۱۰. بزرگترین توسعهدهنده املاک (The Greatest Estate Developer)

یک روز، «کیم سوهو» ناگهان به دنیای رمانی که در حال خواندنش بود، تناسخ پیدا میکند. او به سرعت متوجه میشود که جای بدنامترین شخصیت کتاب، یعنی «لوید فرونترا» را گرفته است. او پسر بزرگ خانواده فرونترا است که در حالی که خانوادهاش برای پرداخت بدهیهای خود تلاش میکنند، او خود را در میگساری غرق کرده است. علاوه بر این، سرنوشت او مرگ زودهنگام است تا قهرمان اصلی داستان، «خاویر آسراهان»، بتواند سفر مقدر خود را آغاز کند. کیم که در اصل فردی سختکوش است، از پذیرش این سرنوشت امتناع میورزد و سفر خود را برای بقا با انجام هر کاری که لازم است، آغاز میکند.
مانهوای The Greatest Estate Developer در حال حاضر یکی از پرامتیازترین مانهواها در سایت MyAnimeList است که از عناوین محبوبی مانند Solo Leveling، The Legend of the Northern Blade و Tower of God پیشی گرفته است. این اثر یکی از معدود مانهواهایی با مقیاس داستانی باورنکردنی است که فراتر از قارهها و حتی مفاهیمی چون «بهشت» و «جهنم» میرود. داستان عمدتاً در یک دنیای فانتزی اتفاق میافتد و هیولاها، اژدهایان و گونههای دیگری از موجودات مانند الفها و اورکها در آن حضور دارند. علاوه بر این، طرح داستان سرعت مناسبی دارد و کمدی آن با آثار هنری درخشان، در سطحی فوقالعاده قرار دارد.
۹. شرورها محکوم به مرگ هستند (Villains Are Destined to Die)

یک دانشجوی معمولی پس از شنیدن صحبتهای اطرافیانش، جدیدترین بازی محبوب «اوتومه» (Otome) را امتحان میکند. او حالت عادی بازی را بیش از حد آسان میبیند و با شخصیت شرور داستان، «پنهلوپه اکهارت»، همدردی میکند. وقتی حالت سخت بازی را امتحان میکند، دشواری آن بسیار بیشتر از قبل است، اما او قبل از اینکه از فرط خستگی بمیرد، آن را کامل میکند. اما قبل از اینکه چیزی بفهمد، به همان دنیای بازی و در بدن همان شخصیت شرور تناسخ پیدا کرده است.
مانهوای Villains Are Destined to Die جوهر واقعی اشرافیت را در یک قلمرو فانتزی به طور کامل به تصویر میکشد. این اثر به بررسی بازیهای قدرت، سیاست و ضرورت دفاع از جایگاه در هر لحظه میپردازد. در نتیجه، پنهلوپه (قهرمان داستان) باید از هوش خود استفاده کند و سخت بجنگد تا حتی کوچکترین احترامی را از اطرافیانش به دست آورد. او باید دائماً به دنبال شخصیتهای شناخته شده و ناشناخته، دیگر خانوادههای اشرافی و شاهزاده ظالم باشد. این مانهوا لحظات فوقالعاده و سناریوهای دردناک و دلخراشی دارد که خوانندگان را در داستان خود غرق میکند. همه شخصیتها قابل توجه هستند و با پیشرفت داستان به خوبی توسعه مییابند.
۸. راهنمای بقای شخصیت فرعی در آکادمی (The Extra’s Academy Survival Guide)

