۱۰. مادربزرگ سیکو نسبت به مشکلات نوجوانان بیتفاوت است (Dandadan)

مادربزرگ سیکو یکی از شخصیتهای محبوب جدید انیمه Dandadan است. طرفداران او را به خاطر شخصیت گستاخ و بیتفاوتی عمومیاش نسبت به وحشتی که او را احاطه کرده است، دوست دارند. با این حال، مادربزرگ سیکو آنقدرها هم شخصیت بزرگی نیست. با وجود اینکه او تنها سرپرست نوهاش مومو است، بیشتر شبیه یک هماتاقی مزاحم با او رفتار میکند تا نوهاش.
علاوه بر این، مادربزرگ سیکو به طور فزایندهای با این واقعیت که گروهی نامتجانس از نوجوانان برای مقابله با شرارتهای غیرقابل تصور بیرون میروند، کنار آمده است. او برای یک بزرگسال که قرار است به نمایندگی از کودکانی که تحت سرپرستیاش هستند مداخله کند، بیش از حد بیخیال است. تماشای مادربزرگ سیکو سرگرمکننده است، اما او در کل از یک شخصیت «خوب» فاصله زیادی دارد.
۹. کافکا هیبینو بسیار جوانتر از سنش رفتار میکند (Kaiju No. 8)

وقتی انیمه Kaiju No. 8 برای اولین بار منتشر شد، مخاطبان مسنتر به سمت کافکا هیبینو هجوم آوردند زیرا این اولین باری بود که یک شخصیت شونن مسنتر را به عنوان قهرمان اصلی میدیدند. کافکا با سی و دو سال سن، یکی از مسنترین شخصیتهای اصلی در یک انیمه شونن است. با این حال، رفتارها و شوخیهای او بیش از حد شبیه به قهرمانان معمول انیمههای شونن است که نمیتوان از آن لذت برد. اگرچه او به خاطر تلاش برای آخرین شانس رسیدن به رویایش محبوب است، اما نگرش نابالغ و تمرکزش بر شوخیهای سطح پایین، او را کمتر دوستداشتنی میکند. با اینکه او به خاطر نقشی که در انیمه ایفا میکند همچنان محبوب است، اما این با تصویری که از خود به دیگران ارائه میدهد، همخوانی ندارد. اگر کافکا بیشتر شبیه یک بزرگسال و کمتر شبیه یک کودک بازیگوش رفتار میکرد، Kaiju No. 8 میتوانست پتانسیل بسیار بیشتری داشته باشد.
۸. آی هوشینو به اندازه کافی در اوشی نو کو روی صفحه نبود که اینقدر محبوب شود

طرفداران Oshi no Ko، آی هوشینو را به خاطر فداکاری فداکارانه و شخصیت درخشانش دوست دارند. با وجود سختیهایی که با آن روبرو بود، آی تمام تلاشش را کرد تا ضمن دنبال کردن رویاهایش، از دوقلوهایش مراقبت کند. آی بدون شک به دلیلی یک شخصیت محبوب است. با این حال، با حضور بسیار کوتاه او روی صفحه، سخت است که بگوییم او به عنوان یک شخصیت واقعاً چگونه بود.
قضاوت کردن آسان است زیرا او واقعاً فقط در قسمت اول حضور داشت. با این حال، به نظر میرسید که طرفداران مانند چسب به او چسبیدهاند. او یک شخصیت زیباست که بهترین کار را برای خانوادهاش انجام میدهد، اما مخاطبان از ابتدای داستان اطلاعات زیادی درباره او ندارند. با ادامه داستان، بینندگان تکههای بیشتری از داستان او را دریافت میکنند، اما آن تکهها هنوز به اندازه هایپ و محبوبیتی که او در اوج شهرت Oshi no Ko دریافت کرد، نمیرسند.
۷. کاگویا شینومیا در عشق جنگ است، میوکی شیروگانه را بازیچه و نادیده میگیرد

