کتاب ارباب حلقهها اثر جی. آر. آر. تالکین شاید معیار اصلی فانتزی مدرن را تعیین کرده باشد، اما این سهگانه سینمایی پیتر جکسون بود که داستان را به سطح جهانی از محبوبیت رساند. این فیلمها در مجموع هفده جایزه اسکار را از آن خود کردند و میلیاردها دلار در گیشه فروش داشتند. ارباب حلقهها به زودی به یک فرنچایز بزرگ تبدیل شد که اکنون شامل چندین فیلم فرعی و همچنین سریال شگفتانگیز و خوشساخت حلقههای قدرت (Rings of Power) از آمازون است.
با این حال، سهگانه اصلی در اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شد و به همین دلیل در مقایسه با گستره بصری سینمای امروزی، تا حدی قدیمی به نظر میرسد. اگرچه ارباب حلقهها همچنان یکی از محبوبترین فرنچایزهای فانتزی تمام دوران باقی مانده، اما چند مسئله قابل توجه در مورد این سهگانه وجود دارد. این به معنای آن نیست که این مجموعه ارزش تماشا ندارد؛ برعکس، هدف برجسته کردن برخی از بزرگترین دلایلی است که تماشای ارباب حلقهها را نسبت به دو دهه پیش به تجربهای سختتر تبدیل کرده است.
۱. حذف شدن بسیاری از عناصر مهم داستانی از فیلمها

قرار بود سهگانه ارباب حلقهها هزاران صفحه متن متراکم را در سه فیلم خلاصه کند؛ یک وظیفه هرکولی که به یک دستاورد بزرگ تبدیل شد. در این زمینه، پیتر جکسون کار خارقالعادهای در خلاصه کردن داستان بدون انحراف بیش از حد از خط داستانی اصلی انجام داد. از سوی دیگر، بسیاری از طرفداران از حذف تعداد زیادی از سکانسهای کتاب ناامید شدند. اطلاعاتی درباره شجرهنامهها و سنتهای فرهنگی به اندازه خود شخصیتها ضروری نیست، اما حذف برخی شخصیتها ضربه بزرگی بود.
مرگ سارومان برای انعکاس زندگیاش تغییر کرد و او در بالای برج اورتانک توسط خدمتکار رقتانگیزش، گریما، به قتل رسید. در حالی که رمانها یک فصل کامل را به پاکسازی شایر اختصاص داده بودند که غیبت آن در فیلم بازگشت پادشاه به شدت احساس میشد. علاوه بر این، لزومی به حذف تام بامبادیل نبود، زیرا شخصیت او نماینده قدرتی برتر بود که همیشه در دنیای تالکین نفوذ داشت. اکنون که سریال حلقههای قدرت در حال پر کردن جاهای خالی باقیمانده از ارباب حلقهها است، این شکافها حتی مطلقتر به نظر میرسند.
۲. استفاده بیش از حد از CGI در سهگانه

سهگانه ارباب حلقهها به خاطر استانداردهای بصری خود که ترکیبی از جلوههای عملی، مینیاتورها و CGI پیشگامانه بود، تحسین بیسابقهای را به دست آورد. فیلم یاران حلقه رویکردی حداقلی داشت و تنها در مواقع ضروری از CGI استفاده میکرد. در همین حال، دو برج با نبرد هلمز دیپ و موشنکپچر گالوم، جلوههای بصری خود را به سطح کاملاً جدیدی از شگفتی ارتقا داد، هرچند درخشش گالوم بیشتر مدیون اندی سرکیس است.
فیلم بازگشت پادشاه به شدت به CGI متکی بود؛ از نبرد دشتهای پلهنور و ارتش مردگان گرفته تا شهر زیبای گاندور. تماشاگران آن زمان به درستی از این جلوهها شگفتزده شدند، اما اکنون این افکتها اغراقآمیز و تاریخمصرفگذشته به نظر میرسند. صحنه سقوط گالوم به اعماق کوه هلاکت در حالی که حلقه یگانه را در دست دارد، نسبتاً ناشیانه به نظر میرسد و عملاً از عملکرد شایسته اسکار اندی سرکیس میکاهد. این جلوهها دیگر در دهه ۲۰۲۰ حرفی برای گفتن ندارند.
۳. شخصیتهای زن با استقلال و زمان حضور اندک در صفحه

