داستان ونزدی: ورود به آکادمی نورمور

شخصیت ونزدی آدامز، تجسم دوران نوجوانی عبوس است؛ با کنایههای تیز، گوشهگیر، یک جامعهستیز خودخوانده و به همان اندازه گوتیک و мрачный که میتوان تصور کرد. پس از اینکه رفتار او منجر به اخراجش از هشت مدرسه قبلی در پنج سال گذشته میشود، او به آکادمی نورمور (Nevermore Academy) فرستاده میشود؛ مدرسهای برای طردشدگان که والدینش، گومز و مورتیشا، نیز در آنجا تحصیل کردهاند. اخراجهای او صرفاً به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین عادی نبوده؛ در سکانس آغازین، ما میبینیم که او با رها کردن چند پیرانا در استخر مدرسه از قلدرها انتقام میگیرد!
آکادمی نورمور مدرسهای برای موجودات خارقالعاده مانند گرگینهها و مدوساهاست. اما به زودی پس از ورود ونزدی، مجموعهای از قتلهای مرموز در جنگلهای اطراف رخ میدهد. ونزدی که به طرز بیمارگونهای مجذوب این دنباله از اجساد و مجموعهای از رؤیاهای روانی عجیب شده، تصمیم میگیرد تا خودش تحقیق کند.
جنا اورتگا: تجسم بینقص ونزدی آدامز

بخش بزرگی از تمرکز سریال بر روی جنا اورتگا است که قادر است تفاوتهای ظریفی را در هاله بیروح ونزدی با پیشرفت داستان به نمایش بگذارد. ونزدی شخصیتی است که دوست داشتن او به عنوان یک قهرمان دشوار است—این نوع نقش معمولاً به شخصیت مکمل کنایهآمیز داده میشود—اما او با اعتماد به نفسی که فراتر از سنش است، شروع به تحقیق در مورد این رازهای متعدد میکند. اورتگا در هر صحنه درخشان است و به تدریج متوجه میشوید که نگرش ونزدی به زندگی شاید آنقدرها هم که در ابتدا به نظر میرسد دیوانهوار نیست. او لحظات ظریفی را نیز به ارمغان میآورد، که با توجه به اینکه شخصیت نوشتهشده نسبت به احساسات نفوذناپذیر به نظر میرسد، کار آسانی نیست.
ونزدی ستاره اصلی نمایش است؛ یک قهرمان به طرز خندهداری بدبین، تقریباً سایکوپات و به شکلی شیطانی باهوش که نمیتوانید او را تشویق نکنید. دیدن یک شخصیت اصلی که «نرمال» یا «معمولی» نیست، بسیار لذتبخش است. او مقداری رشد شخصیتی را تجربه میکند، اما نیمی از طنز سریال در این است که چگونه او اغلب در حالی که تمام این درامها در اطرافش اتفاق میافتد، سرد و بیاحساس باقی میماند.
شخصیتهای مکمل و جهانسازی در نورمور
در کنار ونزدی، گروهی از شخصیتهای مکمل خوشساخت قرار دارند که به دنیای سریال عمق میبخشند.
انید سینکلر: رنگینکمانی در دنیای سیاه و سفید
ونزدی مجبور است با نقطه مقابل خود هماتاقی شود—دختری به نام انید (Enid) که عاشق رنگهاست و از هر چیزی که ونزدی به آن علاقهای ندارد، هیجانزده میشود. آنها یک زوج نامتناسب هستند که در نهایت به دوست تبدیل میشوند، هرچند تا پایان فصل این دوستی کاملاً شکل نمیگیرد. با این حال، هرچقدر که انید تلاش میکند تا با دیدگاه تاریک ونزدی کنار بیاید و به او در حل معماهایش کمک کند، پاداش چندانی دریافت نمیکند. اما در نهایت، او به کمک ونزدی میآید و حتی برای کمک به او به یک گرگینه تبدیل میشود.
ثینگ: دستی برای تمام فصول

