۱۰. استارفیلد (Starfield): تغییرات مثبت، آن را به یک بازی ضروری تبدیل کرد

اگرچه Starfield در ابتدای عرضه با مشکلاتی روبرو شد، اما بهبودها و اضافات بعدی، این RPG را به یک بازی عالی تبدیل کردهاند. این اثر صرفاً یک Skyrim در فضا نیست، بلکه هویت مستقل خود را دارد. کاوش در سیارات و فرقههای مختلف به Starfield کمک میکند تا از دیگر عناوین بزرگ بتسدا متمایز شود. بستههای الحاقی داستانی مانند Shattered Star نیز نقش مهمی در زندهتر کردن جهان بازی داشتهاند.
فرماندهی یک سفینه فضایی بسیار سرگرمکننده است و رویای پرواز در فضا را محقق میکند. Starfield یک رویکرد واقعاً جذاب به حالت New Game + دارد و پشتیبانی از مادها به بازیکنان اجازه میدهد تا تجربه خود را شخصیسازی کنند. این واقعیت که بتسدا از زمان عرضه به طور مداوم با بهروزرسانیها از بازی پشتیبانی کرده، دلیلی محکم برای بازگشت دوباره بازیکنان به آن است.
۹. جهانهای بیرونی (The Outer Worlds): سفری جدید برای استودیوی آبسیدین

گیمرها همیشه میتوانند روی استودیوی آبسیدین (Obsidian Entertainment) برای ساخت یک RPG عالی حساب کنند. چیزی که در مورد The Outer Worlds میدرخشد این است که نه تنها سرگرمکننده، بلکه بسیار خندهدار است. شباهت کافی این بازی به سری Fallout نیز باعث میشود طرفداران آن سری احتمالاً از این بازی لذت ببرند.
این بازی تعادل کاملی بین تصمیمگیریهای خلاقانه و میل به کاوش تمام احتمالات برقرار میکند. لحن آن بیشتر به سریال Firefly نزدیک است که خود یک تعریف بزرگ محسوب میشود. تجربه نقشآفرینی در این جهان برای اکثر بازیکنان غنی و لذتبخش است و به همین دلیل، افراد باید قبل از پریدن به دنباله آن، حتما زمانی را به تجربه The Outer Worlds اختصاص دهند.
۸. اَوود (Avowed): دنیای Pillars of Eternity در مسیری جدید

بازی Avowed که از دنیای Pillars of Eternity سرچشمه میگیرد، یک افزوده عالی و عنوانی قدرتمند دیگر در کتابخانه آبسیدین است. بازیکنان نقش فرستادگان امپراتوری Aedyr را بر عهده میگیرند و به کشف راز پشت یک طاعون میپردازند. در طول مسیر، با همراهان ارزشمندی آشنا میشوند که سفر را جذابتر میکنند. دیالوگنویسی معروفی که آبسیدین به آن شهرت دارد، در اینجا کاملاً به نمایش گذاشته شده است.
علاوه بر این، سیستم مبارزات بازی بسیار چشمگیر است و تنوع شگفتانگیزی از سلاحها و تواناییها را ارائه میدهد. در کدام بازی فانتزی دیگری یک بازیکن میتواند همزمان دو تپانچه جادویی را به کار بگیرد؟ امسال سال بزرگی برای آبسیدین بوده و Avowed یکی از دلایل اصلی آن است.
۷. اساسینز کرید ادیسه (Assassin’s Creed Odyssey): نقطه عطفی برای این فرنچایز قدیمی

