند و آرزوی صلح و رفاه دارند، اغلب زیر بار سنگین واقعیت له میشوند. چرا او نباید به دنبال روشی جایگزین برای انجام کار باشد – به خصوص وقتی روشهای فعلی ناکافی بودهاند؟ وقتی خاطرات زمانبندی شده ارن را نیز که بر باورهایش تأثیر میگذارند، اضافه کنیم، واضحتر میشود که چرا او فکر میکرد اعمالش توجیهپذیر و اجتنابناپذیر هستند.
اخلاقیات ارن قابل درک است (حتی زمانی که کاملاً اشتباه است)

شاید برای بسیاری از طرفداران آسان باشد که ارن را به عنوان یک ضدقهرمان یا شرور کنار بگذارند، اما آرک شخصیتی او همچنان عمیقاً انسانی باقی میماند. حتی زمانی که اعمالش غیرقابل انکار شریرانه هستند، پیشینه داستانیای که دریافت کرده، مانع از آن میشود که او یک شخصیت منفی تکبعدی باشد. او شاید به روشی مذموم عمل کند، اما خواسته نهایی او همچنان محافظت از افرادی است که دوستشان دارد، از جمله میکاسا آکرمن که یکی از محبوبترینهاست.
این هسته عاطفی همان چیزی است که ارن را به یک شخصیت قابل همدردی تبدیل میکند که ارتباط با او آسان است، حتی زمانی که او را در حال ارتکاب جنایات غیرقابل توصیف تماشا میکنیم. ارن ممکن است از خط قرمز عبور کند، اما دانش عمیق از همه چیزهایی که او را به اینجا رسانده، درک اینکه چرا او چنین انتخابهای دشواری کرده را آسان میکند. او از بیقدرت شدن و تماشای مرگ مداوم اطرافیانش میترسد، بنابراین به سمت افراطگرایی کشیده میشود.
حقیقت این است که رفتار رادیکال ارن، آینهای از تصمیمات دنیای واقعی است که تحت فشار گرفته میشوند. در واقعیت، بشریت قهرمانان انیمههای شونن نیست و انتخابهایی که مردم در محاصره خشونت و آشفتگی انجام میدهند، اغلب از کنترل خارج میشوند. ارن واقعاً خود را شرور نمیبیند، بلکه خود را «ضروری» میبیند. اما آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟ متأسفانه، آرک شخصیتی ارن آینهای از ابهام اخلاقی بسیاری از درگیریهای دنیای واقعی است. هرچقدر هم که دیدن آن در یک دنیای فانتزی با هیولاهای غولپیکر ناراحتکننده باشد، تصمیمگیریهای ارن به این دلیل تکاندهنده است که بسیار واقعگرایانه است.
ارن هرگز به دنبال رستگاری نیست

داستان اتک آن تایتان شاهد دست و پا زدن ارن در آستانه ناامیدی برای مدتی طولانی است تا اینکه به نقطه بیبازگشت میرسد و «غرش» را مرتکب میشود. تا زمانی که این اتفاق میافتد، دیگر هیچ دفاعی از اعمال او وجود ندارد، و ارن حتی تلاشی برای طلب بخشش یا نجات نمیکند. درد و رنج درونیشده او اکنون بر دیگران تحمیل میشود و او با آغوش باز از نفرت دیگران استقبال میکند.
در حالی که دیگر شخصیتهای انیمه اغلب سعی در توجیه اعمال خود دارند (به خصوص اعمالی به ویرانگری «غرش»)، ارن به وحشتناک بودن کارهایش اعتراف میکند. او یک سخنرانی پر زرق و برق برای طلب توبه نمیکند. او به طرز چشمگیری خودآگاه است و گرچه این باعث نمیشود اعمالش قابل بخشش باشد، اما آنها را قابل درک میکند.
در پایان، پس از همه چیز، ارن موفق میشود درد و دلشکستگی خود را اعتراف کند. این کلمات یک مغز متفکر شرور که در سلطه بر جهان موفق شده نیست، بلکه کلمات یک پسر جوان شکسته است که به نقطه شکست خود رسیده. ارن به اندازه کافی بالغ بود که مسئولیت کاری را که انجام داده بود، بپذیرد و مرگش را اجتنابناپذیر بداند. او نه برای بیگناهی خود التماس کرد و نه طلب بخشش نمود. او واقعیت موقعیت خود را پذیرفت و قبول کرد که نه یک شرور شریر و نه آن قهرمان افسانهای بود که در ابتدا تصور میکرد. در عوض، او فقط یک فرد فوقالعاده واقعی بود که در هر لحظه بهترین تلاش خود را میکرد.
ارن به یک پایان خوش نمیرسد (و لیاقتش را هم نداشت)