یک گیمر معمولی خود را در بدن «اد روتتیلور»، یک شخصیت شرور فرعی در بازیای که بازی میکرده، مییابد. بدتر از آن، او در بدترین لحظه ممکن تناسخ پیدا کرده است؛ زمانی که توسط خانواده روتتیلور طرد شده و از خوابگاههای آکادمی اخراج شده است. پس از پذیرش واقعیت جدیدش، او قسم میخورد که برای زنده ماندن هر کاری انجام دهد و تا حد امکان با شخصیتهای اصلی کمتر تعامل داشته باشد تا داستان را مختل نکند. با این حال، مردم متوجه تغییر او میشوند و به دور او جمع میشوند و لحظهای آرامش برایش باقی نمیگذارند.
علیرغم فرضیه ساده، مانهوای The Extra’s Academy Survival Guide دارای یک جهانسازی خوب توسعهیافته است که با پیشرفت داستان رشد میکند. داستان و پسزمینه زیادی در پشت این دنیا و شخصیتهایش وجود دارد که قهرمان داستان در صورت نیاز با خوانندگان به اشتراک میگذارد. علاوه بر این، خوانندگان قهرمان داستان را به خاطر اقدامات قاطع و طبیعت سختکوشش دوست دارند. او هر کاری که میتواند انجام میدهد تا اطمینان حاصل کند که جهان از خط داستانی اصلی منحرف نمیشود. اگرچه مانهوا کاملاً بر روی آکادمی متمرکز است، اما سایر بخشهای جهان نیز به خوبی کاوش شدهاند.
۷. شرور را بکش (Kill the Villainess)

«اریس» که به عنوان یک شخصیت شرور تناسخ یافته، هر روش ممکنی را برای رسیدن به مرگی زودهنگام و بازگشت به خانه در کره امتحان میکند. با این حال، او مدام شکست میخورد و همچنان در دنیای رمانی که فقط آن را سرسری خوانده بود، محبوس میماند. اطرافیانش به تحقیر و سرزنش او ادامه میدهند تا زمانی که او نقش خود را به عنوان یک شخصیت فرعی ایفا کند. سرانجام، او شخصیت خود را میپذیرد و سعی میکند نقش شرور را بازی کند تا زمانی که راهی برای بازگشت به دنیای واقعی خود پیدا کند.
بسیاری از طرفداران، مانهوای Kill the Villainess را به خاطر هنر زیبا و داستانی که احساسات هر شخصیت را به تصویر میکشد، تحسین میکنند. این اثر به برخی از موضوعات مهم دنیای واقعی با ظرافت و بلوغ میپردازد. از نظر مقیاس جهان، هر جزئیات به طور پیچیدهای تعریف و کاوش شده است. از سیستمهای سیاسی گرفته تا ویژگیهای شخصیتی فردی، این مانهوا هیچ جزئیات ناگفتهای باقی نمیگذارد. همچنین در به تصویر کشیدن یک ضدقهرمان خوب که فقط برای شرارت، شرور نیست، کار بزرگی انجام میدهد. علاوه بر این، مانهوا کیفیت خود را به طور مداوم تا پایان حفظ میکند.
۶. از الوهیت نازل شده (Descended from Divinity)

«جونگهیوک بک» یک فرمانروای قدرتمند در دنیای موریم بود که خود را در بدن «رومن دیمیتری»، پسر یک بارون، مییابد. صاحب اصلی بدن فقط به زندگی لوکس به عنوان یک اشرافزاده با شخصیتی پست و بیارزش وسواس داشت. پس از اطلاع از محیط اطراف خود، جونگهیوک تصمیم میگیرد از زندگی جدید خود نهایت استفاده را ببرد و یک بار دیگر به اوج برسد.
با قدرتی که در اختیار دارد، ممکن است جونگهیوک سطحی به نظر برسد، اما او به همان اندازه از خرد و مهارتهای تصمیمگیری فوقالعادهای برخوردار است که او را به یک قهرمان بدبین و همهفنحریف تبدیل میکند. از همان ابتدا، او ذهن خود را بر روی ایستادن در قله قاره متمرکز میکند اما برای رسیدن به آن عجله نمیکند. او تصمیمات هوشمندانهای میگیرد که به او کمک میکند به سرعت به سمت هدفش پیشرفت کند. همانطور که او راه خود را به سوی قله میپیماید، خوانندگان یک دنیای فانتزی پر از پادشاهیها و جناحهای مختلف را کشف میکنند که سعی در شکست یکدیگر دارند. قهرمان داستان در مرکز همه اینها قرار دارد، بازی خود را انجام میدهد و از تصمیماتی که دیگران نمیتوانند بگیرند، نمیترسد.
۵. آشغال خانواده کنت (Trash of the Count’s Family)

