۵ سه‌گانه سینمایی بی‌نقص که حتی یک فیلم ضعیف هم ندارند

۵ سه‌گانه سینمایی بی‌نقص که حتی یک فیلم ضعیف هم ندارند
0 بازدید

سه‌گانه‌های سینمایی بسیار زیادی وجود دارند، اما تنها تعداد کمی از آن‌ها این افتخار را دارند که هر قسمتشان یک موفقیت تمام‌عیار محسوب شود. برای مثال، سه‌گانه پدرخوانده ساخته فرانسیس فورد کوپولا را در نظر بگیرید: فیلم‌های پدرخوانده (۱۹۷۲) و پدرخوانده: قسمت دوم (۱۹۷۴) وزن بسیار بیشتری نسبت به پدرخوانده: قسمت سوم (۱۹۹۰) دارند. فرنچایزهای دیگری مانند داستان اسباب‌بازی و ماتریکس زمانی سه‌گانه‌های موفقی بودند، اما دیگر شگفتی‌های سه‌فیلمی به حساب نمی‌آیند.

با توجه به اینکه هر فیلم باید تأثیرگذاری یکسانی در کل مجموعه داشته باشد، ساختن یک سه‌گانه کار آسانی است، اما اینکه یکی از فیلم‌ها زیر سایه بقیه قرار نگیرد، فوق‌العاده دشوار است. با وجود این چالش، سه‌گانه‌هایی وجود دارند که نه تنها امروز محبوب باقی مانده‌اند، بلکه هیچ فیلم بدی هم در میانشان نیست. با وجود اینکه برای این لیست تنها پنج گزینه انتخاب شده، مطمئن باشید که سه‌گانه‌هایی مانند بازگشت به آینده، قسمت‌های اصلی جنگ ستارگان، ایندیانا جونز و سری مرد عنکبوتی ساخته سم ریمی همگی در نظر گرفته شده بودند. با این حال، در نهایت این پنج سه‌گانه از هر نظر خود را از بقیه متمایز کردند.

فهرست مطالب

۵. سه‌گانه کاپیتان آمریکا هرگز خسته‌کننده نمی‌شود

کاپیتان آمریکا به همراه سربازان شیلد در سه‌گانه کاپیتان آمریکا

با بازی کریس ایوانز در نقش استیو راجرز/کاپیتان آمریکا، سه‌گانه کاپیتان آمریکا در دنیای سینمایی مارول بدون شک بهتر از سه‌گانه مرد آهنی است. فیلم کاپیتان آمریکا: اولین انتقام‌جو (۲۰۱۱) یک پیشینه داستانی محکم برای کاپیتان آمریکا، قهرمانی‌های او در طول جنگ جهانی دوم و چگونگی به پایان رسیدن حیات معلق او (یخ‌زده در زمان) را فراهم می‌کند. این فیلم که سباستین استن را نیز در نقش جیمز بوکانان «باکی» بارنز معرفی می‌کند، سرشار از اکشن، تعلیق و شوخ‌طبعی است که تماشای آن را جذاب می‌کند.

در فیلم بعدی، کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان (۲۰۱۴)، کاپیتان آمریکا به سرعت متوجه می‌شود که سازمان شیلد (S.H.I.E.L.D.) به طرز باورنکردنی فاسد است. برای اولین بار، کاپیتان آمریکا مجبور می‌شود دولت را به چالش بکشد و طبق شرایط خودش عمل کند. قسمت دوم که آنتونی مکی را در نقش سم ویلسون/فالکون (که در نهایت ردای کاپیتان آمریکا را به دوش می‌کشد) معرفی کرده و استن را دوباره در نقش سرباز زمستان بازمی‌گرداند، یک فیلم جاسوسی بی‌نقص با صحنه‌های مبارزه باورنکردنی و یک تجدید دیدار بسیار احساسی بین راجرز و بارنز است.

