۱۰. سینک و اکلر در مقابل پرنسس لئونمیشلی (چالش شکست دادن یک حاکم)

انیمه Dog Days یک ایسکای کمتر شناخته شده است، زیرا قبل از موج بزرگ محبوبیت انیمه که پس از Sword Art Online رخ داد، منتشر شد. این انیمه یک فانتزی برشی از زندگی (slice-of-life) با مخاطرات غافلگیرکننده در فصل اول است و بیشتر به خاطر لحظات دلنشین و صحنههای مبارزه عالیاش شناخته میشود. داستان در دنیایی اتفاق میافتد که نبردها در آن اساساً مانند المپیک هستند و دو قسمت اول تقریباً به طور کامل به یک درگیری بزرگ بین دو کشور مختلف اختصاص دارد.
نبرد اصلی در این درگیری بین سینک که به تازگی از زمین احضار شده و با همکار جدیدش اکلر کار میکند، در برابر حاکم گالت، پرنسس لئون، رخ میدهد. لئون بخشهای بزرگی از ارتش بیسکوتی را نابود میکند و سپس سینک و اکلر را تا سر حد توانشان به چالش میکشد و آنها را مجبور میکند تا به سرعت کار گروهی را یاد بگیرند. پس از یک حرکت انفجاری از سوی لئون که سینک و اکلر به سختی از آن جان سالم به در میبرند، آنها با یک ضربه غافلگیرکننده نبرد را به پایانی مسالمتآمیز میرسانند. با اینکه این مبارزه سرگرمکننده بود، اما از بهترین مبارزه تاریخ ایسکای فاصله زیادی دارد، زیرا صرفاً یک نبرد تمرینی بود.
۹. اومنیمون در مقابل دیابورومون (یک خاطره برای طرفداران دیجیمون پس از دههها)

در طول تاریخ بیست ساله خود، دیجیمون (Digimon) برخی از بهترین مبارزات ایسکای تمام دوران را به نمایش گذاشته است، اما کمتر مبارزهای به اندازه نبرد بین اومنیمون (Omnimon) و دیابورومون (Diaboromon) در فیلم Digimon Adventure: Our War Game برای طرفداران هیجانانگیز بوده است. اگرچه دیابورومون کار خود را به عنوان یک تخممرغ فاسد شده آغاز کرد، اما به تکامل خود ادامه داد تا زمانی که نه تنها برای دنیای دیجیتال، بلکه برای کل سیاره به یک تهدید تبدیل شد.
او که قادر به تکثیر تقریباً بینهایت بود، به تلاش ترکیبی وارگریمون (WarGreymon) و متالگارورومون (MetalGarurumon) نیاز داشت تا با ادغام شدن، حتی شانسی برای مقابله با او داشته باشند. خوشبختانه، قدرتهای ترکیبی آنها اجازه داد تا دیابورومون را به اندازهای کند کنند که بقیه بچههای برگزیده (Digidestined) بتوانند روز را نجات دهند. اومنیمون اغلب ظاهر نمیشود، اما حضورهای کوتاه او، وی را به یکی از باحالترین دیجیمونهای این فرنچایز تبدیل کرده است.
۸. تیم قهرمان سپر در مقابل تیم قهرمان شیشه (نمایش تمام آموختههای نائوفومی)

انیمه The Rising of the Shield Hero یک مورد نادر از قهرمان “بیش از حد قدرتمند” را نشان میدهد که در واقع برای پیروزیهایش باید بجنگد و تلاش کند. یکی از بهترین این مبارزات، نبرد نائوفومی (Naofumi) در برابر گلس (Glass) بود، زنی که قبلاً یک بار او را تا سر حد توانش به چالش کشیده بود. در دور دوم، نائوفومی نه تنها باید راهی برای شکست دادن گلس پیدا کند، بلکه باید گروهی را که تنها چند روز قبل متحد او محسوب میشدند نیز شکست دهد.
این نبرد به عنوان یک پایان عالی برای فصل اول عمل میکند و نشان میدهد که نائوفومی به عنوان یک رهبر چقدر پیشرفت کرده و متحدانش به عنوان یک تیم چقدر رشد کردهاند. در مواجهه با گلس و کار تیمی مستحکم متحدانش، گروه برای حفظ سرعت خود باید از تمام توانش استفاده کند. نائوفومی تقریباً با استفاده از سپر نفرین شده (Cursed Shield) خود را قربانی میکند تا پیروز شود، اما خوشبختانه، آنها موفق میشوند تا پایان موج زنده بمانند و نبرد را به بنبست بکشانند.
۷. آینز در مقابل شالتیر (نبرد دو موجود فوقالعاده قدرتمند)

