۱۰. دوره آبی (Blue Period)

انیمه دوره آبی یک اثر فوقالعاده برای هر بینندهای است، اما به طور خاص توجه دوستداران هنر را به خود جلب خواهد کرد. شخصیت اصلی، یاتورا یاگوچی، به طرز شگفتانگیزی قابل همذاتپنداری است؛ یک دانشآموز دبیرستانی که با عدم قطعیت درباره آیندهاش روبروست و نمیداند پس از فارغالتحصیلی میخواهد چه مسیری را دنبال کند. یاتورا به طور غیرمنتظرهای شور و اشتیاق خود را در هنر پیدا میکند و هرچه بیشتر این مهارت جدید را پرورش میدهد، بیشتر درباره خود و چیزهایی که به زندگیاش معنا و شادی میبخشد، میآموزد. انیمه Blue Period به شکلی الهامبخش به بینندگان یادآوری میکند که علایقشان ارزش دنبال کردن را دارند و حتی زمانی که مسیر دشوار میشود، استقامت آنها را به اهدافشان نزدیکتر خواهد کرد.
۹. کلاس آدمکشی (Assassination Classroom)

طرح داستانی کلاس آدمکشی روی کاغذ بسیار عجیب و غریب به نظر میرسد: گروهی از دانشآموزان باید راهی برای کشتن معلم فوقالعاده باهوش خود پیدا کنند، موجودی که اگر متوقف نشود، دنیا را نابود خواهد کرد. با وجود نیتهای شرورانهاش، کورو-سنسی نقش خود را به عنوان یک مربی به بهترین شکل ایفا میکند و با دانشآموزانش روابطی عمیق برقرار میسازد که این موضوع، ماموریت آنها را دشوارتر میکند. این انیمه به مشکلات رایج دوران راهنمایی مانند قلدری، چالشهای اعتماد به نفس و حتی موضوعات جدیتری مانند تروما میپردازد و کورو-سنسی با وجود گذشته تاریکش، کلاس خود را با خرد و درایت در این مسائل راهنمایی میکند. لحظات آموزنده و پیچیدگیهای اخلاقی این سریال، آن را به اثری فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
۸. پاک شده (Erased)

Erased یک معمای سفر در زمان است که در آن شخصیت اصلی، ساتورو فوجینوما، به دوران کودکی خود بازگردانده میشود تا یک قاتل سریالی را دستگیر کند و از وقوع زنجیرهای از قتلها در آینده جلوگیری نماید. هویت قاتل برای شخصیتها و بینندگان به یک اندازه غافلگیرکننده است، زیرا او با تصویر کلیشهای یک قاتل شرور مطابقت ندارد و شخصیتی کاریزماتیک دارد. این افشای غافلگیرکننده یادآوری میکند که باید محتاط باشیم و بپذیریم که هر کسی میتواند خوب یا بد باشد و برداشتهای اولیه همیشه قابل اعتماد نیستند. سریال به موضوعات تاریکی مانند احساس گناه و بدرفتاری با کودکان میپردازد، اما همزمان، شخصیتهایی مانند ساتورو را نشان میدهد که بیوقفه برای عدالت، دوستی واقعی و محافظت از جانهای بیگناه میجنگند و نوری را در دنیایی تاریک و بیرحم آشکار میکنند.
۷. رژه مرگ (Death Parade)

انیمه Death Parade یک سوال دشوار را مطرح میکند: اگر پس از مرگ مجبور به رقابت در بازیهایی شوید که سرنوشت ابدی شما را تعیین میکنند، برای برنده شدن تا کجا پیش میروید؟ داستان در مکانی به نام کویندسیم، یک بار که افراد پس از مرگ وارد آن میشوند، رخ میدهد تا بر اساس انتخابهایشان در طول بازیهایی که توسط یک متصدی بار مرموز به نام دسیم میزبانی میشود، درباره سرنوشتشان قضاوت شود. مرگ موضوعی ناراحتکننده است که بسیاری تمایلی به فکر کردن درباره آن ندارند، اما این انیمه به طور کامل بر آن تمرکز میکند و بینندگان را وادار به تامل در مورد دیدگاههای شخصیشان درباره مرگ و زندگی میکند. رژه مرگ ارزش زندگی و استفاده بهینه از آن را تاکید میکند و همین ویژگی آن را به یکی از بهترین انیمههای ژانر «بازی مرگ» تبدیل کرده است.
۶. سبد میوه (Fruits Basket)

از یک سو، سبد میوه یک داستان عاشقانه مثلثی دوستداشتنی بین تورو هوندا و دو دوست جدیدش، یوکی سوما و کیو سوما است. اما این انیمه فقط بر روی داستان عاشقانه متمرکز نیست؛ بلکه به واکاوی داستانهای متعدد شخصیتها از سوءاستفاده، اندوه و گناه میپردازد و دینامیکهای قدرت ناعادلانه و خطرناک درون خانواده سوما را بررسی میکند. Fruits Basket مملو از نصایح شخصیتهایی است که فراتر از سن خود خردمند هستند. هیچکس در این انیمه بینقص نیست و داستان هیچیک از نقصهای آنها را پنهان نمیکند. چیزی که این اثر را بسیار قدرتمند میسازد این است که شخصیتهایش، در اکثر مواقع، برای بهتر و شادتر بودن تلاش میکنند؛ چیزی که هر انسانی باید برای آن بکوشد.
۵. موب سایکو ۱۰۰ (Mob Psycho 100)

