بازگشت یک قهرمان: داستان The Beast چگونه آغاز میشود؟

یک مقدمه بلاکباستری شما را به سرعت در جریان داستان قرار میدهد: کایل کرین، قهرمان بازی اول، برای سالها توسط شخصیت شروری به نام «بارون» (The Baron) ربوده و شکنجه شده است. بارون با انجام آزمایشهای غیرانسانی، سعی دارد از ویروس زامبی یک سلاح بیولوژیکی بسازد و از این پاندمی جهانی سود ببرد. کایل با کمک یک دانشمند محقق مرموز به نام اولیویا فرار میکند، اما او دیگر یک انسان عادی نیست. او اکنون به عنوان یک سلاح نیمهانسان، نیمهزامبی، باید خود را در محیط جدیدی به نام «کاستور وودز» (Castor Woods) بیابد؛ یک پاسگاه اروپایی که توسط آلودهها تسخیر شده و سه جناح کلیدی، راهزنان و انبوهی از مردگان متحرک برای کنترل آن میجنگند.
خط داستانی اصلی به عنوان یک ماجرای شکار غولآخر و انتقام عمل میکند. اگرچه رویاروییها با موجودات قدرتمند کایمرا (Chimera) گاهی ساده و کمعمق به نظر میرسند، اما این بازیها بر پایه مبارزات جنبشی و کشتار همهجانبه خود رشد میکنند و Dying Light: The Beast در این زمینه چیزی کم ندارد. برخلاف روندهای رایج در دنبالهها، کایل در ابتدای بازی همه چیز را از صفر شروع نمیکند و مجموعهای از مهارتهای چابکی خود از بازیهای قبلی را به همراه دارد. با این حال، تازهواردان به این فرنچایز ممکن است به دلیل عدم توضیح کافی برخی مکانیکها سردرگم شوند. برای آشنایی بیشتر، میتوانید راهنمای ما را مطالعه کنید: ۱۵ نکته کلیدی که باید قبل از بازی Dying Light: The Beast بدانید.
هسته گیمپلی: پارکور، مبارزات و وحشت در شب
گیمپلی Dying Light همیشه بر سه ستون اصلی استوار بوده است و The Beast نیز از این قاعده مستثنی نیست.
پارکور: روانتر و مرگبارتر از همیشه
پشتبامها بهترین نقاط دید را فراهم میکنند. ایستادن بر فراز انبوه زامبیها، بررسی نقاط مورد علاقه جدید در دوردست و سنجیدن خطرات، همچنان هیجانانگیز است. کایل کرین مانند همیشه با ظرافت حرکت میکند و کمتر بازیای میتواند با مکانیکهای پارکور این سری رقابت کند. حس حرکت، اگرچه تغییرات جزئی داشته، اما به طور معناداری پالایششدهتر است و به بازیکن اجازه میدهد تا با خلاقیت بیشتری در محیط حرکت کرده و از آن به عنوان یک سلاح استفاده کند.
مبارزات: خشن، خلاقانه و تکاملیافته

مبارزه مکرر با انواع مختلف زامبیها همچنان عالی و درگیرکننده است. همه چیز به مدیریت فاصله، قضاوت در مورد امکانپذیری مقابله با یک گروه، جدا کردن آلودههای ویژه و یادگیری زمانبندی ضربات بستگی دارد. حس برخورد سلاحها، صدای خرد شدن استخوانها و جلوههای بصری خونین، همگی زیباتر، روانتر و احتمالاً پالایششدهتر از بازیهای قبلی Dying Light هستند. سیستم ساخت و ساز (Crafting) و ارتقاء سلاحها همچنان عمق خوبی به مبارزات میبخشد و به نظر میرسد سلاحهای گرم نقش بزرگتری نسبت به عناوین قبلی ایفا میکنند.
چرخه روز و شب: آیا هنوز هم از تاریکی میترسیم؟
چرخه خطرناک روز و شب، امضای سری Dying Light است. در The Beast نیز این مکانیک حضور دارد و میکرو-داستانهای سرگرمکننده و پرتنش دائمی ایجاد میکند. شبها همچنان با ظهور آلودههای ویژه و قدرتمند، به یک جهنم واقعی تبدیل میشوند و بازیکن را مجبور به استفاده از تمام مهارتهای خود برای بقا میکنند. این چرخه، به همراه آلودههای ویژه تصادفی، قابلیت تخریب سلاحها و تهدید همیشگی خطای بازیکن، تنش را در سطح بالایی نگه میدارد.
دنیای بازی: زیبایی در شهر، پوچی در حومه
نقشه بازی به چهار منطقه کلی تقسیم میشود: یک منطقه صنعتی، یک روستای زیبا، یک پارک ملی و شهر قدیمی (Old Town). شهر قدیمی با معماری اروپایی و کوچههای تنگ، احتمالاً آشناترین و سرگرمکنندهترین بخش برای پارکور و مبارزه است. اما خروج از آن منجر به پیمایشهای کمتر جالب و اغلب خستهکننده میشود. اگرچه اغلب میتوانید یک کامیون 4×4 برای رانندگی بین اهداف پیدا کنید، اما در غیر این صورت مجبورید مسافتهای طولانی را در میان مزارع و جنگلها بدوید و ساعتها را در بازیای تلف کنید که قویترین مکانیکهایش در مراکز شهری شکوفا میشود. جنگلها بدترین عملکرد را دارند؛ درختان مانند نویز بصری به نظر میرسند که دشمنان را پنهان میکنند و غارها و دیوارههای کوه از نزدیک شبیه به لکههای تار هستند.
چه چیزهایی میتوانست بهتر باشد؟ نگاهی به نقاط ضعف

