1. گانتز (Gantz)

با مسیری که انیمه از علمی-تخیلی به حمام خون طی میکند، مشخص است که گانتز (Gantz) علاقهای به ظرافت ندارد. فرضیه و اجرای آن کاملاً با مرد ارهای متفاوت است، اما هر دو داستان در بیرحمی اشتراک دارند. در دنیای گانتز، زندگی انسان یک منبع مصرفی است و خشونت جنسی یکی از پایههای اصلی داستان به شمار میرود. شخصیتها، از جمله کِی و ماسارو، باید ماموریتهایی را انجام دهند که در آنها، کشتار در مترو حداقلِ چیزی است که از آنها انتظار میرود.
برای کسانی که از کمدی سیاه در مرد ارهای لذت میبرند، گانتز مانند یک نسخه تکاملیافته و جذاب به نظر میرسد. با این حال، جایی که مرد ارهای یک اهرم احساسی برای ایجاد تعادل در خشونت ارائه میدهد، گانتز ممکن است بیشتر شبیه به مجموعهای از شوکهای بیمعنی به نظر برسد.
2. شیطانکش: کودک گریان (Devilman: Crybaby)

کمتر انیمه مدرنی به اندازه Devilman: Crybaby از نظر اخلاقی تاثیرگذار است. بازسازی ماساکی یوآسا در سال ۲۰۱۸ از این اثر کلاسیک، آکیرا فودو را به یک “دویلمن” تبدیل میکند؛ موجودی نیمهشیطان و نیمهانسان که حس همدردیاش برای دور نگه داشتن او از آشوب کافی نیست. مبارزه او علیه شیاطین، به آرامی به مبارزهای علیه هیستری و جنون جمعی انسانیت تبدیل میشود که شاید وحشت واقعی داستان از ابتدا همین بوده است.
این انیمه دارای انیمیشنی منعطف است که به طور یکپارچه به صحنههای کابوسوار تبدیل میشود. خشونت داستان تکاندهنده است، اما چیزی که آن را فراتر از یک شوک صرف میبرد، این است که چگونه ترس، انسانها را وادار به انجام اعمالی هیولاوار میکند. برخی از بینندگان خام بودن این انیمه را تحسین میکنند، در حالی که درک اینکه چرا دیگران آن را شاهکار میدانند نیز آسان است. بدون شک این اثر یکی از ۱۰ انیمه عمیق و فلسفی است که نگاه شما را به زندگی تغییر میدهد.
3. حمله به تایتان (Attack on Titan)

حمله به تایتان (Attack on Titan) شاید تاثیرگذارترین انیمه دوران خود باشد. این اثر تعریف جدیدی از اجرای فانتزی تاریک ارائه داد و فراتر از موجودات عجیب و غریب رفت و جنبههای اخلاقی و سیاسی را به انیمه اضافه کرد. داستان هاجیمه ایسایاما که ابتدا توسط استودیو Wit و سپس توسط MAPPA انیمیت شد، به عنوان یک داستان انتقامجویانه معمولی شروع میشود، اما به یک تراژدی جهانی که از نفرت تغذیه میکند، تبدیل میشود. با هر پیچش داستانی، مقیاس داستان بزرگتر شده و بار اخلاقی آن سنگینتر میشود.
بیرحمی انیمه هم در خشونت عریان و هم در نحوه فاسد شدن نیتهای خوب توسط ترس، مشهود است. چه در چرخش رادیکال ارن و چه در عذاب وجدان راینر، انیمه به طرز نگرانکنندهای انسانی باقی میماند. گرچه شاید پایانبندی برای برخی ناامیدکننده باشد، اما یک نسخه امنتر هرگز نمیتوانست نشان دهد که چگونه گاهی بزرگترین هیولاها همیشه در درون ما زندگی میکنند. اگر میخواهید تحلیل عمیقتری داشته باشید، مقاله ما درباره اینکه آیا ارن یک قهرمان بود یا یک هیولا؟ را از دست ندهید.
4. مهمانی جنازهها: ارواح شکنجهشده (Corpse Party: Tortured Souls)