پس از نسخه Syndicate، فرنچایز Assassin’s Creed به یک سری RPG تبدیل شد. در حالی که چندین عنوان قدرتمند در این سری وجود دارد، Assassin’s Creed Odyssey به عنوان یک RPG سرگرمکننده برجسته است. شاید این بازی بهترین عنوان کلی در این سری نباشد، اما Odyssey بدون اینکه به اندازه Valhalla عظیم و خستهکننده باشد، جهانی غنی را ارائه میدهد. کاوش در یونان باستان با طیف متنوعی از زیستبومها، به طرز شگفتانگیزی وسیع به نظر میرسد. جالبتر از آن، شاخهبندی ماموریتهای جانبی است.
گیمرها میتوانند حجم زیادی از داستان را با تغییرات معنادار تجربه کنند. این ویژگی، همراه با میزان شخصیتی که بازیکنان میتوانند به کاراکتر خود تزریق کنند، آن را به یک RPG واقعی تبدیل کرده است. گویی Assassin’s Creed از برخی از بهترین RPGها الهام گرفته و آن عناصر را در Odyssey به کار برده است. برای کسانی که خواهان تجربهای متفاوت از این سری هستند، Odyssey یک انتخاب محکم برای طرفداران RPG است.
۶. ساوث پارک: شکست خورده اما کامل (South Park: Fractured But Whole): جان بخشیدن به سریال تلویزیونی

این بازی South Park تجربهای منحصربهفرد در مقایسه با اکثر RPGها ارائه میدهد. برای کسانی که عاشق این سریال انیمیشنی طولانی هستند، The Fractured but Whole یک هدیه است که با برخی از بهترین قسمتهای آن برابری میکند. این دنباله که بر پایه بازی South Park: The Stick of Truth ساخته شده، حال و هوا را با یک تم ابرقهرمانی تغییر میدهد.
بازیکنان میتوانند شخصیتهای خود را به عنوان قهرمانانی با کلاسها و ویژگیهای مختلف طراحی کنند. کاوش در شهر ساوث پارک هنوز هم برای طرفداران یک رویاست و عمقی بیش از حد انتظار ارائه میدهد. تعداد ایستر اگهای پنهان، هر بیننده قدیمی را هیجانزده خواهد کرد. برای طرفداران ساوث پارک، The Fractured but Whole یک RPG ضروری است.
[تصویر شماره 5 در اینجا قرار میگیرد]
۵. سایبرپانک ۲۰۷۷ (Cyberpunk 2077): یک داستان رستگاری باورنکردنی

داستان Cyberpunk 2077 از شکست به رستگاری تغییر مسیر داده است. بهروزرسانیها و اصلاحات بیشماری که استودیوی CD Projekt Red برای تبدیل آن به یک بازی باورنکردنی انجام داد، باید مورد مطالعه قرار گیرد. مسیرهای متعددی برای کاوش وجود دارد و هرگز خستهکننده نمیشوند. بازیکنان میتوانند طیف گستردهای از شخصیتها را بسازند که حس و سبک بازی متفاوتی دارند.
نایت سیتی (Night City) یکی از بهترین مکانها در یک بازی جهانباز است و هم در داخل و هم در خارج از مناطق اصلی خود، غنی و متنوع به نظر میرسد. علاوه بر این، بسته الحاقی Phantom Liberty یکی از برترین DLCها در تاریخ گیمینگ است. این یک بازی عظیم است که اکنون سرانجام کامل به نظر میرسد. برای کسانی که در مورد تجربه Cyberpunk 2077 تردید داشتند، دیگر دلیلی برای صبر کردن وجود ندارد؛ نایت سیتی منتظر کاوش است.
۴. دیسکو الیسیوم (Disco Elysium): درخشش یک RPG بدون مبارزه

Disco Elysium یک RPG شگفتانگیز است، دقیقاً به خاطر کاری که انجام نمیدهد. به جای مبارزات با تم فانتزی یا علمی-تخیلی، مکانیکهای بازی کاملاً بر پایه دیالوگ ساخته شدهاند. بازیکنان از بررسی مهارتها و تاس ریختن برای گشتوگذار در دنیای خیرهکننده Disco Elysium استفاده میکنند و در طول مسیر با شگفتیهای زیادی روبرو میشوند.
این RPG همچنین دارای برخی از بهترین دیالوگها در کل دنیای گیمینگ است، با لحظاتی که یادآور بهترین پروژههای دیوید لینچ است. هر شخصیت کاملاً پرداخته شده و صداپیشگی شده است که حیرتانگیز است. در حالی که برخی از گیمرها ممکن است از ستایش مداوم این بازی خسته شوند، Disco Elysium کاملاً ارزش این همه هیاهو را دارد.
۳. کینگدام کام: دلیورنس ۲ (Kingdom Come: Deliverance II): بهترین RPG سال ۲۰۲۵