کاگویا شینومیا یک شخصیت فوقالعاده باهوش از انیمه Kaguya-Sama: Love Is War است. مردم او را به خاطر شخصیت ظاهراً سرد و احساسات درونی عاشقانهاش دوست دارند. اما هرچه بینندگان بیشتر او را تماشا میکنند، بیشتر مشخص میشود که او بیهوده لجباز و کنترلگر است. در حالی که هم کاگویا و هم میوکی شیروگانه سعی دارند یکدیگر را فریب دهند تا به احساساتشان اعتراف کنند، تلاشهای کاگویا ناجوانمردانهتر است. همچنین، با ادامه سریال، به نظر میرسد که شیروگانه میخواهد به او بگوید، اما نمیداند چگونه. کاگویا به سادگی در تمام طول سریال به خودش درباره احساساتش دروغ میگوید، منتظر است تا شیروگانه اولین قدم را بردارد و سپس او را نادیده میگیرد تا زمانی که او یک فستیوال کامل را برایش به هم میریزد.
۶. کویچی هایماواری یک کپی از ایزوکو میدوریا است (My Hero Academia: Vigilantes)

کویچی هایماواری یک شخصیت دوستداشتنی و قابل همذاتپنداری از My Hero Academia: Vigilantes است. به دلیل کوئرک و سنش، به او اجازه داده میشود کارهای بسیار بیشتری از شرکت در کلاس قهرمانی انجام دهد. جایگاه او به عنوان یک یاغی نیز الهامبخش است. متأسفانه، به غیر از شغل جانبیاش، کویچی چندان قهرمان اصلی جذابی نیست. کویچی مهربان، نجیب و شجاع است. اما اینها همه چیزهایی هستند که میتوان در مورد قهرمانان بیشمار گفت. او فقط یک کپی دیگر از ایزوکو میدوریا است، اگر به میدوریا یک کوئرک نسبتاً ناچیز داده میشد. آنها حتی وسواس یکسانی نسبت به آلمایت دارند. کویچی چیزی برای ارائه ندارد که میدوریا از قبل نداشته باشد.
۵. مائومائو در مقایسه با دیگر شخصیتهای خاطرات یک داروساز، خستهکننده است

مائومائو از The Apothecary Diaries قطعاً یک شخصیت منحصر به فرد و جالب است. اما این او را به آن شخصیت فوقالعادهای که طرفداران از او ساختهاند، تبدیل نمیکند. در اعماق وجود، مائومائو فقط یک شخصیت اصلی بدبین با بیتفاوتی اکتسابی نسبت به دنیای اطرافش است. مائومائو کودکی ایدهآلی نداشت، اما این موضوع شخصیت تقریباً بیاحساس او را توجیه نمیکند. تنها چیزهایی که او را هیجانزده میکنند، سموم و یک معمای خوب است. با چنین پسزمینهای، شخصیت مائومائو سزاوار دلایل بیشتری برای شخصیتش بود. در حال حاضر، به نظر میرسد تنها چیزی که به او انگیزه میدهد، مواد لازم برای آزمایشها و اطلاعاتش است. اگر به مائومائو ویژگیهای شخصیتی بیشتری داده میشد، میتوانست یک قهرمان فوقالعاده باشد. با این حال، او فاقد آن شور و اشتیاق به زندگی است که او را در دسته «شخصیت اصلی عالی» قرار دهد. وقتی شخصیتهای فرعی بسیار جالبتر از قهرمان اصلی هستند، حرفهای زیادی برای گفتن وجود دارد.
۴. ساتورو گوجو در جوجوتسو کایسن، مغرور و متکبر است

ساتورو گوجو مسلماً یکی از محبوبترین شخصیتهای انیمه در پنج سال گذشته است. جذابیت پرشور و چشمان آبی برقی او، او را به شخصیتی فوقالعاده محبوب تبدیل کرده است. با این حال، چیز زیادی در مورد گوجو وجود ندارد که نتوان در مورد بسیاری از شخصیتهای مربی دیگر مانند او در ژانر انیمه گفت. گوجو ممکن است خوشتیپ و بامزه باشد، اما تفاوت چندانی با دیگر شخصیتهای مشابه ندارد. در هسته وجودی خود، او یک شخصیت مغرور و متکبر با قدرت زیاد و خودآگاهی کم است. او نسبت به گتو همدلی دارد، اما اساساً با دانشآموزانش مانند هر جادوگر جوجوتسوی دیگری که در چشم او بیارزش هستند، رفتار میکند. عدم همدلی گوجو و شوخیهای گاه و بیگاه بیمزه او به مخاطبان یادآوری میکند که او آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
۳. سونگ جین-وو یک شخصیت شونن بیروح و استاندارد از سولو لولینگ است