در اکثر انیمههای شونن، مهم نیست داستان چقدر تاریک شود، یک چیز را میتوان قبل از پایان انتظار داشت: قهرمان در نهایت به رستگاری دست مییابد و دوستی، بخشش و آرامش را پیدا میکند. اما آرک شخصیتی ارن این قالب را در هم میشکند و تراژدی او را در آغوش میگیرد به جای آنکه آن را کماهمیت جلوه دهد. رشد او به نابودی منجر میشود و مرگش حتی تسکین زیادی به همراه ندارد، زیرا پیامدهای عاطفی و سیاسی آن هنوز حل نشده باقی میمانند. این همان چیزی است که پایان اتک آن تایتان را بسیار جسورانه و متهورانه میکند. در حالی که دیگر قهرمانان شونن در پایان سفرهایشان به صلح و خوشبختی میرسند، ارن به انزوا میرسد، و تمام نکته داستان او همین است.
مرگ ارن «ضروری» تلقی میشود، نه «نجیبانه». این پایان غمانگیز تمام انتخابهایی است که او در طول مجموعه انجام داده و دنیا به راه خود ادامه میدهد. میراث او پر از فقدان و گناه است، نه امید و عدالتی که در ابتدا قصد داشت. با این کار، اتک آن تایتان از ارن برای نمایش یک واقعیت غمانگیز استفاده میکند و نشان میدهد که قهرمانان و شروران آنقدرها هم با هم متفاوت نیستند و حتی یک انتخاب بد میتواند سرنوشتشان را به روشهای غیرقابل توصیفی تغییر دهد.
سوالات متداول
آیا ارن یگر یک شخصیت شرور (Villain) است؟
ارن یک ضدقهرمان (Anti-Hero) تراژیک است، نه یک شرور خالص. در حالی که اعمال او در پایان داستان هیولاگونه و غیرقابل دفاع است، اما انگیزه نهایی او عشق به دوستانش و تلاش برای پایان دادن به یک چرخه نفرت بیپایان بود. این تمایز، او را به شخصیتی پیچیده و قابل بحث تبدیل میکند.
تفاوت اصلی ارن با دیگر قهرمانان شونن چیست؟
تفاوت اصلی در این است که قهرمانان شونن معمولاً با وجود تروما، از نظر اخلاقی قویتر و استوارتر میشوند. در مقابل، ارن نشان میدهد که چگونه تروما، جنگ و بار سنگین مسئولیت میتواند یک فرد را در هم بشکند، ایدهآلهایش را فاسد کند و او را به سمت افراطگرایی سوق دهد.
آیا اعمال ارن در پایان داستان قابل توجیه است؟
خیر، اعمال او (نسلکشی) از نظر اخلاقی قابل توجیه نیست. نکته اصلی شخصیت او این نیست که حق با او بود، بلکه این است که مخاطب میتواند «بفهمد» چرا او به این نتیجه رسید که این تنها راه باقیمانده است. داستان، اعمال او را تأیید نمیکند، بلکه آنها را به عنوان نتیجه تراژیک دنیایی پر از نفرت به تصویر میکشد.