روایت غافلگیرکننده خازان: قهرمان جنگی که به او خیانت شد
روایت The First Berserker: Khazan یک نقطه قوت شگفتانگیز است. زمانی یک ژنرال بزرگ در امپراتوری Pell Los، خازان که به تازگی رسوا شده، به کوهستانی زمستانی تبعید میشود؛ یک زندانی معلول در کالسکهای که توسط نگهبانان برای سفری طولانی همراهی میشود. یک بهمن ناگهانی او را آزاد میکند و سپس یک نیمهخدای شیطانی از دنیای زیرین (Netherworld) معروف به The Blade Phantom ظاهر میشود، به خازان قدرتی دوباره به عنوان میزبان خود میبخشد و او را برای ردیابی مسئولان سرنوشت غمانگیزش توانمند میسازد.

داستان بازی هرگز تجربه را تحتالشعاع قرار نمیدهد، اما بنیادی عالی برای محیط بازی فراهم میکند؛ یک درام جنگزده که فانتزی تاریک را با عناصر علمی-تخیلی و وحشت فراطبیعی ترکیب میکند. میانپردههای سینمایی با استفاده ماهرانه از تصاویر ثابت با تم قهوهای (Sepia-toned)، جزئیات و شخصیت بیشتری به بازیگران رو به رشد تزریق میکنند که بسیاری از آنها در نهایت در The Crevice، یک هاب بینبعدی که به عنوان پایگاه عملیاتی خازان عمل میکند، جمع میشوند.
بن استار، که با بازی Final Fantasy XVI به شهرت رسید، صدای باریتون و پرحرارت خود را به نقش اصلی قرض میدهد که به راحتی قابل تشخیص است اما در این نقش کمتر جذاب نیست. او به جمعی از بازیگران مکمل با اجراهای احساسی و ملودراماتیک میپیوندد. ساعات اولیه خشمگین بازی به درستی یادآور بخشی از خشم مانگای Berserk است، اما لحظات آرامتر و صمیمیتر در روایت در حال تکامل نیز همین کار را میکنند. انتظار عمق داستانسرایی پیچیده و نامهای فرامسافتور را نداشته باشید، اما داستان خازان به شکلی شایسته چندوجهی است و با اطمینان هر پیچش داستانی را توسعه داده و به دست میآورد.
مبارزات آتشین با انبوهی از پَری و ضدحمله
از همان ساعات اولیه، The First Berserker: Khazan یک اکشن-نقشآفرینی مبارزهمحور و پرانرژی است که به مهارت فنی بیش از لول-آپ کردن ساده و تجهیزات پاداش میدهد و به بازیکن میآموزد که چه انتظاری از او میرود قبل از اینکه او را به سمت مانع بعدی سوق دهد. کهنهکاران سبک سولز ممکن است مقدمه آرام آن را به سخره بگیرند، اما از نقطه باسفایت Blade Phantom به بعد، دیگر از دستکشهای مخملی خبری نیست.

طرفداران Sekiro بیش از همه از رویکرد پری-محور (Parry-oriented) بازی قدردانی خواهند کرد که همان بازخورد آبدار را هنگام دفع هر ضربه در یک کمبوی یادگرفته شده به کار میگیرد و سپس با تمام استقامت خود پاسخ میدهد. حتی یک جایگزین مؤثر برای ضدحمله Mikiri در اینجا وجود دارد که حملات قدرتی غیرقابل دفاع را به یک فرصت ناگهانی تبدیل میکند.
کسانی که به دنبال لول-آپ بیپایان هستند باید مراقب باشند، زیرا The First Berserker: Khazan امتیازات مهارت را به تکمیل مأموریتهای اصلی محدود میکند. شما همچنان میتوانید ویژگیهای خازان را در هر زمان با Lacrima ارتقا دهید، اما کسب امتیازات مهارت گرانبها همیشه توسط باسها محدود میشود.
در ابتدا، اعتراف میکنم که کمبود انواع سلاحها را ناامیدکننده یافتم، زیرا خازان تنها سه نوع سلاح دارد: یک شمشیر و تبر دوگانه برای سرعت، یک شمشیر بزرگ الهامگرفته از گاتس (Guts) و یک نیزه. با این حال، هر کدام درخت مهارت، مجموعه کمبو و تفاوتهای ظریف خود را دارند و این قبل از ورود به سیستم گسترده ویژگیهای تجهیزات و پاداشهای متنوع ستها است. این سیستم، طراحی دقیق و گاهی خلاصهشدهای را بازتاب میدهد، جنبههایی که تفاوت زیادی با بیان تقریبا بینهایت بازیکن و ساخت بیلد موجود در عناوینی مانند Elden Ring دارد. با این حال، عاشقان لباس خوشحال خواهند شد، زیرا The First Berserker: Khazan شامل صدها قطعه تجهیزات زیبا برای جستجو و انتخاب است. طیف وسیعی از پاداشهای ست کامل و جزئی میتواند باعث سردرگمی در انتخاب شود، اما این پیچیدگی یکی از چندین جنبهای است که عمق موجود در بازی را نشان میدهد.
محیطهای تاریک و زیبا برای کاوش
مراحل در The First Berserker: Khazan متنوع و سرشار از جزئیات بصری هستند. از آن منظره برفی، تا دنیای زیرین، و سپس به معابد، شهرها و فراتر از آن، این بازی هرگز از یک چشمانداز دوستداشتنی یا یک آسمان زیبا برای تماشا دور نمیشود. سبک انیمیشنی طراحی شخصیتها از هیچ جزئیاتی کم نمیگذارد و وسعت چشمگیر دنیای آن بسیار فراتر از فرمت مبتنی بر هاب (Hub-based) آن است.

