داستانی از استثمار و بقا در سیسیل

داستان، انزو فاواارا، کارگری را دنبال میکند که امیدوار است روزی با پسانداز پول کافی برای خرید آزادیاش، زندگی بهتری در آمریکا پیدا کند. یک روز، معدن گوگردی که در آن جان میکند، فرو میریزد و باعث مرگ دوستش گائتانو در زیر آوار میشود. مضامین انقلاب و حقوق طبقه کارگر در ساعات ابتدایی Mafia: The Old Country در مرکز توجه قرار دارند.
پس از عمری بردگی برای دستمزدی ناچیز و مشاهده مرگ گائتانو، انزو سرانجام شجاعت خود را جمع میکند تا با مباشر معدن، ایل مرلو از خانواده جنایتکار اسپادارو، روبرو شود. انزو که خود را مغلوب مییابد، موفق به فرار شده و ناخواسته وارد قلمرو خانواده جنایتکار توریسی میشود. ایل مرلو او را تعقیب میکند، اما دونِ خانواده، برناردو توریسی، درست زمانی که انزو در شرف کشته شدن است، او را نجات میدهد.
به خانواده خوش آمدی
دون به ایل مرلوی وحشتزده تشر میزند زیرا او در قلمرو توریسی گرفتار شده و این کار میتواند جرقهای برای جنگ بین دو خانواده جنایتکار باشد. انزو با درک نفوذ و قدرت دون، در نهایت پیشنهاد او را برای پیوستن به خانواده توریسی میپذیرد و آن را به عنوان بلیت طلاییای میبیند که برای رهایی از شرایط کاری اسفناکی که در آن بزرگ شده، به دنبالش بوده است.
پس از پیوستن به خانواده، طولی نمیکشد که انزو خود را در طرف مقابل مبارزات کارگری مییابد. او به عنوان یک مجری قانون، اعتصاب یک اتحادیه را برای حفظ نظم برای دون، در هم میشکند. این یک تقابل جذاب است که سقوط تاریک انزو به زندگی مافیایی را پیشبینی میکند، اما این جنبه کمی خام به نظر میرسد. در حالی که فیلم انیمیشن اخیر Transformers One نگرانیهای خود را در مورد کارگران استثمار شده تا اوج هیجانانگیز خود به شیوهای صریحتر به پیش برد، The Old Country، در مقابل، از این مضامین بیشتر به عنوان یک زیرمتن برای درک نهایی انزو استفاده میکند که دخالتش در خانواده توریسی با نوعی استثمار خاص خود همراه است.
رویای آمریکایی: انگیزهای قدرتمند
یک هدف شرافتمندانه، اما نحوه اجرای آن به گونهای است که انگار The Old Country این ایدهها و تمام قدرت طنیناندازشان را به نفع یک داستان جنایی متعارفتر، هرچند خوشساخت، درباره تلاش برای موفقیت و ترک زندگی جنایتکارانه برای همیشه، کنار میگذارد.
با این حال، داستان در نهایت به شیوهای رضایتبخش به هم میپیوندد. با پیشرفت شما، هر یک از درخواستهای دون خونینتر و خطرناکتر میشود تا زمانی که انزو متوجه میشود که او چیزی جز وسیلهای برای رسیدن به هدف نیست، ابزاری درست مانند هر کارگر دیگری. از قضا، قبل از پایان، انزو میآموزد که مسیری که انتخاب کرده و به نظر میرسید ممکن است او را به آزادی و تجمل برساند، تنها زندگی او را بسیار محدودتر از آن چیزی کرده که اگر در معادن میماند، احتمالاً میبود.
دوست فقید انزو، گائتانو، یک کارت پستال داشت که عمویش از امپایر بی، محل وقوع Mafia II و بازآفرینی خیالی از مناطق شهری ساحل شرقی مانند نیویورک، برای او فرستاده بود. در آن، عموی گائتانو نوشته بود که به محض ورودشان به آمریکا، به آنها استیک و تخممرغ خواهد داد، یک پیشرفت بزرگ نسبت به جیرههای ناچیز نانی که هنگام کار در معادن دریافت میکردند. و با گذشت سالها، انزو هنوز آن را با خود حمل میکند، به عنوان یادگاری از دوستش و رویایی که با هم داشتند، و به عنوان الهامبخش برای رسیدن به هدفش یعنی رسیدن به آمریکا. این یک انگیزه قدرتمند برای انزو است، و هرچه بیشتر در این کار کشیده میشود، قدرت گزنده دستنیافتنی بودن را به خود میگیرد.
