۱۰. Pet Shop Of Horrors: اتمسفری گیرا در ساختاری آنتولوژی

روایت داستان به سبک آنتولوژی (هر قسمت یک داستان مجزا) در ژانر وحشت بسیار محبوب شده و مانگای Pet Shop of Horrors اثر ماتسوری آکینو، نمونهای قدرتمند از چگونگی پیادهسازی این ایده در دنیای مانگاست. این اثر حسی شبیه به یک نسخه ملایمتر از سریال کلاسیک The Twilight Zone دارد؛ در هر قسمت، مشتری جدیدی به فروشگاه حیوانات خانگی مرموز «کنت دی» سر میزند و داستانی نگرانکننده رقم میخورد. مانگا ریتمی سرگرمکننده و اعتیادآور دارد و گرچه وحشت آن ممکن است سنتیتر به نظر برسد، اما با فضاسازی پرتنش و سنگین خود، این موضوع را به خوبی جبران میکند.
۹. Homunculus: یک شیرجه بیپروا در وحشت روانشناختی

Homunculus یک مانگای وحشت روانشناختی عمیقاً آزاردهنده است که به بررسی مرزهای دردناکی میپردازد که برخی برای احساس خاص یا قدرتمند بودن، حاضرند از آنها عبور کنند. مانگای هیدئو یاماموتو، شخصیتی به نام «سوسومو» را معرفی میکند که از طریق یک عمل جراحی خطرناک به نام «ترپاناسیون» (سوراخ کردن جمجمه)، به قدرتهای روانی شدیدی دست پیدا میکند. هرچه سوسومو عمیقتر میشود، فاسدتر و آسیبدیدهتر شده و انسانیت خود را آرامآرام از دست میدهد و شروع به دیدن دنیا به شکلی گروتسک و عجیب میکند. Homunculus اثری تاریک و بیرحم است که تغییری جسورانه نسبت به وحشتهای سنتی محسوب میشود.
۸. As The Gods Will: وقتی خدایان به حیلهگرانی کینهتوز تبدیل میشوند

مانگای As the Gods Will از نظر فنی یک اثر «شونن» است که به سمت تعلیق و اکشن متمایل است، اما در عین حال سرشار از تهدیدهای تکاندهنده است. داستان این مانگا خودِ کابوس است؛ گروهی از دانشآموزان دبیرستانی مجبور میشوند برای سرگرمی و جلب رضایت خدایان، در رقابتهایی مرگبار و بیمارگونه شرکت کنند. این آزمونها و روشهای بیرحمانهای که خدایان برای مجازات به کار میگیرند، فوقالعاده وحشتناک است. حتی یک اقتباس سینمایی لایو-اکشن توسط کارگردان مشهور، تاکاشی میکه، ساخته شده که انرژی سورئال این مانگا را به خوبی به تصویر میکشد.
۷. Ichi The Killer: نگاهی تاریک به دنیای بیرحم جنایتکاران

مانگای گیرا و پرکشش Ichi the Killer اثر هیدئو یاماموتو، به لطف اقتباس سینمایی لایو-اکشن و دقیق تاکاشی میکه، محبوبیت زیادی کسب کرده است. مانگا حتی عمق بیشتری به شخصیت اصلی داستان میبخشد؛ یک قاتل حرفهای با روحی رنجدیده و شکننده. سفر «ایچی» واقعاً برای تماشا دشوار است و هنر یاماموتو به خوبی نشان میدهد که خشونت چقدر پدیدهای زشت و ویرانگر است. شاید Ichi the Killer در نگاه اول یک مانگای ترسناک به نظر نرسد، اما پر از تصاویر وهمآور، قاتلان سریالی هولناک و هیولاهای انسانی است.
۶. I Am A Hero: تزریق خونی تازه به ژانر زامبی

ژانر زامبی فارغ از رسانه، آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که دیگر تکراری شده است. همین موضوع، خلق اثری منحصربهفرد را دشوار میکند، اما I Am A Hero ثابت میکند که این کار هنوز هم ممکن است. مانگای کنگو هانازاوا در میانهی یک شیوع خونین زامبیها اتفاق میافتد، اما داستان با دیدگاه بینظیر شخصیت اصلیاش، «هیدئو»، یک مانگاکای ناموفق که خود را «قهرمان» مانگای زندگی واقعی میبیند، درخشان میشود. I Am A Hero به داستانی ترسناک تبدیل میشود که همزمان یک مطالعه شخصیتی خیرهکننده با طراحیهای هنری فوقالعاده زیباست.
۵. Ibitsu: یک افسانه شهری دلهرهآور در ابعادی جدید