اشارات متعددی به بازیهای سولز-بورن وجود دارد، چه شیرجه زدن در یک تله سیاهچال خطرناک به سبک قلعه سِن (Sen’s Fortress) باشد یا عبور از بالکنهای خطرناک برای ورود به یک قلعه عظیم (و من از ذکر سایر ارجاعات خودداری میکنم تا آن حس کشف حفظ شود). سفر به سازههای دوردست مثل همیشه رضایتبخش است، همانطور که شگفتزده شدن از جزئیات وسواسگونه درهای حکاکیشده و مجسمهها پس از رسیدن به آنجا لذتبخش است. در ژانری که از استانداردهای طراحی سختگیرانه فرامسافتور شکوفا شد، خازان یکی از معدود نمونههایی است که با شکوه بصری و هنری آن استودیو برابری میکند.
موسیقی متن حتی از این هم فراتر میرود و پر از تمها و موتیفهای باشکوهی است که به هر محیط زمینه و احساسات بیشتری میبخشد و گاهی حتی با خود گیمپلی ادغام میشود، که یادآور خرابههای پژواککننده (Echoing Ruins) در بازی Returnal است. صدای برخورد سلاحها و افکتهای تواناییها به طرز بینقصی عالی به گوش میرسد و حافظه عضلانی ریتمیک مورد نیاز برای شدیدترین برخوردهای بازی را شکل میدهد.
باسهای فراوان، از دوئل تا شیاطین
یکی از بهترین ویژگیهای The First Berserker: Khazan تعادل و طراحی فوقالعاده باسهای آن است. شما در مقابل باسهای بازی، زود به زود و بارها خواهید مرد. برخی از آنها بر شما مسلط هستند و فضا را به راحتی کنترل میکنند، برخی دیگر در دوئلهای چشمنواز با کمبوهای پر زرق و برق، ترکیبهای مختلف و فازهای متعدد، با خازان رو در رو میشوند. تقریباً هر باسفایتی آن کمال وصفناپذیر یک آزمون نهایی عالی در سبک سولزلایک را به نمایش میگذارد؛ اینکه چقدر غیرممکن به نظر میرسند قبل از اینکه تجزیه و تحلیل و درک شوند، یا اینکه چگونه هر کدام به یک اندازه غرور و وقار خستهای را تداعی میکنند.

علائم و نشانههای هر حمله به مرور زمان خود را آشکار میکنند و تسلط به زودی لایهلایه روی هم انباشته میشود. انیمیشنهای The First Berserker: Khazan به گونهای است که یک انقباض عضلانی یا لرزش شانه، نیت دشمن را لو میدهد و سختی بازی به طور مداوم با افزایش مهارت و مشاهده شما تکامل مییابد.
من عاشق یک باس دوئل خوب به سبک لیدی ماریا در Bloodborne یا آرتوریاس در Dark Souls هستم و ظاهراً افراد خوب استودیوی Neople نیز همینطور هستند. برخی از باسفایتها و دشمنان نخبه در این بازی آن هوش و بیرحمی را تداعی میکنند و من به ندرت بازی دیگری با تنظیم سختی به این دقت پیدا کردهام. با این حال، به طور کلی، The First Berserker: Khazan نه سختترین مبارزات سولزلایک را دارد و نه پیچیدهترین را، بلکه در یک جایگاه راحت و اشتهاآور قرار میگیرد. استقامت و تجربه بر آنچه غیرممکن به نظر میرسد غلبه میکند؛ این را وقتی با مالوکا روبرو شدید به خاطر داشته باشید.
احترام و بهبود میراث سولزلایک
ایدهها و تزئینات هوشمندانه بیشماری به فرمول استاندارد در The First Berserker: Khazan افزوده شده است. به عنوان مثال، در نظر بگیرید که چگونه روحهای از دست رفته پس از مرگ در برابر یک باس که در اینجا Lacrima نامیده میشوند هر بار به طور جادویی جلوی در ورودی باس ظاهر میشوند و دیگر نیازی به دویدنهای دیوانهوار برای برداشتن لکههای خون در تلاشهای بعدی نیست. هیچ کوئست شخصیت مبهمی برای رمزگشایی وجود ندارد، اما ماموریتهای جانبی قابل باز شدن شما را به مراحل تکمیلشده بازمیگردانند که ضربآهنگهای روایی اضافی، قطعات تنظیمشده و برخوردهای بازآفرینیشده با باسها را ارائه میدهند، که اغلب در محیطهای کاملاً جدید نیز اتفاق میافتد.