صعود سونگ جین-وو به قدرت، الهامبخش و جالب است. او با قدرت و سرعت شگفتانگیزی به شاهکارهای جسورانهای دست مییابد. با این حال، هر چیزی که میتوان در مورد سونگ جین-وو گفت، تقریباً در مورد هر قهرمان انیمه شونن دیگری نیز صدق میکند. او ممکن است به عنوان یک شخصیت صادق و فروتن شروع کرده باشد، اما اکنون یک تایتان بیش از حد قدرتمند با ضخیمترین زره داستانی در بین هر شخصیتی است. پس از به دست آوردن قدرتهایش، سونگ جین-وو تغییر چندانی نمیکند. او از قبل از بیشتر هانترهای این سری قویتر است. حتی بزرگترین و ترسناکترین موجودات نیز وقتی با قدرت او روبرو میشوند، زیاد دوام نمیآورند. تماشای سونگ جین-وو سرگرمکننده است، اما طرفداران باید بپذیرند که او همان شخصیتی است که قبلاً بارها در انیمههای بیشمار دیدهاند.
۲. تانجیرو کامادو برای یک شیطانکش، بیش از حد مهربان است

تانجیرو کامادو تجسم یک «پسر خوب» است. او خوشبرخورد، خندان است و به نظر نمیرسد ذرهای منفیبافی در وجودش باشد. کمتر کسی از او بدش میآید و حتی کسانی که از او بدشان میآید نیز به مهارتهای شمشیرزنی او احترام میگذارند. متأسفانه، تانجیرو درست مانند بسیاری از شخصیتهای شونن است. او یک قهرمان نجیب با قلبی از طلاست و چیز دیگری برای توصیه کردن ندارد. تانجیرو قطعاً قوی است، اما بخش بزرگی از آن به نویسندگی و زره داستانی تقریباً نفوذناپذیر او برمیگردد. تانجیرو به قدری قدرتمند است که از موجوداتی که شیطانکشهای بهتری را کشتهاند، جان سالم به در میبرد. شخصیت تانجیرو در چارچوب داستانش به دلیل تاریکی آن و لزوم تمرینات گسترده، منطقی نیست. به تانجیرو نشان داده میشود که وسواسگونه تمرین میکند، اما به جای اینکه فداکار به نظر برسد، او فقط یک شخصیت «مری سو» است که هرگز مجبور نخواهد بود با عواقب سختتری برای وجودش روبرو شود.
۱. ایزوکو میدوریا در آکادمی قهرمانی من، بیپروا و مغرور است

ایزوکو میدوریا به نظر بیگناه و قابل همذاتپنداری میآید، اما او درست مانند اکثر قهرمانان شونن دیگر است. او نالان و ایدهآلگرا است اما هیچ انگیزه واقعی برای تغییر سرنوشتش ندارد تا زمانی که سرنوشت برای او تغییر کند. به محض اینکه قدرتهایش را به دست میآورد، اساساً هیچ رشد شخصیتی ندارد. او در حالی که سایر اعضای گروه در حال تغییر با زمان هستند، یک شخصیت راکد باقی میماند. همچنین این حس وجود دارد که هرچه My Hero Academia ادامه مییابد، میدوریا مغرورتر میشود. او آنقدر از خود مطمئن است که با میل و رغبت خود را در خطر میاندازد و دیگران را مجبور میکند تا برای نجات او وارد عمل شوند. میدوریا قهرمان نیست، او بیپروا است. او ممکن است قهرمان یک نمایش محبوب و سرگرمکننده باشد، اما این به آن معنا نیست که او سزاوار ستایشی است که دریافت میکند.