تراژدی انزو و شخصیتهای بهیادماندنی

در نهایت، داستان انزو یک تراژدی است. البته او هیچ اطلاعی ندارد که در آن سوی اقیانوس، مهاجران ایتالیایی نیز با به حاشیه رانده شدن و شرایط اقتصادی ضعیف روبرو هستند که برخی از آنها را به پیوستن به گروههای جنایت سازمانیافته مانند مافیای آمریکایی سوق میدهد. مطمئناً، یک وعده غذایی استیک و تخممرغ خوب به نظر میرسد، اما هر آنچه میدرخشد طلا نیست. حتی اگر او به سواحل آمریکا میرسید، انزو به طور بالقوه میتوانست خود را در موقعیت مشابهی در آمریکا گرفتار ببیند و دوباره به دنبال راهی برای خروج از جنایت سازمانیافته باشد. مهم نیست چه مسیری را طی کند یا به کجا برود، او همیشه با موانع غیرقابل حلی روبرو خواهد شد که او را از زندگی بیدغدغه و ثروتمندی که تصور میکرد، باز میدارد. این نخهای روایی قوی، علاقه من را به The Old Country حفظ کرد و داستان آن را به چیزی بسیار فراتر از مجموعهای از کاتسینها برای حمایت از لحظات گیمپلی متوسط تبدیل کرد.
اگرچه داستان فراز و نشیبهای خود را دارد، اما در تمام طول مدت از گروه بازیگران مکمل فوقالعاده و اجراهای درخشان صداپیشگان بهره میبرد. در میان خانواده توریسی، نگرش جسورانه بهترین رفیق انزو، چزاره، خونخواری درون قهرمان ما را بیرون میکشد، در حالی که مربیاش، لوکا، به انزو خرد میآموزد تا مطمئن شود که بیش از حد درگیر نمیشود. دون، کلیشهایترین شخصیت مافیایی در میان آنهاست و بر خانواده و وفاداری بیش از هر چیز دیگری تمرکز دارد، اما تعاملات بین شخصیتها باعث میشود آنها چیزی فراتر از اعضای معمولی جنایت سازمانیافته به نظر برسند.
گیمپلی: بازگشت به گذشته، به شکلی ناخوشایند

در دوبله انگلیسی، تمام صداپیشگان با لهجههای سنگین ایتالیایی صحبت میکنند، اما نه به شکلی که توهینآمیز، کلیشهای یا مضر به نظر برسد. در واقع، این به اصالتی که سری مافیا به آن شهرت دارد، میافزاید. دوبله سیسیلی نیز عالی است و میتواند غوطهوری شما را افزایش دهد. البته هشدار منصفانه، لبخوانی شخصیتها در آن نسخه به خوبی دوبله انگلیسی هماهنگ نیست.
در حالی که روایت و شخصیتها ویژگیهای جذابی دارند، وقتی نوبت به گیمپلی میرسد، هر جنبهای از The Old Country شبیه به چیزی از اواخر دهه ۲۰۰۰ یا اوایل دهه ۲۰۱۰ به نظر میرسد. عمق چندانی در هیچکدام از بخشهای آن وجود ندارد.
مخفیکاری و تیراندازیهای تاریخمصرفگذشته
سکانسهای مخفیکاری استانداردی شبیه به آنچه در The Last of Us وجود دارد، در بازی گنجانده شده است. شما فقط پشت دشمنان خود میخزید و سپس آنها را خفه میکنید. انزو حتی حالت «رادار» اجباری خود را دارد که حالت غریزه نامیده میشود و به او اجازه میدهد دشمنان را از پشت دیوارها ببیند. هوش مصنوعی ضعیف دشمنان نیز به این بخشها کمکی نمیکند، زیرا آنها به طرز احمقانهای فریب سکهها و بطریهایی را میخورند که انزو میتواند به عنوان عامل حواسپرتی پرتاب کند. برای یک بازی با مضامین انقلابی، مکانیکهای مخفیکاری هر چیزی هستند جز انقلابی. برای بدتر کردن اوضاع، چند بخش مخفیکاری وجود دارد که اگر گرفتار شوید، منجر به باخت فوری (Instant Game Over) میشود و اینها هرگز سرگرمکننده نیستند.
