بهترین فیلم ۱۹۹۰: «رفقای خوب» (Goodfellas) است
گاهی اوقات، بهترین فیلم یک سال، شناختهشدهترین آن نیز هست. این مورد درباره شاهکار بنیادین مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۹۰، یعنی فیلم «رفقای خوب»، صدق میکند. اگرچه سال اول این دهه شاهد اکران فیلمهای باورنکردنی دیگری مانند «ادوارد دستقیچی» تیم برتون، «رویاها»ی آکیرا کوروساوا، «از ته دل وحشی» دیوید لینچ و «یادآوری کامل» پل ورهوفن بود، اما به سختی میتوان انکار کرد که «رفقای خوب» بهترین فیلم آن سال نیست.
«رفقای خوب» به عنوان یکی از برترین فیلمهای گنگستری تمام دوران، داستان هنری هیل را با بازی ری لیوتای فقید دنبال میکند و بدون زحمت، تار و پودی از ماهیت فریبنده جنایت را به تصویر میکشد. این فیلم شیک، باوقار، وحشتناک، خندهدار و مطلقاً فراموشنشدنی است. اسکورسیزی شاهکارهای بیشماری ساخته است، اما «رفقای خوب» شاید بزرگترین اثر او باشد.
بهترین فیلم ۱۹۹۱: «ترمیناتور ۲: روز داوری» (Terminator 2: Judgement Day) است
پس از آنکه جیمز کامرون با فیلم نفسگیر خود در سال ۱۹۸۴ یعنی «ترمیناتور»، ذهن طرفداران علمی-تخیلی و ترسناک را منفجر کرد، به یکی از هیجانانگیزترین کارگردانان سینمای معاصر آمریکا تبدیل شد. فیلم بعدی او، «ترمیناتور ۲: روز داوری»، مسلماً از هر نظر از نسخه اصلی پیشی گرفت. بزرگتر، جسورانهتر و پر از اکشن، «ترمیناتور ۲: روز داوری» نه تنها یکی از بهترین دنبالههای تمام دوران، بلکه یکی از بهترین فیلمهای علمی-تخیلی تاریخ است.
«روز داوری» جلوههای ویژه را متحول کرد، مسیر شغلی آرنولد شوارتزنگر را حتی بیش از پیش به جلو راند و جایگاه جیمز کامرون را به عنوان یکی از مهمترین فیلمسازان نسل خود تثبیت کرد. این فیلم که از سکانسهای اکشن فراموشنشدنی، شخصیتپردازی تماشایی، جلوههای الهامبخش و روایتی دقیق تشکیل شده است، یک پکیج کامل است.
بهترین فیلم ۱۹۹۲: «سرسخت» (Hard Boiled) است
سال ۱۹۹۲ مملو از برخی از بهترین فیلمهای مطلق دهه بود و بسیاری از آنها میتوانستند به عنوان بهترین فیلم سال مطرح شوند، اما این فیلم اکشن نمادین هنگ کنگی ساخته جان وو، یعنی «سرسخت»، گوی سبقت را میرباید. در حالی که اولین فیلم کوئنتین تارانتینو، «سگهای انباری»، وسترن «نابخشوده» از کلینت ایستوود، «توئین پیکس: با من بر آتش برو» از دیوید لینچ و شاهکار «مالکوم ایکس» از اسپایک لی همگی رقبای قدرتمندی هستند، «سرسخت» چیزی واقعاً ویژه است.
بدون «سرسخت»، احتمالاً طرفداران فیلمهای اکشن هرگز شاهد فیلمهایی مانند فرنچایز «جان ویک»، «یورش» (The Raid) یا «میامی وایس» محصول ۲۰۰۶ نمیبودند. این فیلم برای دههها تأثیر عمدهای بر این ژانر داشته و همچنان یکی از چشمگیرترین نمایشهای خشونت اکشن روی پرده سینماست. رویارویی نهایی در بیمارستان یکی از بزرگترین سکانسهای تاریخ سینماست و «سرسخت» یک اثر کلاسیک دستنیافتنی باقی مانده است.