Corpse Party: Tortured Souls در مجموع اثری عجیب، ناهموار و در عین حال فراموشنشدنی است. این انیمه، نسخه اصلی Team GrisGris را در یک کابوس چهار قسمتی در سالنهای نفرینشده دبستان Heavenly Host خلاصه میکند. دانشآموزانی مانند ساتوشی، آیومی و نائومی، به جای رشد کردن، به عنوان قربانیان جنایات مدرسه، فرو میپاشند. وحشت در این انیمه به هیچ وجه ظریف نیست؛ سراسر آن پر از پیچ خوردن اعضای بدن و مرگهایی است که به شکلی دقیق به تصویر کشیده میشوند.
برخی از طرفداران، تعهد انیمه به بیرحمی را تحسین میکنند، در حالی که دیگران ممکن است آن را بیش از حد درگیر شوکه کردن مخاطب بدانند. هر دو واکنش منصفانه به نظر میرسد. Corpse Party شاید فاقد ساختار احساسی مرد ارهای باشد، اما به نوعی بینندگان را در چرخهای ناامیدکننده از گناه و مجازات به دام میاندازد که شخصیتها نمیتوانند از آن فرار کنند.
5. برزرک (Berserk)

برزرک (Berserk) به عنوان یک انیمه فانتزی تاریک، شاید حتی بیامانتر از مرد ارهای باشد. داستان کنتارو میورا، ماجرای گاتس را دنبال میکند؛ یک مزدور که هم توسط سرنوشت و هم توسط انسانهای شرور زخمی شده است. مسیر او در دسته شاهین و خیانت گریفیث، بیشتر شبیه تحمل سختی است تا ساختن قهرمانی. هر پیروزی، عمیقتر از زخمی که درمان میکند، بر جان او خراش میاندازد.
وحشت در برزرک از خیانت و بیتفاوتی خدایان نشأت میگیرد. این انیمه سرشار از رنج است که با وجود اهمیتش، حتی قابل مقایسه با نحوه به تصویر کشیدن آن در مانگای اصلی نیست. برزرک احتمالاً برای اکثر مردم بیش از حد تاریک و بیرحم است. با این حال، داستان به خاطر همین ویژگیهاست که معنادار میشود.
6. ژنوسایبر (Genocyber)

تقریباً سه دهه قبل از مرد ارهای، انیمه ژنوسایبر (Genocyber) با خشونتی غیرقابل درک عرضه شد. این انیمه دهه ۹۰، دوقلوهای روانی و بیوتکنولوژی نظامی را در یک آشوب آخرالزمانی ترکیب کرد که به سختی منطقی به نظر میرسید، اما شاید همین دلیل جذابیت آن بود. ژنوسایبر یک اثر سایبرپانک است که از فیلتر خشم نوجوانانه عبور کرده است. طرح داستانی اغلب در حاشیه قرار میگیرد و به داستان اجازه میدهد تا بر روی قتلعام، فروپاشی شهرها و پیچ خوردن بدنها در ماشینآلات تمرکز کند. این انیمه تلاش نمیکند خشونتی را که به تصویر میکشد، توجیه یا اخلاقی کند؛ فقط در آن غرق میشود. اگر به این سبک علاقهمندید، لیست ما از شاهکارهای سایبرپانک را از دست ندهید.
7. بلاد-سی (Blood-C)

Blood-C ممکن است یکی از معدود انیمههایی باشد که مایل است ناراحتی را به عنوان احساس اصلی خود به کار گیرد. انیمه، سایا را به عنوان یک دختر دبیرستانی شاد معرفی میکند که شبها به عنوان یک شکارچی هیولا فعالیت میکند، اما خیلی زود این فرضیه را به نمایشی از بیرحمی تبدیل میکند. چیزی که به عنوان یک انیمه بامزه از ژانر “برشی از زندگی” شروع میشود، به سرعت به یک مراسم خونین تغییر میکند. ریتم آرام و آفتابی Blood-C باعث میشود خشونت تقریباً تمسخرآمیز به نظر برسد، گویی بیننده نیز بخشی از این آزمایش است. این انیمه شروعی جسورانه دارد اما میتواند حس استثمارگرانه نیز داشته باشد. Blood-C ممکن است از نظر لحن دچار لغزش شود، اما این فقط نشان میدهد که اولویت آن وحشت و نمایش این است که چه کسی واقعاً کنترل را در دست دارد.
8. دیگری (Another)