بهترین صحنههای مبارزه، بیشتر یک کشمکش دوطرفه را ارائه میدهند تا یک درگیری یکطرفه، و همین موضوع باعث میشود که معمولاً در نظر گرفتن آینز اول گون (Ainz Ooal Gown) دشوار باشد. با این حال، نبرد او در برابر شالتیر بلادفالن (Shalltear Bloodfallen)، آینز را مجبور میکند که حداقل کمی جدی شود. پس از اینکه آینز متوجه میشود شالتیر توسط اسلین تئوکراسی شستشوی مغزی داده شده، مجبور میشود تا او را از پای درآورد.
این نبرد در انیمه Overlord شبیه به این است که اگر در دراگون بال زد به جای انفجارهای انرژی کی، از جادو استفاده میشد. آینز و شالتیر هر دو مجموعهای سرگیجهآور از جادوها را برای حمله و ضدحمله به یکدیگر به کار میگیرند و ثابت میکنند که چقدر فراتر از یک انسان معمولی هستند. در نهایت، به نظر میرسد که آنها فقط در حال ابداع حرکات جدید برای استفاده علیه یکدیگر هستند، که آینز را مجبور میکند به قدرتی تکیه کند که حتی شالتیر هم ندارد: قدرت کیف پولش. آینز از منابع مالی به ظاهر نامحدود خود برای استفاده از سلاحها و جادوهای سطح افسانهای استفاده میکند تا شالتیر را برای همیشه شکست دهد.
۶. تیم حمله شیبویا در مقابل پروانه ابدی (نبردهای MMO Raid در دنیای انیمه)

انیمه Log Horizon سریالی نیست که مبارزات باورنکردنی زیادی داشته باشد، زیرا بیشتر حول محور سیاست و راز چگونگی فرار از دنیای بازی میچرخد. با این حال، نبرد در پایان فصل دوم یکی از تأثیرگذارترینها در تاریخ انیمه ایسکای است. زمانی که یک باس قدرتمند جدید معروف به پروانه ابدی (Eternal Moth) شروع به ایجاد ویرانی نه تنها برای ماجراجویان، بلکه برای مردم Elder Tale میکند، شیروئه (Shiroe) مجبور میشود یک تیم حمله (Raid Team) جمع کند تا آن را شکست دهد.
این یک نبرد طولانی و حماسی است که تکمیل آن نزدیک به دو قسمت طول میکشد. Log Horizon همیشه در ترجمه مکانیکهای بازیهای MMO به مبارزات سرگرمکننده عالی بوده است، اما این نبرد اوج کار این انیمه را نشان میدهد. آنها موفق میشوند تمام عناصر مختلف مقابله با یک باس رید، از دشمنان اضافی باس گرفته تا مراحل چندگانه و متعادل کردن دهها مبارز در یک زمان را به تصویر بکشند. این مبارزه مانند یک تلاش هرکولی برای سرنگونی پروانه ابدی است، که باعث میشود پیروزی نهایی آنها بسیار لذتبخشتر باشد.
۵. ماکوتو در مقابل سوفیا و لنسر (مجبور کردن ماکوتو به جدی شدن)

Tsukimichi یکی دیگر از سریالهایی است که در آن قهرمان داستان به سرعت بیش از حد قدرتمند (overpowered) میشود، بنابراین افراد زیادی قادر به به چالش کشیدن او نیستند. با این حال، یک استثنا در پایان فصل اول وجود داشت، جایی که او توسط همان الههای که او را احضار کرده بود، مورد خیانت قرار گرفت. او ناگهان به یک کمین تلهپورت شد و مجبور شد با دو حریف سطح بالا به طور همزمان، یعنی سوفیا و لنسر، مبارزه کند.
کل این نبرد یکی از معدود نمایشهای بزرگ ماکوتو (Makoto) است، زیرا سوفیا و لنسر آنقدر قوی هستند که پس از غافلگیر کردنش، او را مجبور به جدی شدن میکنند. نتیجه، تبادل تعداد زیادی جادوی سطح بالا بین هر سه طرف است؛ یک نمایش بصری زیبا که تماشای کل فصل اول را ارزشمند میکند. با این حال، این مبارزه در رتبه پنجم قرار میگیرد، عمدتاً به این دلیل که لحظهای که ماکوتو جدی شد، همه چیز تمام شد.
۴. کیریتو در مقابل سابتیلایزر (یک نمایش بصری خیرهکننده)

آرک Alicization از انیمه Sword Art Online به شدت دستکم گرفته شده است؛ با داستانی بهتر و انیمیشنی بسیار برتر از هر چیزی که قبل از آن آمده بود. احتمالاً به همین دلیل است که برخی افراد نبرد کیریتو (Kirito) در برابر گابریل میلر یا همان سابتیلایزر (Subtilizer) را نادیده میگیرند. در حالی که زمان کیریتو برای خروج از دنیای آندرورلد (Underworld) رو به اتمام است، او مجبور میشود با قویترین حریف خود تا آن زمان مبارزه کند.
نبرد حاصل یک نمایش بصری است، زیرا گابریل قدرتمندترین فرم خود را آزاد میکند تا با تکنیکهای برتر کیریتو مقابله کند. خوشبختانه، کیریتو میتواند برای آخرین بار روی کمک بهترین دوستش یوجیو (Eugeo) حساب کند تا دست بالا را به دست آورد. این نبرد هم هیجانانگیز و هم برای طرفدارانی که سفر طولانی کیریتو را در آندرورلد دنبال کردهاند، تأثیرگذار است.
۳. گروه رودئوس در مقابل هایدرا (یک تلاش تیمی تمام عیار)

