۹. تایتانهای نوجوان (Teen Titans)

تایتانهای نوجوان یک سریال فوقالعاده مهم بود که نقش بزرگی در کمک به جریان اصلی شدن داستانهای انیمهای و ابرقهرمانی ایفا کرد. در حالی که بسیاری از سریالهای انیمیشنی ابرقهرمانی دیگر تأثیرات کوچکی از انیمه گرفتهاند، این سریال با آغوش باز به سمت قراردادهای دراماتیک و کمدی این مدیوم رفت. این انیمه محصول ۲۰۰۳، با ترکیب نویسندگی پرانرژی، شخصیتهای دوستداشتنی و اکشن عالی، تا به امروز طرفداران وفاداری دارد.
برای پنج فصل، تایتانهای نوجوان داستان گروهی متشکل از پنج قهرمان جوان، یعنی رابین، استارفایر، سایبورگ، بیست بوی و ریون را دنبال میکرد که برای محافظت از جهان در برابر شر میجنگیدند و درگیر ماجراهای پوچ و خندهدار میشدند. این انیمه عمدتاً به خاطر خطوط داستانی جدی و بالغانهاش به یاد آورده میشود و به خاطر عمقی که توانست به شخصیتهایش بدهد و تاریکی که به نمایش گذاشت، سزاوار تمام اعتباری است که دریافت میکند. همزمان، این سریال به عنوان یک کمدی خلاقانه و خندهدار نیز شایسته تقدیر بیشتری است.
۸. بوندوکز (The Boondocks)

بوندوکز یکی از غیرمتعارفترین و جسورانهترین انیمیشنهای تمام دوران است که حداقل در سه فصل اول خود، به ندرت در رسیدن به اهدافش شکست خورد. این سریال داستان خانواده پر هرج و مرج و ناکارآمد فریمن را دنبال میکند که از شیکاگو به حومه ثروتمند و عمدتاً سفیدپوست وودکرست نقل مکان میکنند. بوندوکز با کمدی سیاه و نیشدار خود، جنبههای مختلف جامعه آمریکا را بیرحمانه به سخره میگیرد و تمرکز ویژهای بر رابطه آن با فرهنگ معاصر سیاهپوستان در آن زمان دارد.
با وجود اینکه ۲۰ سال از اولین پخش آن میگذرد، بسیاری از تفسیرهای اجتماعی بوندوکز امروزه نیز کاملاً مرتبط هستند. این سریال هرگز از پرداختن به موضوعات بالغانه ترسی نداشت و همیشه موفق میشد این کار را بدون افتادن در دام تاریکی بیش از حد و با حفظ خنده انجام دهد. هر یک از اعضای خانواده فریمن به خودی خود نمادین هستند، بازیگران مکمل به خوبی آنها را تکمیل میکنند و صحنههای مبارزه گاه و بیگاه به سبک انیمه با حضور هیوئی، همیشه یک نقطه قوت بزرگ است.
۷. ویچ (W.I.T.C.H)

سریال W.I.T.C.H که اغلب در سایه رقیب موفقتر خود، یعنی Winx Club، قرار گرفته، یک کلاسیک دستکم گرفته شده است که سزاوار توجه بیشتری است. با الهام از انیمههای کلاسیک دختران جادویی مانند Sailor Moon، این سریال داستان پنج دختر نوجوان را دنبال میکند که به عنوان نگهبانان حجاب (Guardians of the Veil) انتخاب میشوند و وظیفه دارند با استفاده از قدرت پنج عنصر، از فرار شیطان به دنیایشان جلوگیری کنند. این انیمه تمام ویژگیهای یک سریال دختران جادویی شگفتانگیز را دارد: شخصیتهای اصلی دوستداشتنی، دوستیهای قدرتمند بین آنها، جهانسازی خلاقانه و تعادل محکم بین درام شخصی و اکشن عرفانی.
W.I.T.C.H یک خط داستانی کلی قوی را با داستانهای اپیزودیک کوچکتر که به زندگی ویل، ایرما، تارانی، کورنلیا و هی لین میپردازد، متعادل میکند. این انیمه پیچشهای داستانی واقعاً تکاندهنده، شخصیتهای مکملی تقریباً به اندازه نگهبانان تأثیرگذار و انیمیشنی باکیفیت برای زمان خود ارائه میدهد. متأسفانه این سریال تنها برای دو فصل پخش شد، اما هم فصل اول با سرعت آرامتر و هم فصل دوم پر از اکشن، شایسته توجه بیشتری هستند.
۶. آواتار: آخرین بادافزار (Avatar: The Last Airbender)
![]()
آواتار: آخرین بادافزار چهره انیمه آمریکایی است و بیست سال پس از اولین نمایش، فرنچایزی که ایجاد کرد هنوز هم موفق است. این سریال داستان آواتار آنگ و دوستانش را روایت میکند که او در تلاش برای تسلط بر هر چهار عنصر است تا بتواند جهان را از دست ملت آتش امپریالیستی نجات دهد. آخرین بادافزار معمولاً برتر از سایر سریالهای انیمیشن غربی قرار میگیرد. این امر عمدتاً به دلیل ماهیت کاملاً سریالی، شخصیتهای پیچیده و چندبعدی، مضامین عمیق و سکانسهای اکشن تماشایی آن است.
جدا از جنبههایی که معمولاً مورد ستایش قرار میگیرند، آواتار از جهات دیگری نیز موفق است. این سریال حس ماجراجویی جذابی دارد، دنیای آن غنی و شگفتانگیز است و با وجود اینکه داستانی جدی دارد، هرگز از خنداندن مخاطب غافل نمیشود. آواتار: آخرین بادافزار اغلب کامل نامیده میشود و اگر اپیزود “شکاف بزرگ” را نادیده بگیریم، بحث کردن علیه این ادعا دشوار است.
۵. کسلوانیا و کسلوانیا: ناکترن (Castlevania & Castlevania: Nocturne)

