۱۰. نبرد نهایی لیوای علیه زیک، تایتان جانور

تقریباً هر شخصیتی در این مجموعه دشمنان زیادی دارد، اما دشمنی میان لیوای و زیک از همان اولین رویاروییشان شخصی بود. لیوای آکرمن همیشه از دستورات اروین اسمیت پیروی میکرد و آخرین دستور فرماندهاش، کشتن تایتان جانور بود. پس از عقبنشینی زیک در نبرد شیگانشینا، این دو تا مدتها با هم روبرو نشدند. نبرد نهایی و انتقامجویانه میان قویترین سرباز پارادایس و تایتان جانور، به زودی در انیمه به تصویر کشیده خواهد شد.
۹. همکاری ارن و زیک با وجود عقاید متفاوت

پس از اینکه ارن فهمید زیک برادرش است، با او شروع به همکاری کرد. این دو پیروان زیادی به نام «یگریستها» به دست آوردند که معتقد بودند ارن و زیک میتوانند الدیاییها را نجات دهند. با این حال، با وجود اینکه این دو برای رسیدن به اهدافشان به یکدیگر نیاز داشتند، عقایدشان کاملاً در تضاد با یکدیگر بود. زیک میخواست تمام الدیاییها را عقیم کند تا دیگر در این دنیای پر از نفرت به دنیا نیایند، در حالی که ارن یگر میخواست به دنیا حمله کرده و اطمینان حاصل کند که مردمش میتوانند در صلح زندگی کنند. آنها شاید برادر باشند، اما خانواده خوشبختی نیستند.
۸. هیستوریا باردار است و هویت پدر هنوز نامشخص است

هیستوریا کودکی بسیار سختی داشت. او باردار شده و در آستانه به دنیا آوردن فرزندش است. اگرچه در داستان باور بر این است که پدر فرزند او، همان پسری است که در کودکی به او سنگ پرتاب میکرد، اما بسیاری از طرفداران معتقدند که پدر واقعی فرزند، کسی جز ارن یگر نیست.
۷. ارن کنترل کامل پارادایس را به دست میگیرد

پس از بازگشت ارن و زیک به پارادایس، هانجی و لیوای آنها را به شدت تحت نظر داشتند. اما آنها نمیدانستند که یگریستها نقشههای خود را دارند و تحت فرمان ارن، علیه دولت و ارتش شورش کردند. با حمایت فلوک و بسیاری از الدیاییها که ارن را حاکم بر حق خود میدیدند، آنها به دیگرانی که با این ایده مخالف بودند، پشت کردند و یک قیام دیگر را رقم زدند.
۶. ارن، گریشا را در گذشته کنترل کرد

زمانی که زیک متوجه شد ارن با نقشه او موافق نیست، سعی کرد به برادر کوچکترش نشان دهد که چگونه پدرشان، گریشا، او را شستشوی مغزی داده است. اما وقتی در خاطرات گریشا یگر سفر میکردند، زیک شوکه شد وقتی فهمید ارن همیشه همان شخصیت سرکشی بوده که از دنیا متنفر است. در خاطره حمله گریشا به خانواده ریس، هر دو شگفتزده شدند وقتی دیدند گریشا در کشتن آنها تردید میکند. ارن توانست با پدرش ارتباط برقرار کرده و او را مجبور کند تا تایتان بنیانگذار را برای خودش بردارد و خانواده سلطنتی را بکشد. از آن لحظه به بعد، ارن مسئول همه چیز بود.
۵. ارن با دیگر تایتانها «غرش» را آغاز میکند

با تبدیل شدن هدف ارن به واقعیت، او دیوارهای سختشده را از بین برد و از تایتانهای غولآسای درون آنها برای شروع «غرش» (The Rumbling) استفاده کرد. این بزرگترین حمله در کل مجموعه است و تمام جهان، به جز پارادایس، در خطری مرگبار قرار میگیرد. شخصیت اصلی داستان به یکی از بهترین شرورهای نوشته شده در تاریخ تبدیل میشود.
۴. آنی از کریستال خارج شد و با هیچ متحد شد

همانطور که ارن دیوارها را از بین برد، کریستالی را که آنی سالها پیش خود را در آن محبوس کرده بود نیز نابود کرد. طرفداران مدتها منتظر بازگشت او بودند. هیچ، هماتاقی سابق او، اولین کسی بود که او را پیدا کرد. آنی به هیچ در مورد زندگی واقعیاش و دلیل حمله به الدیاییها گفت.
۳. جنگجویان و سربازان علیه ارن متحد میشوند

کمی پس از صحبت با هیچ، آنی همرزمان سابقش را پیدا کرد و تصمیم گرفت به آنها در متوقف کردن ارن کمک کند. دشمنانی که لحظاتی قبل از شروع «غرش» با یکدیگر میجنگیدند، اکنون به هم کمک میکردند. آنی، آرمین، کانی، جین، راینر، گبی، فالکو، میکاسا، لیوای و دیگران، همگی برای یک بار در یک جبهه قرار گرفتند.
۲. دنیای پس از مرگی برای اعضای لشکر پیشرو وجود دارد

برای فرار دیگران، هانجی با مبارزه با تایتانهای غولآسا، خود را فدا کرد. پس از مرگ، هانجی بیدار شد و فرمانده اروین را به همراه تمام اعضای درگذشته لشکر پیشرو در مقابل خود دید. اروین به هانجی اطمینان داد که فداکاری او واقعاً معنا داشته و همرزمانش در امان هستند.
۱. تایتان پرنده ظاهر شد

در حوالی زمانی که زیک و ارن با هم تماس برقرار کردند، فالکو، پورکو را خورد و تایتان آرواره را به ارث برد. با این حال، از آنجایی که او مایع نخاعی زیک را در بدن خود داشت، ویژگیهای تایتان جانور را نیز به دست آورد. با داشتن خاطراتی از یک وارث قبلی تایتان جانور، فالکو معتقد بود که میتواند پرواز کند. با این کار، او توانست واحد جنگجویان مارلی و لشکر پیشرو را در نبرد علیه ارن از مرگ حتمی نجات دهد.