سپس، البته، درگیریهای مسلحانه تمامعیار وجود دارد و اسلحههایی که به دست میآورید برای کاری که انجام میدهند، خوب هستند. انتخاب شما شامل تپانچهها، تفنگها و شاتگانهاست—طبیعتاً هیچکدام از راکتلانچرها و شارژرهای C4 بازی Mafia III در اینجا وجود ندارد تا واقعاً اوضاع را انفجاری کند.
خود گانپلی شبیه به یک کاور-شوتر معمولی—برای مثال Uncharted—اجرا میشود. در آن بازی، همانند این یکی، من فقط مدام از پشت سنگر بیرون میآمدم تا به سر دشمنان شلیک کنم و ادامه دهم. گهگاه در The Old Country، یک دشمن تنها به من نزدیک میشد یا یک نارنجک پرتاب میشد تا مرا از سنگرم بیرون بکشد، اما اینها به سختی چالشی ایجاد میکردند (حتی در درجه سختی سخت) و واقعاً منجر به تیراندازیهای هیجانانگیز نمیشدند.
مبارزات تنبهتن ناامیدکننده

در نهایت، مبارزات با چاقو وجود دارد که معمولاً برای لحظات سینمایی رزرو شده و شما را در برابر آنتاگونیستهای اصلی قرار میدهد. اگرچه قرار بود اینها رویاروییهای دراماتیک و محوری باشند، اما در عمل کاملاً ناامیدکننده هستند و بیشتر شامل منتظر ماندن برای حمله باس هستند تا بتوانید حمله او را دفع (Parry) کرده و ضربه بزنید. من اغلب خودم را در حال تکرار همین استراتژی برای برنده شدن مییافتم. شما همچنین میتوانید گارد حریف خود را بشکنید، اما در تجربه من، فاصلهگذاری هرگز درست به نظر نمیرسید. در طول مبارزه با باس نهایی، فاصله قابل توجهی بین ما وجود داشت، اما حمله شکستن گارد من به نوعی همیشه متصل میشد، حتی اگر به نظر نمیرسید که اینطور باشد. با این حال، من این پیروزیها را پذیرفتم زیرا فقط میخواستم کل ماجرا را تمام کنم.
دنیای باز نیمهکاره و نتیجهگیری نهایی
خلاصه نقد Mafia: The Old Country:
- توسعهدهنده: Hangar 13
- پلتفرمها: PC, PS5, Xbox Series X|S
- نکات مثبت: داستان خوب، شخصیتهای عالی، اصالت فرهنگی.
- نکات منفی: گیمپلی تاریخمصرفگذشته، دنیای باز نیمهکاره.
- زمان بازی شده: حدود ۱۸ ساعت. بازی در درجه سختی سخت تمام شد.
Mafia: The Old Country شباهتهایی با اولین بازی مافیا دارد، مانند یک دنیای باز الصاقی و محدود که بازیکنان میتوانند بین اهداف اصلی یا در حالت «گشتوگذار آزاد» (Free Roam) آن را کاوش کنند. بزرگترین مشکل این گزینه این است که در حالی که چند مکان دیدنی اینجا و آنجا وجود دارد که میتوانید از آنها عکس بگیرید، کار دیگری جز گشت زدن و جمعآوری آیتمهای کلکسیونی وجود ندارد. هیچ مأموریت جانبی یا مینیگیمی برای شرکت در آن وجود ندارد. این حرف عجیبی است با توجه به اینکه Mafia III به خاطر دنیای باز متورم خود مورد انتقاد قرار گرفت و رویکرد سادهتر The Old Country خوشایند است. اما دنیای باز یک اقدام نیمهکاره غیرضروری است؛ بازی باید حتی بیشتر به سمت یک ساختار خطی شبیه به طراحی مأموریت به سبک Max Payne 3 متمایل میشد و گزینه گشتوگذار در دنیای بیروح و غیرجذابش را به طور کامل حذف میکرد.
داستان Mafia: The Old Country به اندازه کافی خوب بود تا مرا تا پایان با تصویر معتبرش از سیسیل دهه ۱۹۰۰ و شخصیتهای فوقالعادهاش درگیر نگه دارد. با این حال، حیف است که در حالی که روایت برای محیط جدید خود به عقب در زمان سفر کرد، مکانیکهای گیمپلی نیز با آن همراه شدند.