بهترین فیلم ۱۹۹۳: «فهرست شیندلر» (Schindler’s List) است
کارگردان استیون اسپیلبرگ یکی از بزرگترین صنعتگران سینماست و سال ۱۹۹۳ به طرفداران این کارگردان نمادین دو شاهکار فوری هدیه داد: «پارک ژوراسیک» و البته «فهرست شیندلر». اگرچه «پارک ژوراسیک» بسیار بیشتر برای عامه مردم جذاب است، اما «فهرست شیندلر» بهترین دستاورد اسپیلبرگ باقی مانده است. کارگردانی که اغلب به خاطر روح ماجراجو و آثار پرهیاهویش شناخته میشود، یکی از تکاندهندهترین و قویترین درامهای تاریخی را خلق کرد و این یک شاهکار باورنکردنی است.
سال ۱۹۹۳ همچنین شاهد چند شاهکار از کارگردانان دیگر بود، از جمله «راه کارلیتو» از برایان دی پالما، «سوناتین» از تاکشی کیتانو و انیمیشن کلاسیک و محبوب تعطیلات، «کابوس قبل از کریسمس»، اما «فهرست شیندلر» بدون شک بهترین اثر سال است. تصویر آن از وحشت هولوکاست، اعماق ناامیدی و امید بشر، و مهارت فنی به نمایش درآمده در هر فریم، آن را به یک کلاس درس تمامعیار در داستانگویی سینمایی تبدیل کرده است.
بهترین فیلم ۱۹۹۴: «پالپ فیکشن» (Pulp Fiction) است
مانند سال ۱۹۹۲، سال ۱۹۹۴ نیز برخی از بهترین دستاوردهای سینمایی دهه را در خود جای داده بود و اگرچه فیلمهایی مانند «فارست گامپ»، «رستگاری در شاوشنک» و «شیرشاه» همگی شایسته ستایش هستند، اما سخت است که بهترین فیلم سال ۱۹۹۴ را چیزی جز «پالپ فیکشن» کوئنتین تارانتینو بدانیم. این فیلم ترکیبی از تمام ویژگیها و علائم تجاری این کارگردان نمادین است و یک شاهکار غیرقابل انکار محسوب میشود.
در پی موفقیت «پالپ فیکشن»، هر فیلم جنایی، کمدی سیاه یا درام گروهی دیگری سعی داشت به نوعی آن جادوی در بطری را تکرار کند، اما هیچکدام موفق نشدند. انکار تأثیرگذاری این فیلم غیرممکن است و شخصیتها، صحنهها، دیالوگها و موسیقی متن آن چنان در فرهنگ عامه ریشه دوانده که حتی پس از گذشت بیش از سی سال همچنان актуаل و پرطرفدار است.
بهترین فیلم ۱۹۹۵: «مخمصه» (Heat) است

مایکل مان یکی از بزرگترین کارگردانان فیلمهای جنایی تمام دوران است و بزرگترین اثر او، فیلم «مخمصه» محصول ۱۹۹۵ است. این فیلم بدون شک بهترین فیلم سال است. مطمئناً فیلمهایی مانند «هفت» (Se7en)، «پیش از طلوع» و «کازینو» در همان سال اکران شدند، اما با وجود سطح کیفی هر یک از این فیلمها، هیچکدام نمیتوانند با «مخمصه» رقابت کنند.
شاهکار مان شامل برخی از فراموشنشدنیترین سکانسهای اکشن ساخته شده، برخی از هیجانانگیزترین بازیهای موش و گربه روانی و واقعی، و برخی از جذابترین و هیجانانگیزترین شخصیتهایی است که این ژانر تا به حال به خود دیده است. «مخمصه» همچنین دو بازیگر قدرتمند یعنی آل پاچینو و رابرت دنیرو را گرد هم آورد؛ دوقلویی که یک هسته عاطفی به این تریلر جنایی شیک و پر از اکشن میبخشد.
بهترین فیلم ۱۹۹۶: «فارگو» (Fargo) است
شاید «جیغ» (Scream) ژانر ترسناک را احیا کرده باشد، «مأموریت: غیرممکن» یک فرنچایز بزرگ را آغاز کرده باشد و «محدودیت» (Bound) واچوفسکیها را به دنیا معرفی کرده باشد، اما بهترین فیلم سال ۱۹۹۶ به راحتی «فارگو» اثر جوئل و ایتن کوئن است. «فارگو» با ترکیبی عالی از کمدی سیاه، هیجان جنایی نفسگیر و شخصیتهای فوقالعاده جذاب، شاید نمادینترین و بهترین اثر این زوج کارگردان باشد.