و البته، این دست قطع شده نیز حضور دارد. شوخی کردم، او محبوبترین شخصیت همه است… ثینگ (Thing). بله، ثینگ در این سریال یک «همراه» است. حضور او یکی از مبتکرانهترین جنبههای سریال است و موفق میشود به بخشی جداییناپذیر از داستان تبدیل شود، حتی اگر گاهی اوقات برای پیشبرد داستان از او استفاده شود.
کارگردانی تیم برتون و ارجاعات ژانر وحشت
چهار قسمت اول توسط کسی جز تیم برتون کارگردانی نشده و او مهارتهای همیشگی خود را در یک پالت بصری که کاملاً متعلق به اوست، به کار میگیرد. حتی تابلوی بالای دروازه مدرسه نیز دارای حروفچینی کلاسیک برتونی است. او همچنین بر برخی صحنههای به یاد ماندنی مانند نواختن ویولنسل توسط ونزدی بر روی پشتبام مدرسه نظارت دارد. طراحی نورپردازی فوقالعاده است و در برخی لحظات، میتوان رگههایی از روانگردانی تاریک فیلم کلاسیک ترسناک «سوسپیریا» (Suspiria) اثر داریو آرجنتو در سال ۱۹۷۷ را تشخیص داد.

علاوه بر این، ارجاعات به ژانر وحشت در این سریال بیشمار است. علاوه بر کلاسیکهایی مانند ادگار آلن پو و نسخههای قدیمیتر «خانواده آدامز»، گهگاه صداپیشگیهایی به سبک سریال «سایههای تاریک» (Dark Shadows) از ونزدی، یک ارجاع سرگرمکننده به فیلم «کری» (Carrie) در سال ۱۹۷۶، و تم «پیوریتنها در مقابل باحالها» از فیلم «الویرا: معشوقه تاریکی» (Elvira: Mistress of The Dark) در سال ۱۹۸۸ وجود دارد.
فراز و فرود داستان و پایانبندی انفجاری
با پیشرفت سریال، عنصر معمایی با هر قسمت تشدید میشود و پیچش جدیدی به داستان اضافه میکند که به تاریخچه روستا و زمان حضور مورتیشا در مدرسه بازمیگردد. گاهی اوقات این کار میکند، گاهی نه چندان—یک قسمت کامل درباره خطاهای فرضی گومز در نتیجهگیریاش تا حدودی ضد اوج است و شاید بهتر بود برای فصل دوم نگه داشته میشد. همچنین، تیزی کنایهآمیز ونزدی در نیمه اول فصل، گاهی اوقات در ادامه کمی تصنعی به نظر میرسد، هرچند نمونههایی از نزدیکتر شدن ونزدی نیز وجود دارد.
با این حال، جایی که داستان به هم میپیوندد، مؤثر است. شوخی در رقص سالانه مدرسه به نام «ریون» (Raven)، در تصاویر خود از فیلم «کری» الهام میگیرد. بازدید شبانه از عمارت قدیمی کرانکاستون به خصوص زمانی که هیولا ظاهر میشود و آنها را در ساختمان فرسوده تعقیب میکند، هیجانانگیز است.
فینال سریال به اندازه کافی پیچ و خم داستانی دارد تا هیجان را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و از طبیعت محتاط و هوشمندانه هفت قسمت قبلی عبور کرده و قلب، قهرمانی و یک پیلگریم دیوانه را آشکار میکند. موسیقی متن نیز که توسط دنی الفمن و کریس بیکن ساخته شده، عالی است و شامل یک نسخه ارکسترال از آهنگ متالیکا نیز میشود.
حکم نهایی: آیا ونزدی ارزش تماشا دارد؟
ونزدی یک سریال با یک شخصیت اصلی متفاوت و با طراوت است که هر چیزی هست جز «نرمال». این یک سریال تلویزیونی گوتیک، اتمسفریک و شیک است که برای طرفداران کمدی-ترسناک، متالهدها، گاتها، پانکها و هر کس دیگری که به طور خستهکنندهای «نرمال» نیست، یک اثر واجب برای تماشا است.

اگرچه به وضوح برای بینندگان جوانتر طراحی شده، اما مهارتهای جلوی دوربین و پشت صحنه غیرقابل انکار است. با اینکه شخصیت اصلی میتواند گاهی آزاردهنده باشد، جنا اورتگا یک اجرای درجه یک ارائه میدهد. آیا فصل دومی در کار خواهد بود؟ نشانههایی وجود دارد و موفقیت فصل اول آن را تقریباً اجتنابناپذیر میکند، اما نویسندگان باید چیزی را ارائه دهند که فقط تکرار آنچه دیدهایم نباشد. و حالا که ونزدی کمی نرمتر شده و با همکلاسیهایش چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته، دیگر نمیتوانند به حالت قبل برگردند. باید جالب باشد…