جی. آر. آر. تالکین آثارش را با شخصیتهای مرد و زن پر کرده بود، اگرچه مردان اغلب سهم شیر را از توجه دریافت میکردند. این نباید او را از اعطای استقلال بیشتر به شخصیتهای زن خود باز میداشت، به جای اینکه آنها را مانند گالادریل، لوثین و آرون الهی جلوه دهد. اقتباسهای جکسون نیز این مشکل را آنطور که باید بهبود نبخشید. آرون نقش کمی بزرگتر به عنوان ناجی فرودو داشت، اما بقیه قوس شخصیتی او مملو از مایههای رمانتیک بود.
گالادریل نمادی از زنانگی نجیب است، یک جایگاه غیرضروری برای زنانی که با طبیعت سرسخت خود دنیا را شکل دادهاند. پیروزی ائووین بر پادشاه جادوگر آنگمار مستقیماً به جنسیت او مرتبط است و به طور زیرکانهای القا میکند که هر زنی میتوانست این شخصیت شرور قدرتمند را بکشد. زنان در ارباب حلقهها به نقشهای ثانویه مانند حامی، همسر و معشوقه تنزل یافتهاند. حتی ائووین نیز با خردهپیرنگ عشق نافرجامش به آراگورن در این دام میافتد.
۴. تکفرهنگی بودن و کلیشههای نژادی

اینکه تالکین به دورهای متفاوت تعلق داشت، استدلالی برای سرپوش گذاشتن بر نگاه مرزی-استعماری نویسنده است. در حالی که همه الفها در قلب خود مهربان هستند، آنها همچنین به وضوح شخصیتهای سفیدپوست هستند. سریال حلقههای قدرت سعی کرد این موضوع را با شخصیت آروندیر تغییر دهد، تاکتیکی که شکست خورد زیرا خیلی دیر انجام شد. در واقع، حتی دورفها، هابیتها و انسانها در ارباب حلقهها کاملاً سفیدپوست هستند. حتی یک بازیگر رنگینپوست در میان قهرمانان وجود ندارد.
برای مقایسه، تالکین هارادریمها و ایسترلینگها، دو نژاد از انسانها که از سائورون حمایت میکردند، را به عنوان شخصیتهای شرور بیکفایت به تصویر کشید. هر دوی این مردمان پوست و موی تیرهتری داشتند و تالکین این شخصیتهای شرقی و جنوبی را در تقابل با خلوص غرب قرار داد. این مفهوم اروپامحور به ترکیبی از شرورنمایی و بیگانهسازی متکی است که در فانتزی امروزی نمیتواند و نباید پذیرفته شود.
۵. نسخه Extended به اندازه نسخه سینمایی در دسترس نیست

همانطور که قبلاً ذکر شد، پیتر جکسون سهگانه خود را برای سینما سادهسازی کرد و هر صحنهای را که به نظرش برای خط داستانی اصلی غیرضروری بود، حذف کرد. با این حال، کارگردان بسیاری از این صحنهها را در نسخههای Extended گنجاند که در مجموع دو ساعت طولانیتر از نسخههای سینمایی هستند. هرچند انتظار میرفت که در دسترس بودن پلتفرمهای استریم، نسخههای Extended را به دست مردم برساند، اما همیشه اینطور نیست.
در حالی که پلتفرمهایی بودهاند که نسخه کارگردان را برجسته کردهاند، نسخههای سینمایی همیشه رایجترین نسخه در سرویسهای استریم بودهاند. آزاردهندهتر اینکه، پیشبینی اینکه یک سرویس چه زمانی نسخه Extended را در دسترس قرار میدهد غیرممکن است. طرفداران میتوانند آنها را روی بلوری Ultra HD تهیه کنند، اما این یک هزینه اضافی است که ارزشمند به نظر نمیرسد. بینندگان باید با کاملترین شکل سهگانه درگیر شوند و نباید این همه مانع در فرآیندی وجود داشته باشد که در غیر این صورت روان و کارآمد است.
۶. اشباع فرهنگی طرفداران را بیحس کرده است