انیمههای آمریکایی و سریالهای انیمیشنی مبتنی بر بازیهای ویدیویی میتوانند بسیار پرریسک باشند، به همین دلیل موفقیت عظیم Castlevania برای بسیاری غافلگیرکننده بود. در طول چهار فصل، داستان ترور بلمونت با فضای گوتیک و وهمآلود، قهرمانان به طرز شگفتانگیزی دوستداشتنی و صحنههای مبارزه درخشان، مخاطبان را شگفتزده کرد. و به جای اینکه پس از چهار فصل به درستی به پایان برسد، انیمه به Castlevania: Nocturne تغییر مسیر داد که سطح کیفیت را حتی بالاتر برد.
Castlevania ممکن است از داستانهای بازیهای ویدیویی الهام بگیرد، اما داستان آن کاملاً متعلق به خودش است و برای کسانی که هیچ دانشی از این فرنچایز طولانیمدت ندارند، کاملاً قابل دسترس است. با این حال، برای طرفداران بازیهای کسلوانیا، این انیمه به طور منظم راههایی برای قرار دادن ایستر اگها پیدا میکند، بدون اینکه از تمرکز اصلی خود منحرف شود. همانطور که از یک سریال الهامگرفته از ژانر وحشت انتظار میرود، بزرگترین نقطه قوت کسلوانیا شخصیتهای شرور آن هستند، به طوری که دراکولا، کارمیلا، آیزاک و درولتا در هر صحنهای که حضور دارند، توجه را به خود جلب میکنند.
۴. روبی (RWBY)

برخلاف اکثر انیمههای آمریکایی شناختهشده، RWBY در ابتدا توسط یک استودیوی انیمیشن بزرگ ساخته نشد، بلکه توسط گروهی از خالقان مستقل آنلاین خلق شد. با این حال، در طول دوازده سال گذشته، به یک فرنچایز عظیم تبدیل شده است، با نه فصل و اسپینآفهای متعدد در اشکال مختلف رسانهای و فصل دهمی که در حال حاضر در مرحله پیشتولید است. این موفقیت گواهی بر جذابیت و قلب تپندهای است که در مرکز RWBY قرار دارد، علیرغم اینکه نویسندگی و انیمیشن آن گاهی اوقات میتواند خام به نظر برسد.
در ابتدا، RWBY تیم همنام خود از شکارچیان در حال آموزش را دنبال میکند که برای مبارزه با گریمهای تهدیدآمیز که جامعه آنها را تهدید میکنند، آموزش میبینند، قبل از اینکه در نهایت به یک داستان ماجراجویی جهانی تبدیل شود. گروه شخصیتهای آن عظیم است و دهها نفر از آنها به راحتی قابل دوست داشتن و تشویق هستند. دنیای آن توجه مخاطب را میطلبد و باعث میشود طرفداران همیشه بخواهند بیشتر بدانند و، به خصوص در چند فصل اول، صحنههای مبارزه آن نفسگیر است. RWBY به دلیل ریشههای غیرصیقلی خود همیشه آسانترین انیمه برای شروع نیست، اما اگر به آن فرصت داده شود، طرفداران جدید میتوانند شکوفایی آن را مانند یک گل رز ببینند.
۳. سامورایی جک (Samurai Jack)