- بکترکینگ خستهکننده: یکی از بزرگترین مشکلات بازی، بکترکینگ (Backtracking) سنگین آن است. برخی ماموریتها با اصرار یک NPC برای بازگشت شما به پایگاه اصلی در آن سوی نقشه به پایان میرسند، فقط برای اینکه چند کلمه کوتاه به شما بگوید. این طراحی به بازیکن فرصتهای بیشتری برای کاوش میدهد، اما نگه داشتن دکمه W در یک کامیون یا مزرعه گندم برای دقایق طولانی، یک تجربه خستهکننده است.
- عناصر نقشآفرینی کمعمق: عناصر RPG مانند تجهیزات ممکن است برای برخی جذاب باشد، اما تأثیر این سیستمها به سختی احساس میشود. یک دستکش ممکن است زره بیشتری بدهد یا ۲٪ به آسیب اضافه کند، اما این تفاوتهای کوچک به ندرت حس میشوند.
- حالت Beast Mode ناامیدکننده: در مورد حالت جدید «Beast Mode» که به کایل اجازه میدهد به یک موجود قدرتمند تبدیل شود، باید گفت که در چند بار اول هیجانانگیز است، اما از نظر مکانیکی کمی سادهانگارانه عمل میکند و بیشتر شبیه به یک راه نجات آخرین لحظه در باسفایتها است تا یک مکانیک عمیق و درگیرکننده.
حکم نهایی: آیا Dying Light: The Beast ارزش تجربه را دارد؟

در مجموع، Dying Light: The Beast یک بازگشت قدرتمند برای کایل کرین و یک ورودی ارزشمند در این فرنچایز است. با وجود برخی جنبههای نگرانکننده مانند بکترکینگ و عناصر RPG کمعمق، گیمپلی واکنشگرا، داستان جذاب و عمق مکانیکی در قلب بازی کاملاً دستنخورده باقی ماندهاند. بخش Co-op چهار نفره نیز همچنان یک نقطه قوت بزرگ است و صحبت با یک دوست، خستگی پیمایش را کاهش میدهد.
این بازی ممکن است در مقیاس کوچکتر از پیشینیان خود باشد، اما در لحظات کلیدی و جایی که اهمیت دارد—یعنی پارکور هیجانانگیز و مبارزات خونین—میدرخشد. تکلند بار دیگر نشان داده که در خلق یک نوع تجربه منحصر به فرد استاد است. ما مشتاقیم ببینیم این داستان به کجا میرود، اما ترجیح میدهیم با قلابمان بر فراز یک منظره شهری به آنجا برسیم.
سوالات متداول
آیا Dying Light: The Beast یک بازی مستقل است یا DLC؟
این بازی به عنوان یک «Expandalone» یا بسته الحاقی مستقل توصیف شده است. این بدان معناست که برای تجربه آن نیازی به داشتن بازیهای قبلی ندارید، اما داستان آن مستقیماً به وقایع گذشته، به خصوص سرنوشت کایل کرین پس از بازی اول، مرتبط است.
آیا برای فهمیدن داستان باید بازیهای قبلی را بازی کرده باشم؟
اگرچه یک مقدمه داستانی وقایع را خلاصه میکند، اما برای درک کامل شخصیت کایل کرین و اهمیت بازگشت او، تجربه بازی اول Dying Light به شدت توصیه میشود. با این حال، تازهواردان نیز میتوانند از گیمپلی و داستان لذت ببرند.
مهمترین تفاوت این نسخه با Dying Light 2 چیست؟
بزرگترین تفاوت، بازگشت قهرمان اصلی، کایل کرین، به جای آیدن از بازی دوم است. همچنین، به نظر میرسد داستان تمرکز بیشتری بر جنبههای شخصی و انتقام دارد و مکانیکهای جدیدی مانند Beast Mode را معرفی میکند.