داستان «فارگو» که در شهر کوچکی در مینهسوتا اتفاق میافتد، به طرز ماهرانهای خنده را با تنش واقعی در هم میآمیزد؛ ترکیبی که به نظر میرسد تنها برادران کوئن قادر به دستیابی مداوم به آن هستند. فهرست بازیگران «فارگو» و شخصیتهای مربوط به آنها کاملاً نمادین است. این فیلم هوشمندانه، جذاب، پرتنش و با ضرباهنگی عالی ساخته شده و اثری است که جایگاه برادران کوئن را به عنوان برخی از بزرگترین کارگردانان تاریخ معاصر تثبیت کرد.
بهترین فیلم ۱۹۹۷: «شبهای بوگی» (Boogie Nights) است
اگرچه سال ۱۹۹۷ یکی از بزرگترین، جسورانهترین و تأثیرگذارترین فیلمهای پرفروش تمام دوران را در قالب فیلم نمادین «تایتانیک» جیمز کامرون به مخاطبان ارائه داد، اما کارگردان پل توماس اندرسون تنها با دومین فیلم بلند خود، یکی از بهترین آثارش را به نام «شبهای بوگی» عرضه کرد؛ داستانی از شور، فریب، رابطه جنسی، عشق و مواد مخدر در صنعت فیلمهای بزرگسالان دهه ۱۹۷۰.
این فیلم بزرگ، جسور و با اعتماد به نفس شگفتانگیزی ساخته شده است. از آن دسته فیلمهایی است که اصلاً حس نمیکنید توسط یک فیلمساز جوان با تجربه کم ساخته شده باشد. «شبهای بوگی» در طول ۱۵۶ دقیقه زمان خود، اغلب خندهدار، گاهی وحشتناک و به طور مداوم جذاب است و حتی یکی از بهترین بازیهای مارک والبرگ را در خود جای داده است. این یک شاهکار استادانه در خلق سینمایی و یک اثر خالص و بیپرده است.
بهترین فیلم ۱۹۹۸: «لبوفسکی بزرگ» (The Big Lebowski) است

یکی دیگر از شاهکارهای برادران کوئن، «لبوفسکی بزرگ»، به یکی از پرتکرارترین و مرجعترین فیلمهای دهه ۱۹۹۰ تبدیل شده و برای دههها در روح زمانه فرهنگ عامه باقی مانده است. اگرچه سال ۱۹۹۸ کلاسیکهایی مانند «نمایش ترومن»، «نجات سرباز رایان» و «راشمور» را به مخاطبان هدیه داد، اما انکار تأثیری که «لبوفسکی بزرگ» بر دنیای سینما گذاشته، دشوار است.
«لبوفسکی بزرگ» که سرشار از ویژگیهای سبکی و ضربهای روایی خاص برادران کوئن است، یک هدیه برای همه و همه کس است. خندهدار، با منبعی بیپایان از صحنههای نمادین، دیالوگها و شخصیتها، این فیلم شبیه هیچ چیز دیگری که در دهه ۱۹۹۰ اکران شد نیست. این یک لذت سورئال و خندهدار است.
بهترین فیلم 1999: «باشگاه مبارزه» (Fight Club) است

مانند «پالپ فیکشن»، «باشگاه مبارزه» از آن دسته فیلمهایی است که آنقدر مورد توجه قرار گرفته، آنقدر شناخته شده و آنقدر ستایش شده که در واقع نادیده گرفتن آن به عنوان یک فیلم «صرفاً خوب» رایج شده است. با این حال، این کار به معنای کوچک شمردن شاهکار دیوید فینچر به شکلی شیطانی است. «باشگاه مبارزه» محصول ۱۹۹۹ به راحتی بهترین دستاورد سینمایی سال خود است و این در حالی است که رقبای سرسختی مانند «ماتریکس»، «مگنولیا»، «چشمان کاملاً بسته» و «جان مالکوویچ بودن» را در نظر بگیریم.
«باشگاه مبارزه»، اثری بیرحمانه، روانشناختی و اغلب به شدت سوءتعبیر شده، یک نمایش بندبازی از مردانگی سمی، ناآرامیهای اجتماعی-اقتصادی و ترومای عمیق روانی است. این یکی از بهترین آثار دیوید فینچر و فیلمی است که او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانان فعال امروز هالیوود تثبیت کرد. ادوارد نورتون و برد پیت هر دو بهترین بازیهای دوران حرفهای خود را ارائه میدهند و پیچش داستانی پرده آخر آن یک شگفتی تمامعیار است که «باشگاه مبارزه» را با اختلاف زیاد به بهترین فیلم سال ۱۹۹۹ تبدیل میکند.