۱۰. او به طرز خارقالعادهای به ارن وفادار است

میکاسا از اولین لحظهای که با ارن ملاقات کرد، به او وفادار بوده است. او همیشه میخواست از ارن محافظت کند، به خصوص در برابر دردسرهایی که خودش ایجاد میکرد. دلیل اصلی اینکه او به دسته ۱۰۴ آموزشی و بعدها به لشکر پیشرو (Survey Corps) پیوست، این بود که میخواست مطمئن شود ارن در هنگام مبارزه با تایتانها در امان است. اگرچه او همیشه به دیگر دوستانش نیز کمک میکرد، اما شخصی که بیش از همه برایش اهمیت داشت، ارن بود. وفاداری عمیق او به ارن، که در تحلیل کامل شخصیت میکاسا آکرمن به آن پرداختهایم، هسته اصلی وجود او را تشکیل میدهد.
۹. او بسیار صادق و روراست است

میکاسا شخصیتی سرسخت دارد و هرگز حرفهایش را پیچیده نمیکند. او از اولین کسانی است که اگر با چیزی مخالف باشد، نظرش را به صراحت بیان میکند و کوتاه نمیآید. اگر کسی کاری انجام دهد که او تایید نمیکند، خشمش به وضوح در چهرهاش نمایان میشود. با اینکه برخی ممکن است این رفتار او را سرد تلقی کنند، اما طرفداران میدانند که او در واقع بسیار مهربان است و فقط در مواقعی که کاملاً ضروری باشد، دروغ میگوید یا رازی را پنهان میکند.
۸. او یکی از قویترین شخصیتهای کل مجموعه است

حتی قبل از پیوستن به ارتش، میکاسا بسیار قوی بود. با این حال، با کسب تجربه در نبردهای بیشمار، او به یکی از قویترین شخصیتهای کل مجموعه و مسلماً قدرتمندترین سرباز لشکر پیشرو تا پایان مانگا تبدیل شد. یکی از چیزهایی که طرفداران در داستانها دوست دارند، نبردهای حماسی است و میکاسا در این زمینه هرگز ناامید نمیکند.
۷. او از معدود شخصیتهای اصلی بود که به تایتان تبدیل نشد

در ابتدای مجموعه، طرفداران از دیدن تبدیل شدن ارن به تایتان شوکه شدند. با این حال، این اتفاق بارها تکرار شد و اکثر شخصیتهای اصلی در مقطعی از مانگا به تایتان تبدیل شدند. آنی به تایتان مونث تبدیل شد، راینر و برتولت خود را به عنوان تایتانهای زرهپوش و غولآسا معرفی کردند و آرمین جانشین برتولت شد. خوشبختانه، به دلیل اینکه میکاسا یک آکرمن است، او هرگز نمیتواند به تایتان تبدیل شود.
۶. او جان افراد زیادی را در منطقه تروست نجات داد

پس از فارغالتحصیلی از دسته ۱۰۴ آموزشی، تایتان غولآسا در منطقه تروست ظاهر شد و دیوار را شکست. گروهی از تایتانها شروع به کشتن مردم کردند و جدیدترین سربازان ارتش مجبور بودند برای زندگی خود بجنگند. میکاسا یکی از موثرترین سربازان در این نبرد بود؛ او هم شهروندان را به مکان امن هدایت کرد و هم پس از اینکه به نظر میرسید تمام امیدها از دست رفته، همرزمانش را رهبری نمود. بدون کمک او، نتیجه این نبرد بسیار بدتر میشد.
۵. او تایتان مونث را شکست داد

میکاسا رقابت شدیدی با آنی داشت. وقتی مشخص شد که آنی همان تایتان مونث است، میکاسا و ارن با او جنگیدند. آنی سعی کرد با بالا رفتن از دیوار فرار کند، اما میکاسا انگشتان او را قطع کرد و باعث سقوطش شد. با این حال، قبل از اینکه بتوانند کاری کنند، آنی از قدرت سختسازی خود برای ایجاد یک کریستال در اطراف بدنش استفاده کرد که با هیچ سلاحی قابل شکستن نبود. این یکی از بهترین نبردهای میکاسا و یک پایان عالی برای آرک داستانی تایتان مونث بود.
۴. او کتاب اسپینآف مخصوص به خود را دارد

اسپینآفهای زیادی در دنیای اتک آن تایتان وجود دارد. یکی از کوتاهترین و محبوبترین آنها، Lost Girls، به داستان شخصیتهای محبوب میپردازد. آنی و میکاسا شخصیتهای اصلی این مجموعه هستند و داستان میکاسا در جلد دوم مانگا روایت میشود. این داستان که در زمانی اتفاق میافتد که میکاسا فکر میکرد ارن در تروست خورده شده، زندگیای را تصور میکند که در آن به ارتش نپیوستهاند. این جلد با وجود فضای متفاوت، خواندنی و لذتبخش است و ثابت میکند میکاسا چقدر شخصیت بزرگی است.
۳. او با لیوای و کنی خویشاوند است

رابطه میکاسا با لیوای در ابتدا خوب شروع نشد. برای اینکه ارن به جوخه لیوای بپیوندد، لیوای مجبور بود ارتش را متقاعد کند که میتواند او را کنترل کند و برای این کار، ارن را به شدت کتک زد. میکاسا با دیدن این صحنه، فوراً از لیوای متنفر شد، غافل از اینکه آنها با هم فامیل هستند. از آنجایی که لیوای چیز زیادی از گذشتهاش نمیدانست، تنها در مکالمه نهاییاش با کنی متوجه شد که یک آکرمن است. خویشاوندی با دو کاپیتان قدرتمند در ارتش، میکاسا را حتی از قبل هم جذابتر کرد.
۲. او توانست با کسی که بیش از همه دوستش داشت، بجنگد

در طول سالها، شخصیت ارن کاملاً تغییر کرد. وقتی او به مارلی حمله کرد، میکاسا احساس کرد کاری که او انجام میدهد اشتباه است. ارن همچنین علیه او شد و گفت که همیشه از او متنفر بوده و او را برده خود میدانسته است. پس از شروع «غرش» (The Rumbling)، میکاسا میدانست که باید به دیگر سربازان لشکر پیشرو و همچنین واحد جنگجویان مارلی بپیوندد تا ارن یگر، این ضدقهرمان پیچیده را شکست دهد. این بزرگترین آزمون قدرت و اراده او بود.
۱. او یکی از تراژیکترین پیشینههای داستانی را دارد

قبل از شروع سریال، میکاسا با والدینش زندگی میکرد. یک روز، سه قاچاقچی انسان به خانه آنها حمله کرده و والدینش را کشتند. آنها قصد داشتند میکاسا را به قیمت بالایی بفروشند، اما خوشبختانه ارن آنها را متوقف کرد. ارن دو نفر از آنها را کشت و میکاسا را نجات داد. میکاسا با کشتن آخرین قاچاقچی، هم انتقام والدینش را گرفت و هم جان ارن را نجات داد؛ این همان لحظهای بود که او اینقدر قدرتمند شد. این پیشینه داستانی تراژیک، عمق بیشتری به شخصیت او میبخشد و یکی از بهترین دلایل برای دوست داشتن اوست.