دیگری (Another) یکی از نابترین نمونههای وحشت تدریجی و دلهرهآور در انیمههای مدرن است. این انیمه محصول ۲۰۱۲ از استودیو P.A. Works، داستان یوکیتو آیاتسوجی را اقتباس کرده و وحشت را از اتفاقات روزمره مانند صبحهای مهآلود و کلاسهای درس خالی میسازد. ورود دانشآموز انتقالی، کوئیچی ساکاکیبارا، به دبیرستان شمالی یومییاما بیخطر به نظر میرسد تا زمانی که اتفاقات عجیب مانند یک نفرین که هیچکس نمیخواهد نامش را ببرد، روی هم انباشته میشوند. چیزی که Another را آزاردهنده میکند، خویشتنداری آن در مقابل تصاویر خونین است. این انیمه باعث میشود رویدادهای سادهای مانند افتادن یک شی یا یک صندلی جابجا شده، مرگبار به نظر برسند. اگرچه کشف حقیقت مهم است، اما انیمه بیشتر به فضا و اتمسفر اهمیت میدهد تا ارائه پاسخ. در Another، این واقعیت که همه چیز خوب به نظر میرسد، دقیقاً خود مشکل است.
9. وایلنس جک (Violence Jack)

Violence Jack مسلماً یکی از بدنامترین ساختههای گو ناگای است. این یک داستان پساآخرالزمانی است که دههها بعد هنوز هم زننده به نظر میرسد. داستان، جک را در یک سرزمین بایر رها میکند که توسط باندها و آدمخوارها اداره میشود، جایی که بقا به جای قهرمانی واقعی، نیازمند بیرحمی است. خشونت در این انیمه گروتسک است و اغلب وارد قلمرو آزار و اذیت میشود، با این حال جذابیت عجیبی در نحوه فروپاشی تمدن وجود دارد. تقریباً شبیه یک طنز به نظر میرسد که گاهی آشوب را فقط برای خود آشوب به نمایش میگذارد. Violence Jack برای بینندگانی که به دنبال آرامش هستند مناسب نیست. در عوض، داستانی است که نشان میدهد انسانها چقدر میتوانند فاسد باشند و حفظ خویشتنداری در چنین دنیای شکنندهای چقدر مهم است.
10.پاراسایت ماکسیم (Parasyte: The Maxim)
Parasyte: The Maxim اولین انیمهای نیست که بر روی وحشت بدنی (Body Horror) تمرکز میکند، اما این اثر آن را به یک داستان شخصی عجیب تبدیل میکند. این انیمه بر اساس مانگای هیتوشی ایواکی و انیمیت شده توسط Madhouse، داستان شینیچی ایزومی را دنبال میکند؛ نوجوانی که دست راستش به خانهی یک انگل سخنگو به نام میگی تبدیل میشود. او از تلاش برای زنده ماندن در واقعیت جدیدش، به مرکز یک نبرد فلسفی بر سر معنای انسان بودن کشیده میشود. Parasyte به جای ترسهای ناگهانی، بینندگان را با نشان دادن تحلیل رفتن تدریجی حس همدردی شینیچی و نفوذ منطق سرد میگی به وحشت میاندازد. این نبرد انسانیت در برابر منطق سرد بیگانه است. یک لحظه یک صحنه معمولی دبیرستانی را میبینید و لحظه بعد، کسی در حال تکهتکه شدن است.
حرف آخر
دنیای انیمه پر از آثاری است که جرئت میکنند به تاریکترین زوایای روان انسان و جامعه سرک بکشند. انیمههایی مانند مرد ارهای ثابت کردهاند که تقاضای زیادی برای این نوع داستانگویی پیچیده و بیپرده وجود دارد. لیستی که در بالا معرفی شد، تنها قطرهای از این اقیانوس تاریک است و هر کدام به شیوه خود، تجربهای فراموشنشدنی و البته چالشبرانگیز را برایتان رقم خواهند زد.