صندوقچههایی با کیفیتهای مختلف برای پیدا کردن، آهنگری و تقویت آیتمها، و حتی دستاوردهایی وجود دارند که پاداشهای قابل توجهی در بازی میدهند، مانند شکست دادن یک دشمن نخبه سرسخت تحت شرایط خاص. یک سیستم درخت مهارت کامل، پیکربندی ماژولار برای سلاحها و تواناییهای مختلف را ارائه میدهد و بازسازی ارتقاها و تغییر حرکات در لحظه برای سازگاری با یک برخورد جدید، سرگرمکننده است.
من تقریباً ۷۷ ساعت را صرف بازی The First Berserker: Khazan کردم، تمام ماموریتهای جایزه را تکمیل کردم و بیشتر دستاوردها را به دست آوردم. زمان کل برای اتمام بازی بسته به اینکه در کدام باسها گیر کنید و برای چه مدت، متفاوت خواهد بود، اما توجه داشته باشید که این یک بازی کاملاً پرمحتوا است. در حالی که بازی اصلاً چندنفره ندارد – که عدم وجود عملکرد توقف را به یک انتخاب طراحی عجیب تبدیل میکند، اما افسوس شما میتوانید یک Spirit of Advocacy را به عنوان یک همراه هوش مصنوعی فانتوم برای کمک به باسها احضار کنید. این روح حتی میتواند با ارزی که از طریق دوئلهای اختیاری که به طور تصادفی در هر منطقه ظاهر میشوند به دست میآید، ارتقا یابد.
یک سولزلایک خاطرهانگیز که از انتظارات فراتر میرود
در نهایت، The First Berserker: Khazan آن جنبه بسیار خاص سولزلایک را دارد: حس شوخطبعی. تلههای هوشمندانه، کمینها و سناریوهای فریبنده بیشماری طراحی شدهاند تا شما را گول بزنند، غافلگیر کنند و زمانی که تنها یک نوار سلامتی برایتان باقی مانده، شما را به زمین بزنند. این حال و هوای شیطنتآمیز عنصری است که کمتر در مورد بازیهای فرامسافتور صحبت شده، اما حیاتی و نادر است؛ یک ماده مخفی بازیگوش که با درام فانتزی اغلب تلخ در تضاد است و Neople باید به خاطر تشخیص آن تحسین شود. پس از برخی از آن مرگها، فقط باید خندید.

The First Berserker: Khazan به تنهایی یک تجربه سولزلایک به همان اندازه حیاتی و نادر، به یاد ماندنی، پرجنبوجوش و شخصیتمحور است. کنجکاوی مشهود در طراحی آن، زیبایی ارائه بصری و مفاهیم موضوعی آن، و باسفایتهای بینهایت رضایتبخش، همگی با هم ترکیب شدهاند تا یکی از بهترین بازیهای سولزلایک سالهای اخیر و احتمالاً بهترین عنوانی که توسط هر استودیویی غیر از فرامسافتور توسعه یافته را شکل دهند.
The First Berserker: Khazan یک بازی بینقص است که به تمام اهدافی که برای خود تعیین کرده، دست مییابد. در حالی که من آرزوی انواع سلاحهای بیشتر و یک دنیای باز را داشتم، نداشتن اینها چیزی از تجربه اصلی کم نمیکند، تجربهای که چیزی کمتر از کمال نیست.
این بازی به دنبال آن تجلی روح سولز نیست. در عوض، یک ماجراجویی انیمهای فانتزی تاریک با آغاز، میانه و پایان است که شما را در برابر باسهایی قرار میدهد که من با افتخار آنها را در کنار بهترینهای این ژانر قرار میدهم. چه عظمت Elden Ring را طاقتفرسا میدانستید یا نه، کمی وقت و پول کنار بگذارید تا آنچه را که Neople در اینجا خلق کرده تجربه کنید. The First Berserker: Khazan به هیچ وجه اولین در نوع خود نیست، اما یکی از بهترینهاست.