ارباب حلقهها با یکی از رایجترین مشکلاتی که فرنچایزهای جهانی با آن روبرو هستند، مواجه شده است: اشباع بیش از حد. سهگانه سینمایی میلیاردها دلار از فروش بلیط و ویدئوهای خانگی به دست آورد و همچنان یک موضوع بحث مکرر است. انتشار اسپینآفهایی مانند جنگ روهیریم و فیلم آینده شکار گالوم، به طور مداوم این فرنچایز را در چشم عموم نگه میدارد. با این حال، حلقههای قدرت احتمالاً بزرگترین عامل این اشباع است.
علاوه بر این، سهگانه جکسون بیپایان توسط رسانهها و طرفداران مورد نقد، ارجاع و طنز قرار گرفته است. افرادی که حتی یک ثانیه از فیلمها را ندیدهاند، احتمالاً کل داستان را از طریق مجموعه میمها و ارجاعاتی که در اینترنت فراوان است، میدانند. دیگر هیچ پیچش داستانیای وجود ندارد که بتواند غافلگیری واقعی ایجاد کند؛ رستاخیز گندالف، خیانت بورومیر و ادعای نهایی فرودو بر حلقه یگانه برای دههها بخشی جداییناپذیر از فرهنگ عامه بودهاند.
۷. فانتزی امروز بسیار ساختارشکنانهتر از ارباب حلقهها است

اگرچه تماشای دوباره ارباب حلقهها در سال ۲۰۲۵ ممکن است مانند همیشه هیجانانگیز باشد، اما بینندگان جدید با یک مشکل منحصر به فرد روبرو هستند. فانتزی از زمان پیتر جکسون به طور قابل توجهی تکامل یافته است و بهترین داستانها اغلب ساختارشکنانهترین آنها هستند. سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) تقریباً بلافاصله با به تصویر کشیدن دنیایی پیچیده با طیف متنوعی از ارزشها و اخلاقیات، تاج را از ارباب حلقهها ربود. خاندان اژدها (House of the Dragon) نیز همین روند را دنبال کرد و به طور موثر دنیای واقعی را از طریق روایتهای فانتزی منعکس کرد.
در همین حال، در ارباب حلقهها وضوح اخلاقی بیش از حدی وجود دارد که داستان را از احساس اصالت و قابل همذاتپنداری دور میکند. با چند استثنای بسیار نادر، قهرمانان همیشه خوب و شرورها همیشه بد هستند. و با این حال، قرن بیست و یکم جایی برای دیدگاههای سیاه و سفید ندارد. در واقع، داستانهای فانتزی جدیدتر نیز برای فراتر رفتن از کهنالگوهای کلیشهای، ژانرها را با هم ترکیب کردهاند. ارباب حلقهها دیگر به اندازه کافی جذاب یا منحصر به فرد نیست.
۸. ترس از بازسازی، فشار را بر نوستالژی افزایش داده است

بازسازیها، که مسلماً یکی از آزاردهندهترین مسائل در رسانههای امروزی هستند، جهان را به تسخیر خود درآوردهاند. بسیاری از استودیوها ترجیح میدهند روی پروژههای موفق قبلی سرمایهگذاری کنند تا اینکه چیزی کاملاً جدید را تأمین مالی کنند، که منجر به موجی از ریبوتهای ناخواسته شده است. هری پاتر در حال تبدیل شدن به یک سریال تلویزیونی است که دقیقاً همان داستان فیلمها را دنبال خواهد کرد، هرچند وعده داده شده که اقتباس وفادارانهتری باشد. و البته موج بیپایان بازسازیهای لایو-اکشن دیزنی وجود دارد که تعداد کمی از طرفداران حتی درخواست آن را داشتند.
اگرچه اقتباس مجدد از ارباب حلقهها با توجه به تمام پروژههای جانبی سفارش داده شده برای این فرنچایز بعید به نظر میرسد، اما حتی ایده یک ریبوت نیز ناخوشایند است. در حال حاضر نوستالژی در حال محو شدنی وجود دارد که طرفداران باید با آن کنار بیایند و این فشار بیشتری بر نحوه مصرف سهگانه فیلم توسط بینندگان وارد میکند. برخی خواهان یک ریبوت برای اصلاح تمام مشکلات ذکر شده در این مقاله هستند، در حالی که برخی دیگر میخواهند شاهکارشان همانطور که هست حفظ شود. تنش بین نوستالژی و تفسیر، ارباب حلقهها را به میدان نبردی برای میراث سینمای فانتزی تبدیل میکند و باعث میشود تماشای دوباره آن کمتر رضایتبخش باشد.