«کیم روکسو» ناگهان به عنوان اشرافزاده دائمالخمر و مشکلساز، «کیل هنیتوس»، در دنیای رمان «تولد یک قهرمان» بیدار میشود. طبق رمان اصلی، سرنوشت کیل این است که توسط قهرمان داستان، «چوی هان»، کتک بخورد و به زودی با پایانی وحشتناک روبرو شود. با این حال، کیم قصد ندارد اجازه دهد داستان طبق طرح اصلی پیش برود. بنابراین، او از دانش خود از رمان برای گرفتن تصمیمات حیاتی استفاده میکند تا به خانوادهاش کمک کند ثروتمند شوند و بتواند زندگی آسانی داشته باشد. او همچنین قصد دارد آثار باستانی را برای محافظت از خود در برابر رویدادهای خطرناک به دست آورد.
مانند وبناول اصلیاش، مانهوای Trash of the Count’s Family یکی از محبوبترین مانهواهای ایسکای است. داستان بسیار فراگیر و قهرمان آن دوستداشتنی است. او فقط برای اطمینان از بقای خود و بدون ایفای نقش قهرمان، در سناریوهای اصلی دنیای رمان دخالت میکند. با این حال، او هر از چند گاهی به شخصیتهای کلیدی کمک میکند تا اطمینان حاصل کند که سناریوی اصلی طبق انتظار پیش میرود. جهان به زیبایی و با جزئیات توصیف شده است و خوانندگان قارهها، پادشاهیها و گونههای نژادی مختلفی را تجربه میکنند.
۴. بازیکن (Player)

«هئو سول جین» یک دانشآموز دبیرستانی معمولی است که از نظر اجتماعی ناجور است و زندگی یکنواختی دارد. پس از ارسال یک «بهترین کامنت» در یک وبتون، او به دنیای همان وبتون که در یک برج اتفاق میافتد، منتقل میشود. نویسنده وبتون معلوم میشود که خدایی است که آن دنیا را نظارت میکند و میخواهد هئو حرفهایش را ثابت کند. در نتیجه، هئو اکنون در دنیای جدید گیر افتاده است و فقط برای زنده ماندن تلاش میکند.
مانهوای Player به عنوان یک ایسکای معمولی شروع میشود اما با پیشرفت داستان، در دنیای خود بیشتر توسعه مییابد. ممکن است شروع کندی داشته باشد، اما طرفداران آن را به عنوان یکی از بهترین مانهواهای مبتنی بر نبرد تحسین کردهاند. اگرچه قهرمان داستان ممکن است در فصلهای اولیه دوستداشتنی نباشد، اما توسعه شخصیتی او این نقص را جبران میکند. هنر زیباست و صحنههای اکشن قابل ستایش هستند. علاوه بر این، هر شخصیت یک پسزمینه مناسب دارد که به آنها شخصیت کافی در انگیزهها و توسعهشان میبخشد.
۳. من به یک ظالم در بازی دفاعی تبدیل شدم (I Became the Tyrant of a Defense Game)

یک استریمر فوقالعاده و گیمر مشتاق، یکی از محبوبترین بازیها را در سختترین حالت آن شکست میدهد. همانطور که سرنوشت میخواهد، او دعوتی از توسعهدهنده بازی دریافت میکند و به بدن «شاهزاده آش» در دنیای بازی تناسخ پیدا میکند. علاوه بر این، او خود را در اولین نبردی مییابد که شاهزاده آش در آن شکست خواهد خورد. بدون از دست دادن امید، او از دانش بازی خود برای فرماندهی همه به سوی پیروزی استفاده میکند. بعداً، توسعهدهنده بازی خود را به عنوان یک خدای کوچک جهان نشان میدهد و قول میدهد اگر به پایان واقعی جهان برسد، او را بازگرداند. او این چالش را با ارادهای تازه برای زنده ماندن میپذیرد.
مانهوای I Became the Tyrant of a Defense Game که در دنیایی جنگزده اتفاق میافتد، یک اثر عالی است که در آن قهرمان داستان به جای قدرت، از هوش خود استفاده میکند. اگرچه او یک سیستم جادویی دارد، اما ضعیف است و فقط میتواند دستور دهد. برخلاف سایر مانهواهای ژانر مشابه، موجود برتری که او را به این دنیا آورده، همچنان در کنار اوست. او با راهنماییهای گاه و بیگاه به قهرمان داستان کمک میکند تا به هدف نهایی یعنی رسیدن به «پایان واقعی» دست یابد. جنگی که بیداد میکند، بینش خوبی به خوانندگان میدهد زیرا قهرمان داستان برای مبارزه با انواع مختلف هیولاها در مکانهای مختلف میرود.
۲. داستان بقای یک پادشاه شمشیر در دنیای فانتزی (Survival Story of a Sword King in a Fantasy World)