آخرین فیلم این سه‌گانه، کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی (۲۰۱۶)، از نظر فنی به عنوان یک فیلم انتقام‌جویان عمل می‌کند، زیرا کل گروه در آن حضور دارند (با تأکید ویژه بر تونی استارک/مرد آهنی). این فیلم تام هالند را در نقش پیتر پارکر/مرد عنکبوتی و چادویک بوزمن را در نقش تچالا/پلنگ سیاه معرفی می‌کند؛ و بی‌شک بهترین قسمت این مجموعه است. توسعه شخصیت کاپیتان آمریکا در هر سه فیلم به زیبایی به اوج می‌رسد؛ داستان فیلم مسحورکننده است و هیچ لحظه خسته‌کننده‌ای در آن وجود ندارد.

۴. سه‌گانه سه رنگ پر از پیچ و خم است

پوسترهای سه‌گانه سینمایی سه رنگ: آبی، سفید و قرمز

سه‌گانه سه رنگ به کارگردانی کریشتوف کیشلوفسکی (که منبع الهامی برای سه‌گانه سه کورنتو از ادگار رایت بود) یک تلاش مشترک بین فرانسه، لهستان و سوئیس است. هر قسمت داستانی متفاوت را روایت می‌کند و نمایانگر یک آرمان متفاوت فرانسوی است که از طریق پرچم فرانسه نمایش داده می‌شود. فیلم سه رنگ: آبی (۱۹۹۳) حول محور ژولی (ژولیت بینوش)، زنی که در سوگ مرگ همسر و دخترش است، می‌چرخد. داستان فیلم به طرز تکان‌دهنده‌ای احساسی است، بازی بینوش فوق‌العاده است و رویکرد کارگردانی کیشلوفسکی به طرز شگفت‌انگیزی پیچیده است.

فیلم دوم، سه رنگ: سفید (۱۹۹۴)، داستان کارول کارول (زبیگنیف زاماخوفسکی) را روایت می‌کند، مردی که پس از طلاق از دومینیک ویدال (ژولی دلپی) همه چیزش را از دست می‌دهد. وقتی کارول بالاخره شروع به سامان دادن به زندگی‌اش می‌کند، مأموریت خود را انتقام گرفتن از همسر سابقش قرار می‌دهد. از میان سه فیلم کیشلوفسکی، سه رنگ: سفید حس و حال سبک‌تری دارد. بازیگری‌ها عالی است، داستان پر از پیچ و خم است و اگرچه مضامین ارائه شده سنگین هستند (رها شدن، از دست دادن خود)، مقدار قابل توجهی طنز نیز در آن وجود دارد.

سه رنگ: قرمز (۱۹۹۴) آخرین قسمت این سه‌گانه است و عمدتاً به ولنتاین دوسو (ایرن ژاکوب)، یک مدل که با شخصیت‌های مختلف دیگر ارتباط برقرار می‌کند، می‌پردازد. با پیشرفت داستان، برای بیننده آشکار می‌شود که زندگی همه به طور پیچیده‌ای با یک هدف خاص به هم مرتبط است. با به پایان رسیدن آخرین فیلم سه‌گانه، مضامین و داستان‌های کیشلوفسکی در هر سه فیلم با هم تلاقی می‌کنند، حرکتی که به طرز خارق‌العاده و واقع‌گرایانه‌ای عمل می‌کند.

۳. سه‌گانه دلارها یک اثر پیشگامانه بود

کلینت ایستوود در نقش مرد بی‌نام در سه‌گانه وسترن اسپاگتی دلارها

سه‌گانه دلارها به کارگردانی سرجو لئونه (که سه‌گانه مرد بی‌نام نیز نامیده می‌شود) شناخته‌شده‌ترین و موفق‌ترین سری از وسترن‌های اسپاگتی است. با بازی کلینت ایستوود در نقش مرد بی‌نام، اولین فیلم، یک مشت دلار (۱۹۶۴)، حول محور کسب‌وکار مرد بی‌نام در سن میگل، شهری در مکزیک، می‌چرخد. بازی ایستوود بلافاصله او را به ستاره‌ای بین‌المللی تبدیل کرد، سبک کارگردانی لئونه در زمان اکران فیلم پیشگامانه بود و اکشن فراوان آن به سختی قابل چشم‌پوشی است.