با نادیده گرفتن فصل آخر بحثبرانگیزش، Samurai Jack یک سریال تقریباً بینقص است. این اثر با ترکیب فانتزی و علمی-تخیلی، قهرمان کمحرف و همنام خود را دنبال میکند که توسط تجسم شیطان، آکو، به آیندهای دیستوپیایی پرتاب میشود و او را مجبور میکند در جهان سرگردان شود و برای یافتن راهی برای بازگشت به خانه تلاش کند. این انیمه که کاملاً اپیزودیک است، تمرکز خود را از داستانی به داستان دیگر تغییر میدهد، گاهی اوقات اکشن استایلیزه و عالی را در اولویت قرار میدهد و گاهی دیگر کاملاً به جنبههای کمدیتر دنیای عجیبی که جک در آن ساکن است، متمایل میشود.
در حالی که جک ممکن است به خصوص پرحرف نباشد، او همچنان موفق میشود یک قهرمان جذاب باشد، حتی زمانی که دشمنان را به پر زرق و برقترین شکل ممکن از بین نمیبرد. شرورهایی که جک با آنها روبرو میشود، در تضاد با سامورایی، سرشار از شخصیت هستند که برجستهترین آنها آکو است که به راحتی یکی از سرگرمکنندهترین شرورها در هر انیمه آمریکایی است. بزرگترین نقطه قوت سامورایی جک ثبات آن است، زیرا در طول پخش اصلی خود، به سختی میتوان یک اپیزود بد در کل آن پیدا کرد.
۲. انیماتریکس (The Animatrix)

فیلمهای انیمه آمریکایی به طور استثنایی نادر هستند، که گیجکننده است زیرا The Animatrix بیش از ۲۰ سال پیش ثابت کرد که چقدر میتوانند خارقالعاده باشند. انیماتریکس که یک اسپینآف از فیلمهای ماتریکس است، یک فیلم آنتولوژی شامل چندین داستان کوتاه است که در همان جهان چهارگانه علمی-تخیلی کلاسیک جریان دارند. همه فیلمهای کوتاه از نظر کیفیت برابر نیستند، اما همگی سرشار از تخیل و شور هستند، از تکنیکهای انیمیشن متفاوتی استفاده میکنند و همگی به طرق مختلف به غنیسازی دنیای تاریک خود کمک میکنند.
نقطه برجسته واضح انیماتریکس، «رنسانس دوم، بخشهای ۱ و ۲» است که به طرز ماهرانهای چگونگی به وجود آمدن دنیای ماتریکس را به تصویر میکشد و همزمان تفسیرهای اجتماعی و سیاسی که این فرنچایز به آن مشهور است را پیادهسازی میکند. دیگر آثار قوی این مجموعه شامل Beyond، World Record و Matriculated هستند. حتی با وجود اینکه قسمتهای ضعیفتر هنوز بالاتر از اکثر فیلمهای کوتاه انیمیشنی قرار میگیرند، انیماتریکس یک اثر واجب برای تماشا برای طرفداران ماتریکس و انیمه است.
۱. آرکین (Arcane)

این گواهی بر کیفیت فصل اول Arcane است که، صرف نظر از حواشی فصل دوم، همچنان میتوان آن را به عنوان یکی از بزرگترین آثار رسانهای ساخته شده در تمام دورانها مشاهده کرد. اگرچه ممکن است اقتباسی از بازی ویدیویی League of Legends باشد، فصل اول آرکین خود را کاملاً جدی میگیرد و در این فرآیند، داستانی غنی و دلخراش درباره طبقات اجتماعی و یک جفت خواهر نفرینشده روایت میکند. داستانگویی باشکوه آن با یک موسیقی متن فراموشنشدنی، دنیایی جذاب و انیمیشنی الهامبخش تکمیل میشود.
شخصیتهای آرکین به طرز ماهرانهای نوشته و صداپیشگی شدهاند که برجستهترین آنها جینکس، وای و سیلکو هستند و داستانگویی بصری این سریال در میان انیمههای آمریکایی تقریباً بیرقیب است. و در حالی که جلوههای بصری به طور مداوم باورنکردنی هستند، هرگز بیشتر از صحنههای مبارزه پرتحرک و با دقت طراحی شده انیمه نمیدرخشند. فصل اول آرکین تنها نه قسمت دارد، که آن را به یک انتخاب آسان برای تماشای سریع برای هر طرفدار انیمه تبدیل میکند.