«هانبین ریو» به تازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بدون هیچ چشمانداز شغلی دیگری در زندگی سرگردان است. یک روز، او ناگهان به دنیایی فانتزی منتقل میشود و سیستمی که قرار بود به او کمک کند، پر از خطا است. در نتیجه، او بیش از بیست سال در مرحله آموزشی گیر افتاد. اگرچه او از آن مرحله خارج میشود، اما با تعجب متوجه میشود که همه در دنیای جدید علیه «دیگرجهانیان» شدهاند. در نتیجه، او تنها برای تضمین بقای خود باقی میماند.
علیرغم شروع کند، Survival Story of a Sword King in a Fantasy World یک مانهوای عالی با یک قهرمان سرگرمکننده است. حتی اگر او ممکن است بیش از حد قدرتمند باشد، دنیا برای او آسان نیست و او سهم خود را از مشکلاتی که نمیتواند با زور حل کند، تجربه میکند. جهان با پیشرفت داستان به خوبی با جزئیات توصیف میشود و مانهوا شخصیتهای به یاد ماندنی بسیاری را معرفی میکند. این شخصیتها در فصل دوم بیشتر توسعه مییابند و هنر مانهوا داستان را تکمیل میکند.
۱. تمدن سحابی (Nebula’s Civilization)

«سونگ-اون چوی» بازیکن برتر بازی محبوب «دنیای گمشده» است که در آن فرد باید با ایفای نقش خدای یک تمدن، بر آن نظارت کند. با این حال، او و چند بازیکن دیگر از همان بازی توسط یک موجود مرموز به دنیای واقعی بازی منتقل میشوند. آنها دعوت میشوند تا با ایفای نقش شخصیتهای خود و نظارت بر تمدن، به خدایان بازی جدید تبدیل شوند. سونگ-اون از این فرصت خوشحال است و قصد دارد به خدای نهایی این قلمرو جدید تبدیل شود.
مانهوای Nebula’s Civilization یکی از منحصربهفردترین مانهواها با یک ایده و مفهوم عالی است. قهرمان داستان به دنیای دیگری منتقل میشود و به عنوان یک خدا با دیگر بازیکنان، که هر کدام از منطقهای متفاوت شروع میکنند، عمل میکند. به عنوان بازیکن برتر بازی، او به طور دقیق استراتژیک عمل میکند و راههایی را برای دستیابی به آنچه که برایش تعیین کرده، برنامهریزی میکند. این همچنین یک مانهوای نادر است که در آن قهرمان داستان کاملاً در کانون توجه نیست، بلکه جهان در مرکز قرار دارد. در نتیجه، خوانندگان ظهور تمدن را از ابتدا در یک محیط فانتزی تجربه میکنند.
حرف آخر
مانهواهای ایسکای که در این لیست معرفی شدند، تنها بخشی از دنیای وسیع و شگفتانگیز این ژانر هستند. هر کدام از این آثار با جهانسازی دقیق، شخصیتهای بهیادماندنی و داستانهای حماسی، تجربهای منحصربهفرد را برای خوانندگان رقم میزنند. اگر به دنبال فرار از دنیای روزمره و غرق شدن در قلمروهای فانتزی با مقیاسهای عظیم هستید، این عناوین بهترین نقطه برای شروع هستند.