داستان Ibitsu حول یک افسانه شهری میچرخد که طبق آن، اگر در نیمهشب دختری عجیب از شما سوالی بپرسد، او به طور سیستماتیک به عنوان خواهر کوچکتر وارد زندگیتان شده و در نهایت شما را خواهد کشت. «کازوکی»، بیخبر از این افسانه، طعمه او میشود و باید با این زن ترسناک و مرموز که رهایش نمیکند، دستوپنجه نرم کند. این مانگا به زیبایی حس وحشت را به تدریج افزایش میدهد و با پیشروی داستان، آزاردهندهتر و دلهرهآورتر میشود.
۴. Higurashi – When They Cry: روایتی پیچیده از مرگ و ابدیت

اثر Ryukishi07 با نام Higurashi – When They Cry به یک موفقیت بزرگ تبدیل شده و به شکلهای هیجانانگیز زیادی گسترش یافته است، اما سری مانگای آن هنوز هم برای کسانی که با آن آشنا نیستند، یک تجربه خواندنی شگفتانگیز است. داستان Higurashi حول گروهی از شخصیتهای جوان با طراحیهای بامزه و اغراقآمیز میچرخد که همین موضوع باعث میشود مرگهای ناگهانی و وحشیانه آنها تکاندهندهتر باشد. این مانگا تماماً درباره گمراهسازی و ساختارشکنی است و داستانی بسیار پیچیده را روایت میکند که شامل حلقههای زمانی، قاتلان سریالی و مضامین سنگین اگزیستانسیال است.
۳. Hideout: بازی موشوگربه مرگبار میان زن و شوهر

برخی مانگاهای ترسناک داستانهایی دارند که لزوماً ترسناک به نظر نمیرسند، اما وحشت از راههای دیگری مانند طراحیهای هنری خود را نشان میدهد. داستان مانگای Hideout اثر ماساسومی کاکیزاکی هیچ رحمی ندارد و باید فوراً هر طرفدار وحشتی را به خود جذب کند. زن و شوهری برای کنار آمدن با مرگ پسرشان به سفری میروند، اما مشخص میشود که نقشه اصلی شوهر این است که از این فرصت برای به قتل رساندن همسرش استفاده کند. Hideout یک اثر آرامسوز زیباست که نشان میدهد انسانها تا چه اندازه میتوانند شرور باشند.
۲. Freak Island: ترکیبی هولناک از روانیهای بیرحم

مانگای Freak Island اثر هوکازونو ماسایا به شدت تحت تأثیر سینمای اسلشر غربی است و هر کسی که طرفدار فیلمهای ترسناک آدمخواری مانند The Hills Have Eyes یا Wrong Turn باشد، احتمالاً از سری مانگای ماسایا لذت خواهد برد. گروهی از نوجوانان بیخبر در جزیرهای خطرناک رها میشوند، جایی که یک دیوانه ارهبرقی به دست و خانوادهاش به طور تهاجمی به دنبال شکار جدید خود هستند. Freak Island اثری اغراقآمیز است و گاهی کمی احمقانه به نظر میرسد، اما بیشتر اوقات موفق عمل میکند و شخصیتهای قاتل آن کاملاً پست و نفرتانگیز هستند.
۱. Suicide Circle: معمای قتلی جذاب و هولناک

جالب است بدانید که Suicide Circle اثر اوسامارو فورویا در واقع بر اساس فیلم لایو-اکشن Suicide Club به کارگردانی سیون سونو ساخته شده است، نه برعکس. با این حال، مانگا راههای متفاوتی برای القای وحشت نسبت به فیلم پیدا میکند. یک معمای عمیقاً گیرا در مرکز داستان وجود دارد، جایی که گروه بزرگی از دختران همگی به طرز عجیبی همزمان خودکشی میکنند. مانگا تلاش میکند تا پاسخهایی برای این مرگهای تکاندهنده ارائه دهد و از وقوع تراژدی مشابهی جلوگیری کند. حس اضطرار واقعی در اینجا موج میزند، زیرا مهلت برای جلوگیری از مرگهای بیشتر به سرعت نزدیک میشود.
حرف آخر
دنیای مانگاهای ترسناک، قلمرویی وسیع و پر از داستانهای تکاندهنده است که بسیار فراتر از آثار یک هنرمند، هرچقدر هم که بزرگ باشد، امتداد دارد. این ده مانگا تنها نمونهای کوچک از خلاقیت بینظیری هستند که در این ژانر وجود دارد. هر کدام از این آثار با رویکردی متفاوت، از وحشت روانشناختی گرفته تا اسلشرهای خونین، تجربهای منحصربهفرد از ترس را به شما هدیه میدهند. پس اگر به دنبال ماجراجوییهای جدیدی در دنیای وحشت هستید، به این لیست اعتماد کنید و خود را برای شبهای بیخوابی آماده کنید.