قسمت دوم در فرنچایز لئونه، به‌خاطر چند دلار بیشتر (۱۹۶۵)، بازگشت مرد بی‌نام را به عنوان یک جایزه‌بگیر، به همراه لی وان کلیف در نقش سرهنگ داگلاس مورتیمر، به تصویر می‌کشد. این دو برای دستگیری ال ایندیو (جیان ماریا ولونته)، یک قانون‌شکن شرور، متحد می‌شوند. مانند فیلم اول، ایفای نقش ایستوود بالاتر از هر چیز دیگری قرار می‌گیرد؛ سکانس‌های اکشن به خوبی اجرا شده‌اند، داستان هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی است (حداقل در اولین تماشا)، و فیلم‌برداری در سطح بالایی قرار دارد.

فیلم پایانی در سه‌گانه لئونه، خوب، بد، زشت (۱۹۶۶)، یکی از بزرگترین وسترن‌هایی است که تاکنون ساخته شده است. در این فیلم، مرد بی‌نام («خوب») با توکو، «زشت» (ایلای والاک)، و چشم فرشته‌ای، «بد» (لی وان کلیف) متحد می‌شود. مانند قسمت‌های قبلی، بازی‌ها درخشان، داستان تکان‌دهنده و صحنه‌های مبارزه حماسی هستند. علاوه بر این، مناظر وسیع و نماهای طولانی просто نفس‌گیر هستند.

۲. سه‌گانه شوالیه تاریکی از نظر بصری خیره‌کننده است

هیث لجر در نقش جوکر در فیلم شوالیه تاریکی

فیلم‌های بتمن ساخته کریستوفر نولان یک اثر نابغه هستند (که با توجه به اینکه نولان هنوز فیلم بدی نساخته، جای تعجب ندارد). با بازی کریستین بیل در نقش بروس وین/بتمن، اولین فیلم، بتمن آغاز می‌کند (۲۰۰۵)، به عنوان یک داستان ریشه‌ای عمل می‌کند و رأس‌الغول (لیام نیسون) و مترسک (کیلین مورفی) را به عنوان شخصیت‌های شرور معرفی می‌کند. گروه بازیگران پرستاره اجراهای برجسته‌ای ارائه می‌دهند، داستان بسیار واقع‌گرایانه به نظر می‌رسد و البته، کارگردانی نولان به طرز فوق‌العاده‌ای با فیلم‌برداری غنی همراه می‌شود.

فیلم دوم در این فرنچایز، شوالیه تاریکی (۲۰۰۸)، بدون شک بهترین است. این فیلم هیث لجر را در نقش جوکر (آخرین نقش لجر قبل از مرگ غیرمنتظره‌اش) به نمایش می‌گذارد و حول تلاش‌های بتمن برای از پا درآوردن او، در کنار هاروی دنت (آرون اکهارت) و جیمز گوردون (گری اولدمن) می‌چرخد. چیزهای زیادی برای تحسین در این فیلم وجود دارد. بیل و لجر نقش‌های مکمل کاملی را ایفا می‌کنند، داستان به طرز باشکوهی بدون لحظه‌ای کسل‌کننده روایت می‌شود، فیلم‌برداری خیره‌کننده است، موسیقی هدفمند و پرتنشی دارد، صحنه‌های مبارزه به خوبی اجرا شده‌اند و غیره. به زبان ساده، این فیلم یک اثر واجب برای تماشا است.

آخرین فیلم در سه‌گانه نولان، شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (۲۰۱۲)، تام هاردی را در نقش بین، یک تروریست روشنفکر که خود را یک انقلابی می‌بیند، نه یک شرور، به تصویر می‌کشد. این فیلم همچنین سلینا کایل/زن گربه‌ای (آن هاتاوی) و تالیا الغول (ماریون کوتیار) را معرفی می‌کند. در حالی که نولان (به طور قابل درکی) برای ساختن قسمت سوم پس از شوالیه تاریکی مردد بود، این فیلم یک پایان رضایت‌بخش برای داستان بتمن فراهم می‌کند. همه شخصیت‌ها به شیوه خود می‌درخشند، سکانس‌های اکشن (مانند زمانی که بین یک زمین فوتبال را منفجر می‌کند) گیرا هستند و موسیقی متن هانس زیمر گیلاس روی کیک است.