در سطح پایهای، Mob Psycho 100 داستان یک نوجوان با قدرتهای ذهنی فوقالعاده به نام شیگئو کاگیاما (معروف به موب) را دنبال میکند که تلاش دارد از خارج شدن کنترل قدرتهایش و آسیب رساندن ناخواسته جلوگیری کند. با اینکه ممکن است مسیر شغلی مرشد او، ریگن، سوالبرانگیز باشد، بسیاری از آموزههای او به شاگرد جوانش واقعاً الهامبخش هستند. از یادآوری ریگن که «تو قهرمان زندگی خودت هستی» تا تعهد موب به استفاده از مهارتهایش برای خیر و نه شر، این انیمه حاوی نصایح زندگی است که اگر بینندگان به آن گوش دهند، میتواند زندگیشان را تغییر دهد.
۴. نئون جنسیس اونگلیون (Neon Genesis Evangelion)

نئون جنسیس اونگلیون که در جامعهای در حال جنگ روایت میشود، به خاطر ابهام اخلاقیاش شهرت دارد. وقتی «فرشتگان» به بشریت حمله میکنند، انسانها با استفاده از رباتهای عظیمی به نام واحدهای EVA که به خلبان انسانی نیاز دارند، مقابله میکنند. بسیاری از خلبانان، مانند شینجی ایکاری، آسوکا لنگلی سوریو و ری آیانامی، بسیار جوان هستند و به طور قابل درکی با این وظیفه دشوار دست و پنجه نرم میکنند. هر خلبان دلیل خاص خود را برای پیوستن به این نبرد دارد و بینندگان احتمالاً با هر انتخاب هر شخصیت موافق نخواهند بود. مسائل اخلاقی و معنوی اغلب به وجود میآیند، و این انیمه یکی از عمیقترین آثار محسوب میشود زیرا از پرداختن به این سوالات پیچیده بدون ارائه پاسخی قاطع، ابایی ندارد.
۳. وایولت اورگاردن (Violet Evergarden)

وایولت اورگاردن داستانی زیبا درباره اهمیت ارتباط با دیگران و بیان احساسات به کسانی است که دوستشان دارید، زیرا به اشتراک گذاشتن احساسات به ناچار انسانها را به یکدیگر نزدیکتر میکند. پس از جنگیدن در یک جنگ، وایولت هدفی بسیار متفاوت را به عنوان یک «عروسک خاطرات خودکار» کشف میکند؛ فردی که خاطرات ارزشمند دیگران را برایشان رونویسی میکند. شنیدن عزیزترین لحظات دیگران، قلب وایولت را نرم میکند و لذت عشق را در تمام اشکال آن به او میآموزد. او همچنین با احساسات دردناکتری مانند غم و اندوه آشنا میشود. از طریق دیگران، وایولت طیف کاملی از احساسات انسانی را تجربه میکند و داستانهایی که به آنها گوش میدهد، به همان اندازه که بر او تأثیر گذاشتند، بر بینندگان انیمه نیز تأثیر خواهند گذاشت.
۲. دروغ تو در آوریل (Your Lie in April)

دروغ تو در آوریل آنقدر ویرانگر است که پایان نفسگیرش تضمیناً تا مدتها پس از تماشا در ذهن بینندگان باقی خواهد ماند. این داستان موسیقی، بیماری، فقدان، اندوه و فراتر از همه اینها، عشقی ماندگار است که بر همه چیز غلبه میکند. کوسی آریما و کائوری میازونو دو موسیقیدان هستند که بر سر اشتیاق مشترکشان با یکدیگر پیوند برقرار میکنند. کوسی با غم از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم میکند، در حالی که کائوری با چالشهای سلامتی روبروست که بدنش را ضعیف میکند. این دو در موسیقی و در کنار یکدیگر آرامش مییابند و از این مجاری برای عبور از سختترین نبردهای زندگی استفاده میکنند. این انیمه یک شاهکار موسیقایی فراموشنشدنی است و بینشهای آن درباره زندگی حتی سختترین قلبها را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
۱. یک صدای خاموش (A Silent Voice)

یک صدای خاموش یکی از متقاعدکنندهترین فیلمهای ضد قلدری است که تاکنون ساخته شده. داستان حول محور شویا ایشیدا، یک قلدر سابق اصلاحشده، و شوکو نیشیمیا، دختری که در گذشته مورد آزار او قرار گرفته بود و ناشنواست، میچرخد. اگرچه بحث در مورد سلامت روان امروزه رایجتر از سالهای گذشته است، اما هنوز هم همیشه توجه کافی به آن نمیشود و این امر باعث میشود انیمههایی مانند یک صدای خاموش بیش از پیش ضروری باشند. شویا و شوکو با هم دوست میشوند، اما پیامدهای منفی رفتار قلدرمآبانه شویا هرگز کماهمیت جلوه داده نمیشود. اگرچه او نمیتواند رفتار گذشته خود را پاک کند، اما خود را متعهد میکند که در آینده بهتر عمل کند و به دنبال بخشش باشد. این انیمه تأثیرات قلدری را کوچک نمیشمارد، بلکه راهی بهتر برای آینده را نشان میدهد که با بخشش و مسئولیتپذیری مشخص شده است.