در حالی که اولین نسخه Kingdom Come: Deliverance بازی خوبی است، دنباله آن یک اثر باشکوه است. Kingdom Come: Deliverance II آسان نیست و زمان میبرد تا با دنیای خشن آن سازگار شوید، اما وقتی با آن ارتباط برقرار کنید، تجربه بسیار ارزشمندی خواهد بود. با حرکت بازیکنان در سرزمین ناهموار اما خیرهکننده بوهمیا (Bohemia)، مهارتهای هنری (Henry) به تدریج بهبود مییابد.
این بازی به امتحان کردن همه چیز و کاوش آزادانه تشویق میکند که این خود باعث تشویق نقشآفرینی عمیق میشود. بسیاری خود را در حال برنامهریزی تمام روز برای استفاده حداکثری از زمان خود با KCD2 خواهند یافت. برای کسانی که به دنبال تجربه یکی از بهترین RPGهای سال هستند، Kingdom Come: Deliverance II بهترین گزینه است.
۲. ویچر ۳: وایلد هانت (The Witcher 3: Wild Hunt): تغییردهنده همیشگی RPGها

شاید The Witcher 3: Wild Hunt برای برخی بیش از حد مورد ستایش قرار گرفته باشد، اما واقعاً یکی از بهترین بازیهای دهه گذشته است. تأثیری که این بازی بر صنعت ویدیوگیم، به ویژه در طراحی جهان، شخصیتها و ماموریتهای جانبی گذاشت، شایسته مطالعه است. اگرچه گرالت (Geralt) یک شخصیت تثبیتشده است، CD Projekt Red کاری میکند که او برای بازیکن شخصی به نظر برسد. اینکه بازیکنان میتوانند او را در مسیرهای مختلفی هدایت کنند و همه آنها به خوبی کار میکنند، شگفتانگیز است.
رویکرد گرالت به قراردادها و ماموریتها فوقالعاده است، نه فقط از طریق مبارزه، بلکه در تنوع روشهایی که میتوان ماموریتها را انجام داد. بازیکنان میتوانند بدون اینکه هرگز خسته شوند، در این جهان باز باورنکردنی گم شوند. Wild Hunt یک بازی به شدت خلاقانه است و به دلیلی مشخص به یک RPG تعیینکننده تبدیل شده است.
۱. بالدرز گیت ۳ (Baldur’s Gate 3): بهترین اقتباس از Dungeons And Dragons

وقتی Baldur’s Gate 3 سرانجام از دسترسی زودهنگام (Early Access) خارج شد، جهان را طوفانی کرد. تعداد بیشمار انتخابها و مسیرهای موجود برای بازیکنان، اینترنت را به جنون کشاند. ساخت بازی اصلی نه تنها بر اساس نسخه پنجم Dungeons & Dragons، بلکه تبدیل آن به تجربهای قطعی برای این RPG رومیزی کلاسیک، یک دستاورد بزرگ برای استودیوی لاریان (Larian Studios) است. حتی برای کسانی که با D&D آشنا نیستند، Baldur’s Gate 3 کار فوقالعادهای در راهنمایی بازیکنان انجام میدهد.
میزان پیچوخمهای داستانی بسته به شخصیت میتواند حیرتانگیز باشد. واقعاً احساس میشود که بازی حول هر بار بازی کردن منحصر به فرد ساخته شده است و طیف وسیعی از انتخابها و عواقب را ارائه میدهد. Baldur’s Gate 3 به درستی جوایز بسیاری از جمله «بازی سال» را از آن خود کرد و اکنون به عنوان استاندارد طلایی برای RPGها شناخته میشود. برای هر کسی که هنوز آن را بازی نکرده، اکنون بهترین زمان است.