۱. سه‌گانه ارباب حلقه‌ها یکی از بهترین فرنچایزهای فانتزی تاریخ است

فرودو بگینز با حلقه یگانه در سه‌گانه ارباب حلقه‌ها

هیچ سه‌گانه‌ای هنوز به اقتباس‌های ارباب حلقه‌ها ساخته پیتر جکسون نزدیک نشده است. فیلم اول، ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (۲۰۰۱)، بینندگان را با فرودو بگینز (الایجا وود)، حلقه یگانه و دنیای وسیع سرزمین میانه آشنا می‌کند. جهان‌سازی در اولین اقتباس جکسون بی‌نقص است؛ وود در نقش فرودو (و ناگفته نماند هر بازیگر دیگری) نمایش را می‌دزدد، جلوه‌های بصری خیره‌کننده هستند و فیلم در کل به رمان جی. آر. آر. تالکین وفادار است.

فیلم دوم، ارباب حلقه‌ها: دو برج (۲۰۰۲)، پس از اکران نامزد شش جایزه اسکار شد. به طور خلاصه، فیلم سه خط داستانی را به هم می‌بافد: تلاش‌های فرودو و سام‌وایز گمجی (شان آستین) برای نابود کردن حلقه یگانه با سفر به موردور، ماجراهای مری (دومینیک مانهن) و پیپین (بیلی بوید) پس از فرار، و درگیری قریب‌الوقوع، نبرد هلمز دیپ، علیه سارومان (کریستوفر لی). یک بار دیگر، اجرای همه بازیگران در سطح بالایی قرار دارد، جلوه‌های بصری پیشگامانه هستند، سه خط داستانی به خوبی بررسی شده‌اند و CGI برای زمان خود به خوبی استفاده شده است.

ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه (۲۰۰۳) همچنان یک موفقیت بزرگ انتقادی و تجاری باقی مانده است؛ در آن زمان، فیلم ۱۱ جایزه اسکار شگفت‌انگیز، از جمله بهترین فیلم، را از آن خود کرد. قسمت پایانی تلاش‌های نهایی فرودو برای نابود کردن حلقه یگانه در موردور را به نمایش می‌گذارد، علی‌رغم تلاش‌های گالوم (اندی سرکیس) برای دزدیدن شی برای خودش. تا آنجا که به پایان‌بندی سه‌گانه‌ها مربوط می‌شود، این یکی برنده قطعی است. حماسی بودن آن هرگز قابل اغراق نیست، با جلوه‌های بصری بی‌نقص، یک موسیقی متن شگفت‌انگیز، کارگردانی تاثیرگذار و جلوه‌های ویژه زیبا. همه چیز در این فیلم به طور منسجم کار می‌کند تا یک پروژه برجسته با یک نتیجه بسیار رضایت‌بخش خلق کند.

برچسب ها :

مقالات مرتبط

۲۰ فیلم کریسمسی برتر تاریخ که باید در کریسمس بینید

لیست بهترین فیلم های کریسمسی لایو اکشن برای تعطیلات ۲۰۲۵. از کمدی‌های خنده‌دار تا عاشقانه‌های گرم و کلاسیک‌های ابدی؛ اینجا خبری از کارتون نیست!

15 بهترین فیلم اقتباسی از بازی های ویدیویی (رتبه بندی شده)

آیا نفرین فیلم‌های اقتباسی از بازی‌های ویدیویی شکسته شده است؟ در این لیست جامع، ۱۵ تا از بهترین اقتباس‌های سینمایی از دنیای گیم را رتبه‌بندی کرده‌ایم تا ببینیم کدام فیلم‌ها توانسته‌اند روح بازی اصلی را به پرده سینما بیاورند.

اطلاعات فیلم Death Stranding: کارگردان، نقش هیدئو کوجیما

همه چیزهایی که باید درباره فیلم لایو-اکشن Death Stranding بدانید. از کارگردان جدید، مایکل سارنوسکی، تا نقش کلیدی هیدئو کوجیما و همکاری با استودیو A24.

نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها