۱۰. رندال به مرد کت زرد تبدیل میشود
این تئوری میتواند دلیل صداهای زنجره را توضیح دهد
یک تئوری تاریک میگوید که رندال (A.J. Simmons) در نهایت به مرد کت زرد تبدیل خواهد شد. این تئوری به شباهتهای ظاهری این دو شخصیت، صداهای مداوم زنجره که فقط رندال میشنود، و تلاش سریال برای زنده نگه داشتن او به هر قیمتی اشاره دارد. صداهای زنجره میتواند راهی باشد که شهر، رندال را قدم به قدم از انسانیت دور کرده و او را برای تبدیل شدن به آن موجود شرور آماده میکند. زنجرهها اغلب نماد تولد دوباره هستند، که میتواند به معنای تولد دوباره رندال به عنوان قاتل جیم متیوز باشد.
۹. شهر، یک نسخه موازی از کمدن در ایالت مِین است
نقش کمدن میتواند پررنگتر از قبل شود
یک تئوری در Reddit مطرح میکند که شهر میتواند نسخهای موازی از شهر کمدن (Camden) در ایالت مِین باشد. پس از اینکه پسر بچهی سفیدپوش (Boy in White)، تابیتا را از بالای فانوس دریایی هل داد، او در کمدن به هوش آمد. این تئوری معتقد است که ارتباط شهر با کمدن فراتر از خانواده کاوانا است و میتواند شبیه به دنیای وارونه (Upside Down) در سریال Stranger Things باشد.
۸. جولی نویسنده داستان «کروموناکل» است
این تئوری میتواند شباهتهای داستان با شهر را توضیح دهد
ایتن درک منحصربهفردی از شهر و عناصر ماوراء طبیعی آن دارد که بیشتر آن از یک کتاب داستان کودکانه به نام «پرواز کروموناکل» (Flight of the Cromenockle) نشأت میگیرد. یک تئوری میگوید شاید خود جولی نویسنده این کتاب باشد. با توجه به توانایی سفر در زمان جولی (که ایتن آن را Story Walker مینامد)، او میتوانسته در گذشته این کتاب را بنویسد تا برادرش را در آینده راهنمایی کند. این موضوع نیازمند سفر جولی به خارج از شهر است، که با توجه به تناسخ تابیتا و جید، غیرممکن به نظر نمیرسد.
۷. مرد کت زرد به عنوان یک تازهوارد نفوذ میکند
او مزیتی دارد که هیولاها ندارند
طبق این تئوری، مرد کت زرد میتواند در فصل چهارم وانمود کند که یک ساکن جدید و گیرافتاده است. تنها کسانی که او را میشناسند، جیم (که اکنون مرده) و نسخه آینده جولی هستند. بنابراین، در زمان حال کسی او را نمیشناسد. این به او اجازه میدهد تا به راحتی در میان مردم نفوذ کرده، اعتمادشان را جلب کند و از درون به آنها ضربه بزند. برخلاف هیولاهای شب، او میتواند در روشنایی روز فعالیت کند.
۶. کلمه “Anghkooey” معنای پنهان دیگری دارد
شاید چیزی فراتر از “به یاد بیار” باشد
در پایان فصل سوم مشخص شد که “Anghkooey” به معنای “به یاد بیار” است. اما یک تئوری قانعکننده میگوید این کلمه ترکیبی از “anchor aweigh” است؛ یک اصطلاح دریایی که هنگام بالا کشیدن لنگر کشتی استفاده میشود. این تئوری به تمام ارجاعات دریایی در سریال، مانند قایق بوید و فانوس دریایی، اشاره میکند و معتقد است که یک قایق میتواند در فرار شخصیتها نقش کلیدی داشته باشد.
۵. جولی سازنده اصلی سنگهای طلسم است
این موضوع میتواند پیدا شدن اتفاقی سنگها توسط بوید را توضیح دهد
در فصل اول دیدیم که بوید سنگهای طلسم (Talismans) را پیدا کرد که از ساکنان در برابر هیولاها محافظت میکنند. اما هویت سازنده آنها یک راز باقی مانده است. یک تئوری میگوید که این جولی بوده که با استفاده از توانایی سفر در زمان خود به گذشته رفته، این سنگها را ساخته و در جایی قرار داده که بوید بتواند آنها را پیدا کند. این موضوع، که همیشه یک اتفاق بسیار خوششانس به نظر میرسید، به این ترتیب منطقی میشود.

۴. کنی و آکوستا یک زوج میشوند
نشانههایی از این رابطه در فصل سوم وجود داشت
این تئوری پیشبینی میکند که کنی لیو (Ricky He) و آکوستا (Samantha Brown) در فصل چهارم وارد یک رابطه عاشقانه شوند. کنی یکی از معدود افرادی است که از زمان ورود آکوستا به او صبر و مهربانی نشان داده است. هر دو به عنوان افسر پلیس و معاون کلانتر با هم کار کردهاند و این همکاری میتواند در فصل چهارم نزدیکتر شود و به تعادل شخصیتی یکدیگر کمک کنند.
۳. ماریل و رندال نیز Story Walker هستند
آنها ممکن است به همان دلیلی که جولی این قدرت را دارد، قدرتمند باشند
از آنجایی که جولی یک Story Walker است، یک تئوری میگوید که ماریل (Kaelen Ohm) و رندال نیز ممکن است این قدرت را داشته باشند. هر سه نفر توسط جعبه موسیقی تسخیر شده بودند و حتی پس از نابودی آن، همچنان تحت تاثیرش هستند. این احتمال وجود دارد که نجات یافتن از تسخیر جعبه موسیقی، قدرت سفر در زمان را به آنها داده باشد. این موضوع میتواند توضیح دهد چرا جولی و رندال هر دو در خرابههای زیرزمینی چیزی را حس کردند.
۲. جولی با هیولایی که او را «شناخت» ملاقات میکند
یکی از اولین صحنههای سریال میتواند معنای جدیدی پیدا کند
در قسمت دوم از فصل اول، جولی با هیولایی نوجواننما روبرو میشود که برایش دست تکان میدهد و میگوید: “جولی، منو نمیشناسی؟” در آن زمان، این صرفاً یک رفتار عجیب و فریبکارانه از سوی هیولاها به نظر میرسید. اما یک تئوری میگوید این هیولا جولی را میشناخت، زیرا قبلاً او را از طریق سفر در زمان ملاقات کرده بود. وقتی جولی در فصل چهارم به گذشته سفر کند، ممکن است با این هیولا روبرو شود.
۱. الوییز کاوانا هنوز زنده است
یک تجدید دیدار تلخ و شیرین برای خانواده کاوانا
یک تئوری بزرگ مطرح میکند که الوییز کاوانا (خواهر ویکتور) ممکن است هنوز زنده باشد. ویکتور به پدرش گفته بود که پس از قتل عام، فقط “تکههایی” از الوییز را پیدا کرده است. از آنجایی که ویکتور در کودکی آسیب روحی شدیدی دیده، ممکن است خاطراتش دقیق نباشد. ویکتور همیشه میگفت الوییز در قایمباشک عالی بود؛ شاید او تمام این مدت در جایی پنهان شده باشد. با زنده بودن پدر ویکتور و تناسخ مادرش در قالب تابیتا، زنده بودن الوییز نیز میتواند سناریوی تلخ و شیرینی باشد که سریال به آن بپردازد.
اگر تئوری دیگری وجود دارد میتوانید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید