داستانی در حد و اندازههای یک سریال نتفلیکس

اگر کمپین داستانی اصلی Spider-Man فصل اول یک سریال نتفلیکسی از مرد عنکبوتی بود، بدون شک مشتاقانه منتظر فصل دوم آن میماندیم. این یک اعتبار بزرگ برای داستانپردازی بازی است که از طریق صحنههای خوشساخت و با بازیگری عالی ارائه میشود و باعث میشود مخاطرات حتی برای شخصیتهای فرعی که زمان زیادی روی صفحه ندارند، معنادار به نظر برسد. ترکیب بازی از عناصر دنیای اسپایدی، تازه و دلنشین است و بیش از حد شیفته منبع اصلی خود نیست. انگیزههای همه منطقی است و بسیاری از شخصیتهای به ظاهر شرور، مانند مستر نگاتیو، با یک لایه همدردی به تصویر کشیده شدهاند تا از افتادن در دام پوچی جلوگیری کنند.
داستان بازی با جنگی بر سر قلمرو بین ویلسون فیسک (کینگپین) و مارتین لی (مستر نگاتیو) آغاز میشود. از اینجا به بعد، بازی اساطیر موجود مرد عنکبوتی را با تغییری جزئی بازگو میکند. پیتر پارکر یک دانشمند است که روزهایش را در یک آزمایشگاه موقت روی پروژهای جدید کار میکند. عمه می در یک پناهگاه بیخانمانها به نام F.E.A.S.T کار میکند و مری جین واتسون یک خبرنگار تحقیقی در دیلی بیوگل است. در پایان، دنیای پیتر زیر و رو میشود و بازی به سوالات سیاسی درباره نحوه اداره یک شهر نیز میپردازد، هرچند پاسخهایش به اندازه نتیجهگیری داستان ابرقهرمانیاش رضایتبخش نیست.
هنر تار زدن: لذت خالص پرواز در نیویورک
تمام فعالیتهای تکراری بازی نه تنها قابل تحمل، بلکه در واقع نفسگیر میشوند، فقط به این دلیل که حس مرد عنکبوتی بودن در این بازی فوقالعاده است. این بازی یک پلتفرمر سندباکس است که بر یادگیری استفاده از تواناییهای ژیمناستیک شگفتانگیز با سهولت و مهارت تأکید دارد. اگرچه این تمام چیزی نیست که بازی میتوانست باشد، اما صراحتاً کافی است.
تار زدن ساده است. یک دکمه را برای اتصال به نزدیکترین سکو و دکمه دیگری را برای شلیک تارهای جانبی و به جلو راندن خود فشار میدهید. اما اصطکاک کافی برای واقعی به نظر رسیدن آن وجود دارد. به کنار یک ساختمان برخورد کنید و شروع به دویدن در امتداد آن خواهید کرد. یک تار را بدون رها کردن نگه دارید و در نهایت شروع به تاب خوردن به عقب خواهید کرد. این سیستم فوقالعاده آسان و سرراست است و در عین حال، ظرافتهای کوچکی دارد که به آن یک منحنی یادگیری میدهد، مانند کودکی که برای اولین بار روی تاب مینشیند.
در نهایت، ریتمهای ساده اما منحصر به فرد هر حرکت تار را یاد گرفتم و آنها را مانند یک هنرمند بندباز به هم متصل میکردم. برای پیچیدن تند در جایی مانند میدان تایمز، اجازه میدادم جریان طبیعی، مرد عنکبوتی را دورتر از آنچه میخواستم ببرد، با علم به اینکه اجازه دادن به مانور قبلی برای طی کردن مسیر کاملش، بازگشت به مسیر جدید را آسانتر میکند. وقتی زمانبندی را یاد گرفتم، به راحتی حرکات را به یکدیگر میدوختم و یک رقص زیبا خلق میکردم که به من اجازه میداد شتاب کافی را برای پرتاب خودم به هر کجا که میخواستم، حفظ کنم. احساس میکردم تمام عمرم مرد عنکبوتی بودهام.
مبارزات: رقصی بینقص از مشت، جاخالی و تار
مبارزات نیز به همان اندازه روان و جذاب است. مشت زدن، جاخالی دادن و تار زدن به دشمنان، همگی در یک رقص بینقص با هم ترکیب میشوند که با اضافه شدن گجتهای جدید، پیچیدهتر میشود. مانند تار زدن، عناصر موقعیتی در کنترلها وجود دارد که بسته به زمانبندی، منجر به نتایج متفاوتی میشود. نگه داشتن دکمه مربع دشمن را به هوا پرتاب میکند، در حالی که نگه داشتن مثلث دشمن را به سمت شما میکشد و او را گیج میکند. اگر در هوا باشید، نگه داشتن مربع به شما اجازه میدهد یک ضربه چرخشی با تار اجرا کنید. جاخالی دادن بینقص در لحظه مناسب، به شما این امکان را میدهد که به طور خودکار به مهاجم تار بزنید و یک ضدحمله طولانیتر را آماده کنید.
مبارزات گاهی اوقات بیشتر شبیه به نواختن یک ساز موسیقی است تا وارد کردن مکانیکی دستورات کنترلر. خستهکننده نمیشود. تار زدن دشمنان به دیوارها، جاخالی دادن از راکتها و ساختن یک نوار کامبو برای اجرای حرکات تمامکننده سینمایی، حتی پس از صدها مبارزه همچنان هیجانانگیز است.
نیویورک: شهری زیبا اما سطحی

به همان اندازه که مکانیکهای اصلی بازی دقیق و واکنشگرا هستند، منهتن بازی Spider-Man نیز به همان اندازه نفسگیر است. سفر از وال استریت تا سنترال پارک مانند یک ماجراجویی حماسی است. در سراسر نسخه بازی از شهر نیویورک، مجموعهای از جزئیات معماری و جلوههای نوری، مناظر خیرهکنندهای را برای تاب خوردن ایجاد میکنند. میدان تایمز در شب با نور ماشینها و تابلوهای نئونی میدرخشد. طلوع خورشید در شرق منهتن، نور را بر روی خلیج میریزد و بر فراز آسمانخراشها در یک برخورد زیبای طبیعت و تمدن پخش میشود که تقریباً هر کسی را به فکر نقل مکان به این شهر بزرگ میاندازد.
چندین جزئیات با هم ترکیب شدهاند تا به طرز ماهرانهای پل ارتباطی بین نیویورک واقعی و نیویورکی که برای تماشایی بودن تجربه مرد عنکبوتی لازم است، ایجاد کنند. ساختمانهای شیشهای، بازتابی تقریبی از محیط اطراف خود را نشان میدهند و شهر را پویا و درخشان جلوه میدهند. میتوان از پنجرههایی که مرد عنکبوتی از روی آنها میخزد به داخل نگاه کرد و رنگ یخچال یک آپارتمان یا تعداد صندلیهای یک میز ناهارخوری ساده را دید. با این حال، با وجود تولید گرانقیمت و خوشساخت، شهر مجازی بازی به ندرت فراتر از یک نمایش زیبا میرود و همیشه این حس را میدهد که هر اتفاقی که میافتد، برای منفعت شما اتفاق میافتد.
منهتن بازی، اگرچه در نگاههای گذرا و هنگام تار زدن خیرهکننده است، اما از نزدیک خالی به نظر میرسد. بخشهای طولانی از شهر فاقد هرگونه فرصتی برای تعامل هستند—نه در موزهای برای باز کردن، نه کامیون غذایی برای خرید فلافل، و نه نمایشی برای شرکت کردن. شهر پر از انبوهی از افراد ناشناس است که همیشه به جایی میروند اما هرگز کار زیادی انجام نمیدهند. در بیشتر موارد، یک خط نامرئی دنیای آنها را از دنیای مرد عنکبوتی جدا میکند.
دوگانگی از دست رفته: بیشتر مرد عنکبوتی، کمتر پیتر پارکر
یکی از بزرگترین ضعفهای بازی، عدم تمرکز بر زندگی دوگانه پیتر پارکر است. در داستان بازی، پیتر ظاهراً بخشی از روزهایش را به عنوان یک جوان بیست و چند ساله صرف تلاش برای ایجاد یک حرفه در رباتیک پیشرفته میکند. ما کمتر چیزی از آن میبینیم. در حالی که بازی با نمایش آشفتگی پیچیده زندگی پیتر در آپارتمانش آغاز میشود. با یک اخطار اجاره عقبافتاده که از زیر در به داخل انداخته شده. او هرگز زمان زیادی برای تمیز کردن آشفتگی زندگی خودش پیدا نمیکند. در واقع، خیلی زود در بازی او از آپارتمانش اخراج میشود و از آن به بعد، بیشتر نگرانیهای دنیوی از ذهن او و بازی پاک میشوند.
آنچه همیشه در مورد مرد عنکبوتی دوستداشتنی بوده، دیدن تلاش یک جوان سردرگم برای انجام کار درست و همزمان مدیریت هزینههای اجتماعی ناشی از داشتن یک زندگی دوگانه است. در اکثر بخشهای این بازی، او فقط یک زندگی دارد. بازیهای گذشته را میتوان به خاطر عدم کاوش در جنبه پارکر از مرد عنکبوتی با توجه به محدودیتهایشان بخشید، اما Spider-Man با یک تور سینمایی و مجلل از آپارتمانی که بازیکنان هرگز فرصت کاوش آن را پیدا نمیکنند، آغاز میشود و سپس زمان بازیکن را به حل معماهای منطقی در آزمایشگاه یا ملاقات با عمه می در پناهگاه بیخانمانها محدود میکند.
جایی که بازی در نمایش بخشهایی از زندگی مرد عنکبوتی که مربوط به پیتر پارکر است کوتاهی میکند، نمیتوان به راحتی با شلیک یک تار کاملاً زمانبندیشده آن را جبران کرد. اغلب، دامنه جهان باز بازی به طرز ناامیدکنندهای محدود به نظر میرسد. اما به عنوان موتوری برای ارضای امیال ساده مرتبط با مبارزات آرکید و چالشهای پلتفرمینگ، بازی به طرز شگفتانگیزی خوب عمل میکند.
حکم نهایی: بهترین تجربه مرد عنکبوتی تا به امروز؟
Marvel’s Spider-Man به عنوان یک زمین بازی برای یکی از منحصر به فردترین ابرقهرمانان تمام دوران، یک لذت خالص است. این در درجه اول یک پلتفرمر سندباکس است و یک پلتفرمر بسیار خوب. پس از ساعتهای بیشماری که صرف پاک کردن تکتک آیکونها از روی نقشه شد، متقاعد شدهام که این تجربه جابجایی ابرقهرمانی بینظیر در یک نسخه زیبا و ایدهآل از نیویورک، به تنهایی کافی است.
در پایان روز، شیرجه زدن از بالای ساختمان امپایر استیت و تاب خوردن در خیابانهای زیرین به عنوان مرد عنکبوتی اینسامنیاک، یکی از بهترین و باحالترین حسهایی است که تاکنون در یک بازی تجربه کردهام. با وجود ضعفهایش در عمقبخشی به دنیای بازی و شخصیت پیتر پارکر، این بازی به خاطر هسته اصلی گیمپلی خود یعنی حس واقعی مرد عنکبوتی بودن یک شاهکار محسوب میشود.
سوالات متداول
آیا برای فهمیدن داستان باید با دنیای مرد عنکبوتی آشنا باشم؟
خیر. بازی داستان منحصر به فرد خود را روایت میکند و شخصیتها را به خوبی معرفی میکند. این یک نسخه جدید و تازه از دنیای مرد عنکبوتی است که هم برای طرفداران قدیمی و هم برای تازهواردان جذاب است.
مکانیک تار زدن (Web-Slinging) در این بازی چگونه است؟
تار زدن در این بازی به عنوان یکی از بهترین سیستمهای حرکتی در تاریخ بازیهای ویدیویی شناخته میشود. این سیستم مبتنی بر فیزیک است، به این معنی که تارهای شما باید به ساختمانها متصل شوند. این مکانیک بسیار روان، هیجانانگیز و یادگیری آن لذتبخش است.
آیا بازی دارای فعالیتهای جانبی متنوعی است؟
بله، نقشه بازی پر از فعالیتهای جانبی مانند متوقف کردن جنایات، پاکسازی پایگاههای دشمن، جمعآوری کولهپشتیهای قدیمی و انجام چالشهای مختلف است. اگرچه این فعالیتها پس از مدتی تکراری میشوند، اما به دلیل لذتبخش بودن سیستم حرکتی، انجام آنها همچنان سرگرمکننده است.
آیا این بازی به سری فیلمهای مرد عنکبوتی یا کمیکها مرتبط است؟
خیر، این بازی در دنیای منحصر به فرد خود (معروف به Earth-1048) جریان دارد و داستان آن کاملاً مستقل از فیلمها و خطوط اصلی کمیکها است، اگرچه از هر دو الهام گرفته است.