تقریباً اینطور به نظر میرسد که نبرد انیمه Mushoku Tensei علیه هایدرا (Hydra) برای تمام کسانی که فکر میکردند فصل دوم ضعیف بود، وجود دارد. این نبرد نقطه اوج چندین خط داستانی به طور همزمان است؛ جایی که رودئوس (Rudeus) بالاخره استادش راکسی (Roxy) را دوباره پیدا میکند و مادرش را مییابد. با کمک گروه ماجراجوی سابق پدرش، گروه فقط باید هایدرا را شکست دهد تا خانواده گریرت (Greyrat) را برای همیشه دوباره متحد کند.
هایدرا به سرعت ثابت میکند که طعمه آسانی نیست و آنها را مجبور میکند فقط برای اینکه یک نقشه واقعی طراحی کنند، عقبنشینی کنند. هر دو رویارویی یک نمایش بصری واقعی هستند و موفق میشوند کار تیمی گروه را بدون کند کردن نبرد برای توضیح همه چیز، به نمایش بگذارند. اگرچه نبرد با یک شکست بزرگ برای رودئوس به پایان میرسد، اما جایگاه خود را به عنوان یکی از حماسیترین مبارزات انیمههای ایسکای در تمام دوران به دست آورده است.
۲. ریمورو محدودیتهای خود را برای مبارزه با هیناتا کنار میزند (بنبست)

انیمه Reincarnated as a Slime برخی از قدرتمندترین شخصیتهای ایسکای را دارد، بنابراین بیشتر مبارزات معمولاً نزدیک نیستند. با این حال، هر از گاهی، مردم دهکده تمپست (Tempest) کسی را پیدا میکنند که قادر به مبارزه در سطح آنها باشد. در حالی که خود ریمورو (Rimuru) به ندرت در آن سطح به چالش کشیده میشود، هیناتا ساکاگوچی (Hinata Sakaguchi) ثابت کرد که قادر است این اسلایم شیطانی را تا سر حد توانش به چالش بکشد.
بخشی از چیزی که این مبارزه را بسیار سرگرمکننده میکند، غیرمنتظره بودن آن است. پس از سه فصل که ریمورو اساساً هر حریفی را به راحتی شکست میداد، دیدن اینکه او مجبور است از تمام توانش استفاده کند، لذتبخش است. این دو حریف از یک مبارزه شمشیرزنی با سرعت بالا به پرتاب جادوهای قدرتمند به سمت یکدیگر میرسند. در پایان، این مسابقه هیجانانگیز با تساوی به پایان میرسد و به ریمورو و گروهش اجازه میدهد تا یک متحد قدرتمند دیگر را به سمت خود بیاورند.
۱. دد اند در مقابل خدای اژدها اورستد (یادآوری اینکه همیشه کسی بهتر وجود دارد)

هر بار که مردم فکر میکنند Mushoku Tensei بیشتر یک انیمه برشی از زندگی است، استودیو Bind با یک مبارزه اوج، به همه یادآوری میکند که این انیمه را نمیتوان در یک جعبه قرار داد. در قسمت ۲۱ با عنوان “نقطه عطف”، گروه دد اند (Dead End) بالاخره موفق شده است از یک سفر طولانی در قاره شیاطین جان سالم به در ببرد تا به خانه بازگردد. با این حال، قبل از اینکه بتوانند به شهر خود برسند، با خدای اژدها اورستد (Orsted)، یکی از قویترین مبارزان در Mushoku Tensei، روبرو میشوند.
علیرغم اینکه تا آن نقطه بیشتر زمان انیمه را صرف ساختن نام خود به عنوان ماجراجو کرده بودند، همه چیز در برابر اورستد به هیچ میرسد. مهارتهای نیزهزنی رویجرد (Rujierd) و حتی مهارتهای شمشیرزنی اریس (Eris) در عرض چند ثانیه خنثی میشوند و همه چیز به رودئوس واگذار میشود. حتی معرفی یک جادوی کاملاً جدید توسط رودئوس برای کند کردن اورستد کافی نیست، که منجر به این میشود که اورستد با یک مشت، سینهی رودئوس را سوراخ کند. تنها فریادهای آغشته به اشک اریس برای کمک بود که باعث شد رودئوس زنده بماند تا فصل دوم را ببیند.